uk
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Відкрити в Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Показати більше
Іран147 659Категорія не вказана
254
Підписники
Немає даних24 години
+217 днів
+3830 день
Архів дописів
همیشه، آن کسی که مراقبت می‌کند، زودتر از آنی‌که مراقبت می‌شود ازپا می‌افتد.. برای همین است که همیشه پرستار از مریض خسته‌تر، مادر از کودک آسیب‌پذیر تر، و عاشق از معشوق سوخته‌تر است...

Repost from دَوات✒️
زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، عاشق دختر صاحبخانه می‌شود صحبتی بین مادران آنها مطرح می‌شود و یک حالت نام
زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، عاشق دختر صاحبخانه می‌شود صحبتی بین مادران آنها مطرح می‌شود و یک حالت نامزدی بوجود می‌آید. قرار بر این می‌شود دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند. بعد از دوره پزشکی متوجه می‌شود پدر دختر او را به یک سرهنگ داده و با هم ازدواج کرده اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می‌شود و حتی مدتی هم بستری می‌شود و در این دوران غزل‌های خوب شهریار سروده می‌شوند. بهجت آباد سابق بر این تفرجگاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش به آنجا می‌رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می‌کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می‌رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می‌آیند. شهریار با دختر روبرو می‌شود و این غزل را آنجا می‌سراید: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم @Davat_sums📜✒️

ﻫﻤﻪ یاران ﺑﺎر ﺳﻔﺮ ﺑﺴﺘﻨﺪ… درون ﻛﻮﭼﻪ ﻫﺎی ﺷﻬﺮ ﻣﺎ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻃﻮﻟﺎﻧﻴﺴﺖ

Talangor36.pdf5.89 MB

📁 #تلنگر 🔘#تیر_1405 #دانشگاه_علوم_پزشکی_شیراز 📌 در شماره سی ششم ویژه نامه سیاسی تلنگر بخوانید: ما برای استقرار صلح جنگ می‌
📁 #تلنگر 🔘#تیر_1405 #دانشگاه_علوم_پزشکی_شیراز 📌 در شماره سی ششم ویژه نامه سیاسی تلنگر بخوانید: ما برای استقرار صلح جنگ می‌کنیم و شما برای استمرار جنگ صلح را پیشنهاد می‌کنید! قیصر امین‌پور 1️⃣ سرمقاله: تاریخ تکرار میشود! 2️⃣ باغی متحجر 3️⃣آخرین سنگر انتقام 4️⃣امتحان چهارگزینه‌ای؛سنجش دانش یا شانس 5️⃣ اظهارات دکتر پزشکیان 6️⃣ الگوریتم،حباب و زامبی سازی 7️⃣والله ما جنگ طلب نیستیم! ارسال سوژه، نقطه نظرات و همکاری با ما: @adm_sums 💢صفحه اول 💢صفحه دوم 💢صفحه سوم 💢صفحه چهارم 💢دانلود کل نشریه 🔸🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹 🌐 با ما همراه باشید: https://zil.ink/safir_sums 🇮🇷 بسیج دانشجویی | علوم پزشکی شیراز

ای دل به کوی رندان، بدنامی ات مبارک کز کوی نیکنامان، مستانه می گریزی...

03 Escaping Drunk.mp310.09 MB

Repost from حسیبا
هرچیزی رو باید از ضدش شناخت. سطول مخالف جمهوری اسلامی این پلشت‌های دهن‌دریده و فاقد خصیصه‌های انسانی‌ان. اسلام‌ستیزها این کودک‌ آزارهای متجاوز و قاتل‌ان. بنده اگر آتئیست انسان‌گرا هم باشم و نه اسلام رو بخوام نه جمهوری اسلامی رو، دو دستی می‌چسبم به عبای آخوند تا این اورک‌های ارباب‌حلقه‌ها به قدرت نرسن.

ترجمه توییت ترامپ : از این لحظه به بعد، هر زمان که جمهوری اسلامی ایران به کشتی‌ای در تنگه هرمز شلیک کند، چه با موشک، راکت، پهپاد یا هر وسیله یا سلاح دیگری، ایالات متحده یک پل یا نیروگاه، از جمله آنهایی که در کنار یا در پایتخت تهران قرار دارند را بمباران و نابود خواهد کرد. از توجه شما به این موضوع متشکرم!

این پیکری که بغل کرده و پس نمیده، پیکر بچه‌ی خودش نیست! اصلا قابل شناسایی نیست... روش نوشته شهید گمنام! اما مادره دیگه دلش تن
این پیکری که بغل کرده و پس نمیده، پیکر بچه‌ی خودش نیست! اصلا قابل شناسایی نیست... روش نوشته شهید گمنام! اما مادره دیگه دلش تنگ میشه دلش میخواد بچه‌شو بغل کنه دلش میخواد خیال کنه بچه‌شو بغل‌ کرده...

Repost from ویــــژ
اینکه مردم در شمال تهران به ضایعات‌خوری روی آورده‌اند و قصاب‌های گیشا کم‌ ماهی می‌فروشند را ولش کنیم. اینها وراجی است. درد ای
اینکه مردم در شمال تهران به ضایعات‌خوری روی آورده‌اند و قصاب‌های گیشا کم‌ ماهی می‌فروشند را ولش کنیم. اینها وراجی است. درد این اینترنشنال‌های داخلی یک کلام است. اینکه ایران چرا تسلیم نمی‌شود. من مشکلی با تسلیم ندارم اما با کسی که تصویری آرمانی از تسلیم می‌سازد، حرف دارم. مگر این نیست که چون کسی در شمال تهران میوه لک‌دار و بال مرغ (که آن هم کاملا دروغ است) خورده، باید تسلیم شویم تا او دوباره بتواند میوه درجه یک و فیله بخرد؟ خب این حرف شیادی است. این سخن بی‌شرفی است. رویا فروشی است. مسئله این است که اگر تسلیم شویم، دیگر میوه لک‌دار و ضایعات مرغ هم گیرش نخواهد آمد، بلکه دیگر برق و آب و گاز و بنزین هم نخواهد داشت. امنیت هم نخواهد داشت. ⏪ هر چند با شناختی که از این جماعت دارم اگر ایران تا یک هفته دیگر تسلیم نشود، تیتر جدید خواهند زد که فلان محله شمال تهران از گرسنگی تن‌فروشی هشتاد درصد رشد کرد و... ✍فرهاد قنبری @viiijh

نیست آسان سخن سخت شنیدن گرچه می‌پذیرم ز تو، گر هرچه بگویی، هرچه! دل به جز خواستۀ دوست چه می‌خواهد؟ هیچ ما گذشتیم ز خیر تو! بگو دیگر چه؟ خاطر موج، پریشان و دل ساحل، سنگ فرض کن باز هم اصرار کنم، آخر چه؟ می‌توان مثل دو رود از دو طرف رفت ولی باز اگر باز رسیدیم به یکدیگر چه؟ گفتم ای دوست مرا بی‌خبر از خود مگذار  گفت و بد گفت که از بی‌خبری خوشتر چه؟ #فاضل_نظری

Repost from تفرید.
امروز که تشییع ۶۲ پارۀ تن متعلق به ۳۲ شهید مدرسه مینابه که توی جست و جوهای اخیر پیدا کردن، دیگه جنوب پاره تن ایران نیست؟ یا کارفرماتون برای این بدن های تیکه‌تیکه بهتون پول نمیده؟

من وفادارم به غم، غم بی وفایی می‌کند هر چه با من می‌كند دست جدايى مى‌كند در نبود چشم‌های بی‌نظیرت نازنین چشمم از نامردمان شادی گدایی می‌کند…

درختان را هنوز ای برف! شوق برگ و باری هست زمستان گرچه طولانی‌ست، آخر نوبهاری هست مرا در قلب خود کُشتی و از دنیای خود راندی گمان می‌کردم ای بی‌رحم بین ما قراری هست تمنای وفاداری مرا هرگز نبود از تو ولی ای بی‌وفا از بی‌وفا هم انتظاری هست چو در قلب تو می‌تازند بعد از من رقیبانم به یاد آور که در صحرای آغوشت مزاری هست اگر یک عمر هم در بستر آرامشت باشی بدان ای رود! در پایان راهت آبشاری هست #فاضل_نظری

ناجالب! «ناجالب»... نمی‌دانم دقیقاً چه حسی است. نه می‌شود اسمش را بی‌ادبی گذاشت و نه بی‌احترامی. پدرم همیشه جمله‌ای می‌گفت که در ذهنم مانده است: «زیبنده نیست فرزند جلو تر از پدر و مادرش حرکت کند این را در کودکی به من آموخت.» شاید نکته خاص و مهمی نباشد، اما از همان کودکی برایم تبدیل شد به یک قاعده‌ی نانوشته؛ اینکه در جمع، جلوتر از پدر و مادر راه نروم. از مهمانی‌های معمولی خانوادگی گرفته تا مراسم‌های رسمی، همیشه سعی کرده‌ام این را رعایت کنم. امروز در مراسم، دانشجوهایی را می‌دیدم که جلوتر از پدر و مادرشان وارد می‌شدند، با همه احوال‌پرسی می‌کردند و پدر و مادرشان چند قدم عقب‌تر، فقط نظاره‌گر بودند. نه، نمی‌خواهم بگویم این رفتار بی‌احترامی است یا غیراخلاقی. فقط برای من... حس خوبی ندارد. شاید بهترین واژه‌ای که برایش پیدا می‌کنم همین باشد: ناجالب.

مثل آن شیشه که در همهمه ی باد شکست ناگهان باز دلم یاد تو افتاد شکست #سید_تقی_سیدی