عمق
Відкрити в Telegram
My BOF place... 52hz
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
256
Підписники
-224 години
-37 днів
+1930 днів
Архів дописів
256
I'm hooked on Ep 132 - چرا گفتوگوها به دعوا تبدیل میشن؟ - Games People Play on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/978963715
256
ایا میدانستید من بعد از شنیدن یا حین شنیدن اون پادگست، لینکشو اینجا میذارم؟😂 درواقع یه زورنال دارم که چه روزی چه پادگستی گوش دادم یه سری هاشم نمیفرستم چون یا جاش اینجا نیست یا شاید خیلی هم جالب نشده
256
I'm hooked on Ep 135 - چرا عاشق آدمهای اشتباهی میشیم؟ Falling In Love on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/988082884
256
I'm hooked on Ep 136 - سیگنالهای پنهانِ جذابیت - Attraction Signals on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/991529942
256
واقعیت با روابطی که دیدم اطرافم و ارتباطات "خیلی عجیب" یی که فقط در مرحله آشنایی باهاش روبه رو شدم، واقعا اینطوریم که " ازدواج"؟ عمرا👀 در هر صورت، بهتره همیشه درحال یادگیری باشیم و آگاهی مونو بیشتر کنیم. در هر زمینه ای، مگه نههههههه!😁
256
I'm hooked on Ep 137 - آیا ازدواج گورستانِ عشقاست ؟ - Marriage or Love? on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/994863761
256
تئاتر مغازه خودکشی دوست داشتنی بود واقعا، و اینتراکشن بازیگرا قبل از شروع هم واقعا جذاب و دوست داشتنی بود. تا یازده نهر که پره ولی جا دیدید برید حتما و لذت ببرید
256
I'm hooked on Ep 138 - خیانت - Betrayal on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/998072450
256
Repost from تجربه بودن | محمود مقدّسی
.
▫️کمکم کن بِرَنجم
به من بگو چه زمانی حق دارم برنجم؟ بگو کی میتوانم بایستم و بگویم نه، اینجا دیگر حق من بود، نباید از این جلوتر میآمدی، اینجا دیگر با من خوب نبودی و آزارم دادی، اینجا دیگر حق دارم تو را درک نکنم، یا درک بکنم و از تو عصبانی باشم. به من بگو بالاخره کجا حق دارم برنجم؟ آخر من توانِ رنجیدن ندارم. من رنجیدن را نیاموختهام. من همیشه مدام و بیاختیار به دنبال بهانهای میگردم تا خودم را کنار بکشم و بگویم او حق داشت، من هم دارم سختگیری میکنم، شاید اشتباه از من بود، شاید من انتظار زیادی داشتم و ... . من به رنجیدن، به توانِ رنجیدن و پس کشیدن، و به آگاهی از کِی و چگونه رنجیدن نیاز دارم.
میدانی چه زمانی دوستترینِ منی؟ آنگاه که نرنجانیام یا اگر خطایی در موردم کردی، از ناتوانیام در رنجیدن استفاده نکنی و مسئولیتات را نپوشانی؛ آنجا که وقتی حق رنجیدن داشتم، به من نشان بدهی و بگذاری برنجم از تو؛ آنگاه که پاسِ دوستیمان را با تحمّل رنجیدنم از خودت داشته باشی.
تو دوستترینِ منی اگر کمکم کنی از تو برنجم و غم و خشمام را تجربه کنم و بعد با هم ترمیمش کنیم. تو عزیزترینِ من میشوی اگر امکانِ رنجیدن و خود داشتن به من بدهی. آخر میدانی، منِ ناتوان از رنجیدن، رنجشم گُم نمیشود و آن پایین شروع به جویدنِ تنه دوستیمان میکند. من رنجیدن بلد نیستم امّا با بیمیلی و رها کردنِ ناشی از نرنجیدن آشنا هستم.
من بلد نیستم، دارم یادش میگیرم، امّا به کمک تو هم نیاز دارم. کمکم کن برنجم و رنجیدنم را تجربه کنم، کمکم کن با سپرِ رنجیدن در این دنیا از خودم مراقبت کنم و از درون نمیرم.
@TheWorldasISee
256
خونه رو هم بیخیالش دارم میشم کم کم(حس میکنم) چندین ماه گشتن، دیدن، روی دیوار خیمه زدن، همش حساب کتاب، چقدر میمونه چقدر پول فلان میشه. چطور مدیریت مالی کنم چی به چی برسه نرسه، اپشن های نسبتا خوبی هم که از دست دادم خیلی غمگین م کرد.
