uk
Feedback
- BuseÇilek

- BuseÇilek

Закритий канал

« اینجا چراغی روشنه » 🌻 برای صحبت با من : @busecilek_bot

Показати більше
Іран126 662Категорія не вказана
502
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
-2730 днів
Архів дописів
تو باز نسبت به ما کوچیک تری آره ؟ من غنچه های زخمی رو بزرگ تر بودم یادمه

وای من کلاس اول که بودم غنچه های زخمی میدیدم فقط واسه ایلول گریه میکردم بعد حتی یه درصد هم نمیفهمیدم چه اتفاقی داره واسه ایلول میوفته چه خری بودم خدایی

هر شب خونه یکی بودیم افطاری ، قبل ماه عسل هم میرفتیم که دور هم ببینیم الان میتونم قسم بخورم شش ماه تا یک سال میبینم اون آدمارو

ماه رمضون، متهم گریخت، زولبیا بامیه، دیدنش با مامان، یعنی اوج جالب بودن زندگیم

بس کنید 💔😭

https://t.me/c/2143244565/22390 ما باز یانگوم بازی میکردیم و منم همیشه بانو چویی و برمیداشتم چون عشق اینو داشتم دستگیرم کنن و هعی جفتک بزنم و خودمو جر بدم بگم ولم کنیدد🗣

من بابام هر چند روز ا مغازه سرکوچمون برام سک سک می‌خرید همه مجسمه هاشو تا الان نگه داشتم🥲

https://t.me/c/2143244565/22396 وای اینو بابام می‌خرید بعد مامانم میگفت چرا به این چرت و پرتا پول میدی هر سری توش سی‌دی هایدی درمیومد😭 تی‌دی‌اچ تصویر دنیای هنر وای😭

https://t.me/c/2143244565/22396 عاشق سی‌دی هاش بودم یادمه مامانم هیچوقت نمی‌ذاشت خوراکی توشو بخورم ناراحت می‌شدم

هاشم و بیبی 😭

خنده هامون واقعی بود 😭😭😭😭😭😭

سریالای ایرانی اون زمان : متهم گریخت خانه به دوش ترش و شیرین و سه در چهار »»» زندگی واقعا زندگی بود

sticker.webp0.24 KB

https://t.me/c/2143244565/22377 واااااای😭😭😭😭 عموفردوس کادوی ۵ سالگی تولدم از یکی از فامیلامون بود من با اون حروف الفبا و اعداد یاد گرفتم وارد پیش دبستانی شدم همه چیو بلد بودم من عمو فردوسم رو تا ۱۶ سالگی ام سالم نگه داشتم دادم دخترخالم که مثلا با بازی یاد بگیره🙂 زد همه دکمه هاشو درآورد پاره کرد🥺جیگرم اتیش گرفت

وااااااای 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

ببخشید شماهام چادر میبستین به دستگیره‌ی درها بعد پشتی و بالش بذارین خونه بسازین؟😭یادش بخیر ما یه عالمه میساختیم می‌چیدیم تهشم دعوامون میشد

وای یه سی دی فیلم ترسناک توش بود که هیچوقت ندیدمش 😭😭😭😭😭😭😭😭😭

سک سک و گفتین؟ چرا یهو جمع شد خدایی

https://t.me/c/2143244565/22360 اول دوم ابتدایی ک بودم همیشه تو کوچه بودم، اوج خلافم این بود که مامانم می‌گفت تا مسجد اذان مغربو گفت برگرد خونه برنمیگشتم😭😭😭واقعا خوش می‌گذشت چقدر می افتادم و جیکم در نمی اومد ادامه بازیو میرفتم با بچها عصرا دم تلویزیون پلاس بودم محله گل و بلبل می‌دیدم 💔 الان بچه ۴ ساله فوش خار مادر میده همه شونم از دم‌لوسن، نوجوونیم گو خورده شد توش مرسی از بچگیام