امیر نوشت :)
Відкрити в Telegram
بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...
Показати більшеІран141 499Категорія не вказана
270
Підписники
-124 години
-27 днів
+230 днів
Архів дописів
270
نیست آسان سخن سخت شنیدن گرچه
میپذیرم ز تو، گر هرچه بگویی، هرچه!
دل به جز خواستۀ دوست چه میخواهد؟ هیچ
ما گذشتیم ز خیر تو! بگو دیگر چه؟
خاطر موج، پریشان و دل ساحل، سنگ
فرض کن باز هم اصرار کنم، آخر چه؟
میتوان مثل دو رود از دو طرف رفت ولی
باز اگر باز رسیدیم به یکدیگر چه؟
گفتم ای دوست مرا بیخبر از خود مگذار
گفت و بد گفت که از بیخبری خوشتر چه؟
#فاضل_نظری
270
Repost from تفرید.
امروز که تشییع ۶۲ پارۀ تن متعلق به ۳۲ شهید مدرسه مینابه که توی جست و جوهای اخیر پیدا کردن، دیگه جنوب پاره تن ایران نیست؟ یا کارفرماتون برای این بدن های تیکهتیکه بهتون پول نمیده؟
270
Repost from سيد تقى سيدى
من وفادارم به غم، غم بی وفایی میکند
هر چه با من میكند دست جدايى مىكند
در نبود چشمهای بینظیرت نازنین
چشمم از نامردمان شادی گدایی میکند…
270
درختان را هنوز ای برف! شوق برگ و باری هست
زمستان گرچه طولانیست، آخر نوبهاری هست
مرا در قلب خود کُشتی و از دنیای خود راندی
گمان میکردم ای بیرحم بین ما قراری هست
تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو
ولی ای بیوفا از بیوفا هم انتظاری هست
چو در قلب تو میتازند بعد از من رقیبانم
به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست
اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی
بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست
#فاضل_نظری
270
ناجالب!
«ناجالب»... نمیدانم دقیقاً چه حسی است. نه میشود اسمش را بیادبی گذاشت و نه بیاحترامی.
پدرم همیشه جملهای میگفت که در ذهنم مانده است: «زیبنده نیست فرزند جلو تر از پدر و مادرش حرکت کند این را در کودکی به من آموخت.»
شاید نکته خاص و مهمی نباشد، اما از همان کودکی برایم تبدیل شد به یک قاعدهی نانوشته؛ اینکه در جمع، جلوتر از پدر و مادر راه نروم. از مهمانیهای معمولی خانوادگی گرفته تا مراسمهای رسمی، همیشه سعی کردهام این را رعایت کنم.
امروز در مراسم، دانشجوهایی را میدیدم که جلوتر از پدر و مادرشان وارد میشدند، با همه احوالپرسی میکردند و پدر و مادرشان چند قدم عقبتر، فقط نظارهگر بودند.
نه، نمیخواهم بگویم این رفتار بیاحترامی است یا غیراخلاقی. فقط برای من... حس خوبی ندارد. شاید بهترین واژهای که برایش پیدا میکنم همین باشد: ناجالب.
270
۱۱:۳۰ ۱۲:۳۰
۱۳:۳۰ ۱۴:۳۰
۱۴:۴۵ ۱۶
۱۶:۳۰ ۱۷:۴۵
۱۸ ۱۹
۱۹:۳۰ ۲۰:۴۵
۲۱ ۲۲
۲۲:۳۰ ۲۳:۳۰
۲۳:۴۵ ۰۰:۴۵
270
بي لشکريم، حوصله شرح قصه نيست
فرمانبريم، حوصله شرح قصه نيست
با پرچم سفيد به پيکار مي رويم
ما کمتريم، حوصله شرح قصه نيست
فرياد مي زنند ببينيد و بشنويد
کور و کريم، حوصله شرح قصه نيست
تکرار نقش کهنه ي خود در لباس نو
بازيگريم، حوصله شرح قصه نيست
آيينه ها به ديدن هم خو گرفته اند
يکديگريم، حوصله شرح قصه نيست
همچون انار خون دل از خويش مي خوريم
غم پروريم، حوصله شرح قصه نيست
#فاضل_نظری
270
از تو تندیس هوا و هوسی ساختهاند
بدل از اصل تو ای عشق بسی ساختهاند
چند گنجشک که بر سرو بلندی در باغ
لانه بر شاخۀ در دسترسی ساختهاند
چه غمانگیز که از ترس اسارت مردم
قفسی در قفسی در قفسی ساختهاند
غایت فلسفۀ هستی خود را بشناس
عشق را جز تو برای چه کسی ساختهاند؟
مطمئن باش برای تو و من هم جایی
همدمی خواسته و همنفسی ساختهاند
#فاضل_نظری
#نیست
270
در سکانس پایانی فیلم Seven مورگان فریمن این جمله را تکرار میکند
هنوز که هنوز است پشت سر هم شلیک آخر برد پیت به سر کوین اسپیسی توی سرم ریویو میشود و این جمله تکرار
ارنست همینگوی به جای نوشته دنیا جای زیباییه و ارزش جنگیدن داره... من با قسمت دومش موافقم
270
Repost from دَوات✒️
جهان جای زیبایست و ارزش جنگیدن دارد؛
✍ارنست همینگوی «رمان زنگ ها برای که به صدا درمیایند»
«آخرین حرف های یک سرباز در جنگ داخلی اسپانیا از رمان مذکور ؛ جمله ای که برای توصیف جهان نه از کلمه beautifulبلکه ازfineاستفاده کرده ، گویا سال هاست نویسنده تلاش میکند به این جمله به اشکال مختلفی چنگ بزند »
ارنست همینگوی در سال ۱۹۶۱ تسلیم افکارش شد و خودکشی کرد.
@Davat_sums
270
فهم فلسفه احکام!
یکی از مخاطبان کانال که مدتی پیش از کانال خارج شده بودند، امروز پس از مدتی پیام دادند و گفتند دلیل خروجشان این بوده کانال من کانال انقلابی بوده ولی من صدای خواننده زن بارگذاری کردهام و اسم گوگوش را آورده ام.
نگاه کنید؛
فتوایی که از رهبری شهید ما درباره موسیقی وجود دارد. موسیقی یک قاعده کلی دارد و حرمت آن به غنا بودن یا نبودن آن برمیگردد؛ یعنی موسیقی نباید آنقدر غمانگیز یا آنقدر نشاطآور باشد که انسان را از حالت عادی خارج کند، یا موجب مفسده شود و...
در مورد صدای زن نیز تبصرهای اضافه میشود؛ به این معنا که نباید بهصورت موزیکویدئو باشد و نباید موجب تحریک شهوت شود. یعنی علاوه بر قاعده کلی موسیقی، این شرط نیز درباره آن مطرح است.
حال، برخی بزرگواران خود را اعلمتر از رهبری شهید میدانند و اصرار دارند که چون صداوسیما صدای خواننده زن و بسیاری از آلات موسیقی را پخش نمیکند، پس من کاری خلاف اصول انجام دادهام و گوش دادن به آن حرام است.
خیر، دوستان.
فهم فلسفه احکام دینی مهمتر عمل طوطیوار به آن است...
اینکه بدانیم چرا موسیقی در زمان پیامبر حرام بود، اما امام خمینی اعلام کردند که موسیقی بهطور مطلق حرام نیست، یک فلسفه تاریخی دارد.
در زمان پیامبر، مشرکان و کافران با آیین بتپرستی و موسیقی نوعی پیوند و شرطیشدگی ذهنی پیدا کرده بودند. از این رو، پیامبر موسیقی را حرام اعلام کردند تا مبادا آنان دوباره با شنیدن موسیقی به یاد بتپرستی بیفتند. اما امروز آن منطق و فلسفه دیگر موضوعیت ندارد.
در مورد حرمت شطرنج، سینما و موارد متعدد دیگر نیز همین معادله برقرار است.
270
فردا را خواهم خوابید!
بهطور اتفاقی خواندم که فردا جشن روپوش سفیدِ ورودیمان است.
قبل از قبولی دانشگاه، با لذتی آمیخته به حسادت و غبطهای عمیق، کانال خاطرات دانشجوهای پزشکی را میخواندم. نمیدانید مطالعهی سطر به سطرش، آدم را به چه ابدیتی نزدیک میکرد...
نمیدانم از آن غبطهی عمیق تا این پوچیِ عمیق، چقدر طول کشید.
آنقدر عمیق که حتی یک جشن دمدستی و پوچ را به یک خواب عمیقِ صبحگاهی ترجیح میدهم.
همیشه تصور میکردم بعد از قبولی، قرار است دنیا فرش قرمز زیر پایمان پهن کند؛ اما اینجا بیشتر شبیه لجنزاری است مملو از انسانهای شبیه خودت که روی صورت هم پا میگذارید برای زندهماندن.
نه اینکه ناشکری کنم؛ در ذرهذرهی زندگیام رد پای خدا را میبینم. همانطور که اگر یک دانشآموز کنکوری این یادداشت را بخواند، احتمالاً با خودش فکر میکند: «چه آدم احمقی!»
این پوچی، ماحصل زندگی است؛
ماحصل بازیچه بودنِ زندگی؛
ماحصلِ هیچ، در پیِ هیچ دویدن زندگی.
270
نیمی از جانِ مرا بردی، محبت داشتی
نیمِ باقیمانده هم هروقت فرصت داشتی
بر زمین افتادم و دیدم سراغم آمدی
دستِ یاری چیست؟ سودایِ غنیمت داشتی
خانهای از جنسِ دلتنگی بنا کردم، ولی
چون پرستوها به ترکِ خانه عادت داشتی
زخم خوردم، گاهی از ایشان و گاه از چشمِ تو
با رقیبان بر سرِ جانم رقابت داشتی
ای که ابرویت به خونریزی کمر بستهست، کاش
اندکی در مهربانی نیز همت داشتی
#سجاد_سامانی
#برنامهناشناسپلاس
