uk
Feedback
پرواز قوها🪽

پرواز قوها🪽

Відкрити в Telegram

برای جاودانه کردن حس‌ها و خاطرات✨️ @GhasedeKhial_bot:بنویس تا برسونه

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
356
Підписники
+224 години
+47 днів
+330 днів
Архів дописів
نکنه همه زندگی همین بوده باشه!!

03:07
دیگه کی حوصله فکر کردن به فردا رو داره؟ فردا برای من بیشتر شبیه یه تهدیده تا فرصت، دروغ چرا عادت کردم. یه روز دیدم دیگه وقتی تحقیر میشم ناراحت نمیشم، وقتی ناامید میشم تعجب نمیکنم، وقتی یه آرزو از دست میره فقط سرمو میندازم پایین.. اسمشو گذاشتم مرگ تدریجی واکنش ها. به نظرم اسم باحالیه بهش میاد...

" پیشی‌گونه. "
+1
" پیشی‌گونه. "

اکثر مردم ترجیح میدهند فرشتگانی سقوط کرده باشند تا شامپانزگانی تکامل یافته، به همین سبب به مذهب بیشتر از علم علاقه مندند.
برتراند راسل

همه چیز را پشت گوش انداخته‌‌ام و روزها می‌گذرد، این زندگی ماست.

00:56
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

" غصه هم ،میگذرد... "

Repost from مردِ تنها.
برگشتیم خونه ولی نه مثل قبل، دیگر قرار نیست چندین هزار نفر چراغ خونه‌شون روشن بشه، دیگر قرار نیست توی خونه‌شون غذای موردعلاقشون رو میل کنن، دیگر قرار نیست کارهای موردعلاقشون رو انجام بدن، یا به کسایی که دوستشون داشتن عشق بورزن، و هزاران دیگر باقی مونده که نمیشه تو یه متن جا داد، ما برگشتیم خونه اما ردِ اون روزا هرگز نخواهد رفت.

01:34
میخواستم درخت بشم میوه بدم برات انجیر...

" از طبیعتِ فروردین ماه. "
+1
" از طبیعتِ فروردین ماه. "

سلااااممم سلاامم😭

01:33
این چه تیغ است که در هر رگِ من زخمی از اوست گر بگویم که تو در خونِ منی ، بهتان نیست رنجِ دیرینه ی انسان به مداوا نرسید علت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست

" من این ویران‌سرا را دوست دارم. "

دیگه کار از ۴ثانیه‌دم، ۴ثانیه نگه‌داشتن نفس، ۶ثانیه بازدم، گذشته...

در اوج اندوه، لبخند زد و زمزمه‌وار گفت: «درست می‌شود، به تو که لایق شادی هستی قول می‌دهم که درست می‌شود

01:26
نمیشناسمت ولی مشکیه پیرهنم تو تنهاییام برات اشک میریزم میدونی که میام یه روز پیشت اون خنده های قشنگتو جشن میگیرم میدونی که همه به یادتن اسم تو نقاشیه تو ابرای آسمون تو دیگه آزادی از این کابوس طولانی زنگ چیز خوبی نیست کلشو خواب بمون

Repost from N/a
دیگه نمی‌دونم باید چجوری ادامه بدم خیلی خستم خیلی نا امیدم هروز و هرشبم با فکر و گریه و ناراحتی میگذره نه تنها من. اطرافیانم هم همینطور فقط نقابی از خنده به روی صورتامون گذاشتیم نقش ادم های امیدوار رو بازی میکنیم فکر میکنیم در آینده درست میشه به هم دیگه امید میدیم اما همه میدونیم که این غم ها تا ابد جاش میمونه غم این همه آدمی که بایدمیبودن و نیستن غم اینهمه آدم که آرزو هاشون رو با خودشون بردن تو قبر غم مادری که بالای قبر بچش می‌رقصه و..و..و تا ابد برای همتون گوشه از قلبم غمگینم

00:17
هر جا نگاهی رو معصوم میبینم یاد تو میوفتم هر جا که آغوشی کم میشه از مرهم یاد تو میفتم..

photo content

«به امید نور، حتی اگر دور.»