- BuseÇilek
Закрытый канал
502
Подписчики
Нет данных24 часа
-87 дней
-2730 дней
Архив постов
502
وای من کلاس اول که بودم غنچه های زخمی میدیدم فقط واسه ایلول گریه میکردم بعد حتی یه درصد هم نمیفهمیدم چه اتفاقی داره واسه ایلول میوفته
چه خری بودم خدایی
502
هر شب خونه یکی بودیم افطاری ، قبل ماه عسل هم میرفتیم که دور هم ببینیم
الان میتونم قسم بخورم شش ماه تا یک سال میبینم اون آدمارو
502
https://t.me/c/2143244565/22390
ما باز یانگوم بازی میکردیم و منم همیشه بانو چویی و برمیداشتم چون عشق اینو داشتم دستگیرم کنن و هعی جفتک بزنم و خودمو جر بدم بگم ولم کنیدد🗣
502
من بابام هر چند روز ا مغازه سرکوچمون برام سک سک میخرید
همه مجسمه هاشو تا الان نگه داشتم🥲
502
https://t.me/c/2143244565/22396
وای اینو بابام میخرید بعد مامانم میگفت چرا به این چرت و پرتا پول میدی
هر سری توش سیدی هایدی درمیومد😭
تیدیاچ تصویر دنیای هنر وای😭
502
https://t.me/c/2143244565/22396
عاشق سیدی هاش بودم
یادمه مامانم هیچوقت نمیذاشت خوراکی توشو بخورم ناراحت میشدم
502
سریالای ایرانی اون زمان : متهم گریخت خانه به دوش ترش و شیرین و سه در چهار »»»
زندگی واقعا زندگی بود
502
https://t.me/c/2143244565/22377
واااااای😭😭😭😭
عموفردوس کادوی ۵ سالگی تولدم از یکی از فامیلامون بود
من با اون حروف الفبا و اعداد یاد گرفتم وارد پیش دبستانی شدم همه چیو بلد بودم
من عمو فردوسم رو تا ۱۶ سالگی ام سالم نگه داشتم دادم دخترخالم که مثلا با بازی یاد بگیره🙂 زد همه دکمه هاشو درآورد پاره کرد🥺جیگرم اتیش گرفت
502
ببخشید شماهام چادر میبستین به دستگیرهی درها بعد پشتی و بالش بذارین خونه بسازین؟😭یادش بخیر
ما یه عالمه میساختیم میچیدیم تهشم دعوامون میشد
502
https://t.me/c/2143244565/22360
اول دوم ابتدایی ک بودم همیشه تو کوچه بودم، اوج خلافم این بود که مامانم میگفت تا مسجد اذان مغربو گفت برگرد خونه برنمیگشتم😭😭😭واقعا خوش میگذشت چقدر می افتادم و جیکم در نمی اومد ادامه بازیو میرفتم با بچها عصرا دم تلویزیون پلاس بودم محله گل و بلبل میدیدم 💔
الان بچه ۴ ساله فوش خار مادر میده همه شونم از دملوسن، نوجوونیم گو خورده شد توش مرسی از بچگیام
