امیر نوشت :)
Відкрити в Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
Показати більшеІран146 578Категорія не вказана
256
Підписники
+124 години
+197 днів
+3630 день
Архів дописів
256
دست خدا که عیان شد علاوه بر خامنهای، خمینی هم جوان شد...
نکته جالب ماجرا اینجاست
آسدعلی خمینی سخنران مراسمی بودند که صاحب مجلس آقا مجتبی بودن و مجلس ختم قم به سفارش آقا برگزار شده بود و سخنرانش هم با اجازتون با هماهنگی آقا 😉
256
ای کجی آموخته پیوسته از ابروی خویش
راستی هم یادگیر از قامت دلجوی خویش
کعبه ما کوی تست، از کوی خود ما را مران
قبله ما روی تست، از ما مگردان روی خویش
سر ببالین فراغت هر کسی شب تا بروز
ما و غمهای تو و سر بر سر زانوی خویش
شب چو بر خاک درت پهلو نهادم گفت دل:
من ز پهلوی تو در عیشم، تو از پهلوی خویش
چون هلالی را فلک سرگشته میدارد چنین
بیجهت مینالد از ماه هلال ابروی خویش
#هلالی_جغتایی
256
میدانید، من هیچوقت حضرت آقا را ندیدم.
هیچوقت به دیدار رهبری دعوت نشدم؛ نه فرد خاصی بودم که دعوت شوم نه ارتباط ویژهای داشتم نه دانشآموز و دانشجو نخبهای بودم.
نزدیکترین شانسم برای دیدار با آقا، سه روز قبل از شهادتشان بود. قرار بود یکشنبه، دیدار رمضانی هرساله آقا با دانشجویان برگزار شود. یک سهمیه هم به دبیر شورای تبیین هر استان داده شده بود و سپهر، از روی معرفتی که داشت، گفت من چند بار رفتهام، بگذارید این شانس به بقیه بچهها برسد.
بین اعضای شورای تبیین دوبار قرعهکشی شد و هر دو بار اسم من درآمد.
و منِ احمق هم، به خاطر سنگینی امتحانات و البته مصاحبهای که روز قبلش در تهران داشتم و هنوز خستگی راه در تنم بود و حوصله رفت و آمد دوباره به تهران را نداشتم گفتم: «نه، انشاءالله دیدار بعدی.»
البته دیداری که هیچوقت برگزار نشد؛ ولی خب، همین داغ رد کردن تا ابد توی ذهنم خواهد زد، که چرا اینقدر احمق و جاهل بودم که شانس خودم برای دیدن حداقل یکبار چنین بزرگمردی سوزاندم.
البته میدانید کربلا هم هیچوقت نرفتهام و بینالحرمین را فقط توی عکسها دیدهام.
اما بعد از شهادت آقا، بدجوری دلم میخواهد حرم آقا امامحسین را ببینم.
انشاءالله امسال اربعین، شاید گریه در بینالحرمین، کمی داغ دلم را آرام کند.
256
گیرم اصلا همه شهر زلیخا بشوند
یا به اندازه تو دلبر و زیبا بشوند
هم بعید است دل من پیششان پر بکشد
هم محالست به جای تو به دل جا بشوند
حسین فروتن
#برنامهناشناسپلاس
256
شوالیه: اگر همهچیز روزی فراموش شود، چه ارزشی دارد که زندگی کنیم؟
مرگ: ارزش زندگی، در ماندگار بودنش نیست... در واقعی بودنش است.
🎬 The Seventh Seal 1957
256
حقیقت تلخ این هست که دستگاه اطلاعاتی چه در سپاه قدس چه در سازمان اطلاعات سپاه و چه وزارت اطلاعات
ضربه سنگینی خورده و سرپا شدنش هم کار یک روز و دو روز نیست
متعدد نیروهای توانمند دستگاه اطلاعاتی ترور شدند که نخبههای سیستم ضدجاسوسی و نفوذ و... بودند
خیلیهاشون یکتا مردانی بودند که غیر قابل جایگزیناند
یکی از دلایل تعلل در پاسخگویی یا عدم اثرگذاری حملات کور شدن دستگاه اطلاعاتی ماست
تعلل مسئله انتقام رو فقط در متهم کردن دستگاه دیپلماسی نبینید...
مشکل ما با دستگاه دیپلماسی اینه که همون چیزی که هم داریم داره میده بره
یا مسئله انتقام رو داره اخته میکنه یا حمله به خاک رو داره نرمالیزیشن میکنه، دروغگوییهای متعددشون به مردم
هر چه که هست دستگاه دیپلماسی در مدیریت افکار عمومی فشل محضه
256
Repost from ویــــژ
حال نوبت به بیرون انداختن #مهدی_رسولی از قطار انقلاب رسیده است. با سرعت بیرونش کنید. تند تند تحلیل مَن دَرآوردی ردیف کنید. به فلان جناح و فرد او را بچسبانید. دایره انقلاب را آنقدر تنگ کنید که حتی مهدی رسولی هم در آن جا نشود! با این دست فرمان خودتان هم روزی از قطار پیاده میشوید. این چه جریان خطرناکی است که خود را حق مطلق می داند و هرکس یک کلمه با آنان زاویا داشته باشد کنارش می زنند، تمام زحمات فرد را نادیده می گیرند و حکم صادر میکنند. بس کنید. در میانه جنگ نیروها را حفظ کنید.
✍علیرضا زادبر
پ.ن:این حرف زادبر حرف دل منم بود، در مورد اشتباه محاسباتی مسئولین و رهنمودهای امام شهید در مورد مذاکره و نقد وضعیت موجود متعدد نوشتیم، قضیه از این قراره که دیشب توی حرم مردم یک پشت شعار مرگ بر سازشگر دادن ولی یک جایی داشت تبدیل میشد به مرگ بر فلان مسئول مهدی رسولی کنترل میکنه این قضیه رو
حالا برخی بزرگواران از سر غیرت انقلابی یا کمعقلی بهش انواع برچسب مثل حجتیهای زدن!
همین مونده بود به مهدی رسولی بگیم حجتیه
مهدی رسولی اهل لجبازی نیست وگرنه مطیعی رو همینجوری ها دادیم توی دایره لجبازی.
✍ امیرحسین فردینپور
@viiijh
256
Repost from امیر نوشت :)
زد زیر میز رفت
دو خط زد ، خدا نخواست
من هم صبور و لال
نگفتم چرا نخواست
هی فکر میکنم نکند کم گذاشته ام
هی آه میکشم که چه کردم مرا نخواست
آتش به خانه، آن همه دیوار لُخت داشت
یک قاب از قدم زدن ما دوتا نخواست
قفلی قطور را به قفس زد
آوازهای آخرمان را رها نخواست
تو یا رقیب یا که زبانم به قلم، خدا
طبعا در این میانه یکی از شما نخواست
#حامد_عسکری
256
آینده!
یکی از روایتهایی که از سفر جا ماند، این بود که بارها خانوادههایی را با سه یا چهار فرزند میدیدم.
اینکه خانوادههای مذهبی چنین در تکاپوی تربیت نسل هستند، واقعاً خوشحالم میکند؛ بهویژه در شرایطی که بخش ضدمذهب جامعه سگ و گربه پروری میکند.
از دیدن این صحنهها خوشحال میشوم که دستکم نسل آیندهای با تربیت مذهبی در حال رشد و افزایش است.
