uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

پرواز خاکستر

پرواز خاکستر

Відкрити в Telegram

عشق در دل ماند و یار از دست رفت. سعدی

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
631
Підписники
+424 години
+167 днів
+2030 днів
Архів дописів
خانه دلتنگ غروبی خفه بود مثل امروز که تنگ است دلم پدرم گفت چراغ و شب از شب پُر شد من به خود گفتم یک روز گذشت مادرم آه کشید زود برخواهد گشت ابری آهسته به چشمم لغزید و سپس خوابم برد که گمان داشت که هست این همه درد در کمین دل آن کودک خرد؟ آری آن روز چو می رفت کسی داشتم آمدنش را باور من نمی دانستم معنی هرگز را تو چرا بازنگشتی دیگر؟ آه ای واژه ی شوم خو نکرده ست دلم با تو هنوز من پس از این همه سال چشم دارم در راه که بیایند عزیزانم آه… - هوشنگ ابتهاج

Tasnif-Navaye-Ney_Banan.mp318.57 MB

photo content

Banan-Namehaye Gomshodeh (2).mp36.66 MB

photo content

شجریان رباعیات خیام
نیکی و بدی که در نهاد بشر است شادی و غمی که در قضا و قدر است از چرخ مکن شکایت کاندر ره عقل چرخ از تو هراربار بیچاره تر است ای دل چو زمانه می‌کند غمناکت ناگه برود ز تن روان پاکت بر سبزه نشین و خوش بزی روزی چند زآن پیش که سبزه بر دمد از خاکت گر کار فلک به عدل سنجیده بُودی احوال جهان جمله پسندیده بُودی بر عدل بودی به کارها در گردون کی خاطر اهل فضل رنجیده بودی ای دوست بیا ،تا غم فردا نخوریم وین یکدم عمر را غنیمت شمریم فردا که از این دیر کهن در گذریم با هفت هزار سالگان سر به سریم !

تنها تویی-بنان.mp314.89 MB

photo content

در کنار تو در کوچه چهار فصل سال ناگهان گل دادند! نرگسی در چشمان تو گل سرخى بر لبان تو شقایق بر گیسوان تو اقاقیایى در دستان تو و من در پیشگاه تو سکوت کرده بودم.

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت رفت و از گریه ی طوفانی ام اندیشه نکرد چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت • هوشنگ ابتهاج

photo content

جشن توس تیرماه سال ۱۳۵۶ اجرای گروه شیدا در سه‌گاه آواز: محمدرضا #شجریان تار: محمدرضا #لطفی و زیدالله #طلوعی نی: عبدالنقی #افشارنیا سنتور: #پشنگ_کامکار کمانچه: درویش‌رضا #منظمی عود: میراسماعیل #صدقی_آسا تنبک: #بیژن_کامکار 🔸ای در میان جانم و جان از تو بی خبر از تو جهان پر است و جهان از تو بی خبر 🔹عزم آن دارم که امشب مست مست پای‌کوبان کوزه دردی به دست

photo content

چه شود به چهره زرد من ... سه تار و آوازی در ابوعطا✨️🌱

photo content

Mohammadreza Shajarian - Tasnife Sarve Chamaan.flac37.35 MB

photo content

بانو جان موسیقی مازندران✨️