ar
Feedback
گرگےدر دادگاه خدا.

گرگےدر دادگاه خدا.

الذهاب إلى القناة على Telegram

گرگےکه به خدا ایمان نداشت. @Rozhyaribot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
296
المشتركون
+1924 ساعات
+107 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
⋆˚꩜。ּ for : @wolfyoji

Repost from N/a
photo content

می‌دونید، من با پیشرفت تکنولوژی هیچ مشکلی ندارم؛ اتفاقاً از خیلی چیزهای مدرن لذت می‌برم فقط دلم می‌خواد مدرن شدن، به معنی مصنوعی و بی‌روح شدن نباشه، اینکه یه خونه یا ماشین کاملا بی‌روح بشه یا اینکه اهنگ یا تبلیغ تلویزیونی رو بدی Ai درست کنه واقعا ترسناکه.

وقتی میپرسم "چه خبر؟" میخوام از روزت یا خودت برام بگی وگرنه که سلامتی و زهرمار.

sticker.webp0.14 KB

گاهی گمان می‌کنم که‌ در میان پرده‌های نمایشنامه‌ی بیمار روسی گرفتار گشته‌ام؛ نمایشی که هیچ نویسنده‌ای همت نکرد تا فرجامی برای آن بنگارد و تمامی بازیگرانش، مردگانی متحرک‌اند که در نقش زندگان، تظاهر می‌نمایند.

گاهی گمان می‌کنم که‌ در میان پرده‌های نمایشنامه‌ی بیمار روسی گرفتار گشته‌ام؛ نمایشی که هیچ نویسنده‌ای همت نکرد تا فرجامی برای آن بنگارد و تمامی بازیگرانش، مردگانی متحرک‌اند که در نقش زندگان، تظاهر می‌نمایند.

چون گم‌شدن؟!

چرا دیگه نامه های گمشده‌ی رز نمی‌نویسی؟

sticker.webp0.13 KB

بیاید حرف بزنیم، یه بحث عمیق می‌خوام! یه موضوع پیشنهادی یا نظری؟

sticker.webp0.27 KB

.

Repost from N/a
Forward this message and mention your favorite song, so I'll tell you from a phenomenological perspective, why you liked this song.
Limit, until I cross it. No need to be join for challenge. Be patient it might take some time.

سبز و مشکی

Repost from N/a
Hi loves , this is WYN Forward this to your channel so I gave you make up items based on your vibes like this , and please mention your favorite colors. Have photos and vibes please !
Limit : unknown Don't need to join
Private: @This_is_conectiontochilo_bot

📢 چالش🩵 تا ساعت ۲۳:۰۰ امشب فرصت دارید این پست رو فور کنید. اگر تا اون زمان به ۲۰ فور برسیم، برای فورکننده‌ها شعر طنز اختصاصی می‌نویسم.
منتظر همراهی‌تونم؛ خوشحال میشم جوین باشید!💙

sticker.webp0.12 KB

مدت‌ها فکر می‌کردم تعلق یعنی کسی را دوست داشته باشی. بعد فهمیدم نه؛ تعلق یعنی وقتی وارد جایی می‌شوی، بخشی از وجودت دیگر دنبال راه خروج نگردد. من همیشه راه خروج را می‌دانستم حتی در آغوش آدم‌هایی که دوستشان داشتم، انگار همه‌جا مهمان بودم؛ حتی در زندگی خودم. زاده شدن به این شکل، در نظرم نوعی از معلولیت بود. فقدان آن حس ساده و احمقانه‌ای که آدم را وادار می‌کند جایی، کسی یا چیزی را با اطمینان نشان بدهد و بگوید: «این، مال من است.»