گرگےدر دادگاه خدا.
Відкрити в Telegram
296
Підписники
+1924 години
+107 днів
+630 днів
Архів дописів
Repost from پرامپت | My Prompt
Prompt:
Ultra-realistic portrait of the same woman, preserving her exact facial features, identity, fair skin with subtle freckles, hazel eyes, and long naturally curly dark brown hair. She stands beside a calm blue lake wearing an elegant white linen short-sleeve shirt with colorful floral embroidery and matching white linen bottoms. She wears a delicate gold necklace and a gold wristwatch. Both hands are gently held together in front of her body while looking directly into the camera with a warm natural smile. Bright daytime sunlight, peaceful lakeside scenery, soft background blur, highly detailed fabric texture, DSLR photography, photorealistic, 8K.
💫 Create now : @PhotoAi_robotRepost from شین مثل شایار
چالش آخر چنل، چون واقعا حوصله هیچی ندارم.
فور کن نظرمو درباره چنلت بگم.
فقط کسایی که جوینن فور کنن برای چالش جوین نشو بعد لفت بدی.گروه حمایتی: @memberyaar
میشه هر چیزی رو عادیسازی نکنید؟
«انرژی زنانه»؟ جدی؟
من دلم میخواد بلند بخندم، باشگاه برم، ناخنهام لاک نداشته باشه و خیلی کارهای دیگهای بکنم که قرار نیست حتماً ظریف و لطیف و مطابق تصویری باشه که از «زن بودن» ساختهاید.
«مردها هم پریود میشن»؟ شوخی میکنید؟
اینکه هر انسانی ممکنه خسته، بیحوصله، حساس، پرانرژی، عصبانی یا حتی بیدلیل دلگیر باشه، بخشی از انسان بودنه؛ نه نشانهی زن یا مرد بودن.
همهی ما احساسات مختلفی داریم؛ خوب و بد، روشن و تاریک.
و شاید بهتر باشه به جای اینکه برای هر احساسی یک برچسب جنسیتی پیدا کنیم، فقط قبول کنیم که آدمیم.
Repost from 4AM Dead Silence
خوشگلا اگه دیلی یا چنل دارید این پیام و فور کنید پست ریپلای کنید تا فور بزنم اینجا (به صورت رندوم) براتون استارز بزنم و به چند نفرتون نیک نیم روسی بدم .
limit: 40channels
ز یار گرامی رسید این سخن
نشستش به دل، چون شراری ز بن
بخواندم و خندیدم از این هنر
که از گرگ، ساختی قصهای دگر
اگر دفترم را هزار است ورق
تو کردی یکی قصه از آن ورق
https://t.me/DDaarrrkkkmmmmiiii888
Repost from beautiful night🖤
زِ دادارِ جان و خرد یاد کرد
قلم برگرفت و سخن ساز کرد
روژیاره، گرگی که دل در جهان
به اندیشه بسپرد، نه بیم و گمان
به دفتر نویسد زِ هر ماجرا
زِ شبهای خاموش و فکرِ خدا
چو روزی گذر کرد بر آستان
به دیوانِ اسرارِ آن آسمان
بدو گفت قاضی: «چه داری به بر؟»
بگفتا: «هزاران سخن، یک قلم!»
چو دیدند دفتر، بگفتند: «بس!»
بخندید و گفتا: «هنوز است و بس!»
https://t.me/wolfyoji
Repost from پَناهگاهِنَقاشِخیابانِبِیکِر.
🎞 : اگه توی چنلتون دربارهی فیلموسریال، کتاب، پلیلیست، روزمرگی، هنر، نوشته یا علایقتون میذارید، این پیامو فوروارد کنین تا توی فولدر بذارمتون و همدیگه رو پیدا کنیم.💘
Limit: تا زمانی که خط بخوره.
میدونید، من با پیشرفت تکنولوژی هیچ مشکلی ندارم؛ اتفاقاً از خیلی چیزهای مدرن لذت میبرم فقط دلم میخواد مدرن شدن، به معنی مصنوعی و بیروح شدن نباشه، اینکه یه خونه یا ماشین کاملا بیروح بشه یا اینکه اهنگ یا تبلیغ تلویزیونی رو بدی Ai درست کنه واقعا ترسناکه.
وقتی میپرسم "چه خبر؟" میخوام از روزت یا خودت برام بگی وگرنه که سلامتی و زهرمار.
