سُرَنْجْ🍊
Відкрити в Telegram
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
213
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+830 днів
Архів дописів
213
از فیالبداهه زندگی کردن خسته شدم ولی انقد مدتها همه چیز ناپایدار بوده که نمیتونم ترکش کنم.
213
از من توقع داری صبا وقتی بیدار میشم سرحال باشم، درحالی که دیشب تو خواب رفته بودم کارگری.
213
واقعا نمیدونم یهویی چه اتفاقی میفته که با یکی احساس صمیمیت میکنم. در عرض یک ساعت با دختره دوست شدم، بعد گفت تنهام منم گفتم خب من و دوستم داریم میریم بیرون تو هم با ما بیا. واقعا حرکت زشتی بود چون اولین باری بود که قرار بود مهگل رو ببینم. ولی خب دلم برای دختره سوخت، خیلی تنها بود.
دیگه هم هیچوقت نه با دختره حرف زدم نه دیدمش، همون روز باهاش رفتیم بیرون و به تاریخ پیوست.
خودمم نمیفهمم چی میشه که یهویی صمیمی میشم.
213
Repost from N/a
چه جوانانی! اسماعیل، میبینی؟ چه جوانانی
بسیاریشان هنوز صورت عشق را بر سینه نفشردهاند
213
ما تاب دیدن این تصاویر رو نداریم...
تو چی کشیدی ای مادر؟ تو چی کشیدی که تیکههای بچهتو با دستت خاک کردی؟
مادر ماکان چی میکشه که هیچی از بچهاش نمونده...
213
۶۲ قطعه
از بدنهای
تکه تکه کودکان
در خرابههای مدرسه میناب
پیدا
شناسایی
و دفن شد
هیچ کدام متعلق به ماکان نبود...
213
Repost from N/a
من به یه سری اهدافم نرسیدم چون کمخونی دارم، شاید فکر میکنید دارم بهانه میارم اما نه.
کم خونی خیلی مهمه من هربار بلند شدم برم قله های آرزوهامو فتح کنم سرم گیج رفت مجبور شدم بشینم.
213
حالا باید هی به آدمها پیام بدم که آی مسلمون کتابهای منو بیار. ینی یکبار نمیشه کسی خودش به فکر پس دادن بیفته.
213
با نهایت احترامی که برای درختها قائلم، از کتاب قرض دادن متنفرم، چون آدمها موقع گرفتنش وقتشناسن ولی موقع پس دادنش گم و گور میشن.
