uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

هَسْتی‌ـشِناسی

هَسْتی‌ـشِناسی

Відкрити в Telegram

جایی برای جست‌وجوی خویشتن💭 . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=1822154589 ناشناس من . @hastishenasichallenge چالش ها 👆

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
299
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-530 днів
Архів дописів
الان چجوری کل زندگیمو تو چالش جا بدم ؟ 😭😂

Repost from ونوس
من ونوسم، دانشجوی علوم تغذیه🌱 حدود دو ساله در زمینه کنکور و مشاوره تحصیلی فعالیت می‌کنم و در این مدت تجربه‌ی همراهی و کمک به
من ونوسم، دانشجوی علوم تغذیه🌱 حدود دو ساله در زمینه کنکور و مشاوره تحصیلی فعالیت می‌کنم و در این مدت تجربه‌ی همراهی و کمک به داوطلب‌های زیادی رو داشتم. سال گذشته هم ۴ قبولی در مسیر کنکور داشتم و یکی از مهم‌ترین بخش‌های فعالیتم، کمک به دانش‌آموزها برای داشتن یک برنامه‌ی منظم، پیگیری مداوم و اصلاح نقاط ضعفشونه. در کنار فعالیت تحصیلی، به حوزه‌ی تغذیه و کاهش وزن هم علاقه‌مندم و این مسیر رو فقط از روی تئوری دنبال نکردم؛ خودم هم این تجربه رو زندگی کردم. از ۱۰۶ کیلوگرم به ۸۲ کیلوگرم رسیدم و در طول این مسیر با اصول تغذیه، کنترل عادات غذایی و ایجاد سبک زندگی قابل ادامه، کاهش وزن رو تجربه کردم. 🤍 حالا در کنار دانش و تحصیلاتم در رشته‌ی تغذیه، تلاش می‌کنم به افرادی که قصد کاهش وزن دارن کمک کنم تا بدون رژیم‌های عجیب و سخت، مسیر اصولی‌تر و قابل‌ادامه‌ای داشته باشن.

اگر علاقمند به شمع هستید حتما بهشون سر بزنید 😊✨🩷

سلام قشنگم امیدوارم حالت خوب باشه✨🩷 میشه لطفا از آنلاین شاپ شمع من حمایت کنی💞 https://t.me/venusscandle
سلام قشنگم امیدوارم حالت خوب باشه✨🩷 میشه لطفا از آنلاین شاپ شمع من حمایت کنی💞 https://t.me/venusscandle

اوکی پس بمونه ☺️

خیلی متن قشنگ و زیبایی هست بزارید بمونه ✨

بمونه تو چنل یا نه ؟

این پیامو فور کنید بیام کانالتونو ببینم و ی پست قشنگتونو فور کنم اینجا🤎

چه دیر دیدم اینو چقدر خوب نوشتی ✨

بنظرم جا واسه تصحیح زیاد داره ،فعلا بمونه فردا رسیدگی میکنم .

قشنگ شمایی(:

مرسی مهربون (((:

امشب دیگه ته بداهه نویسیم

چشم‌ها... می‌دانی، می‌گویند چشم‌ها دریچه‌ی روح‌اند. من هیچ‌وقت این را باور نمی‌کردم، تا روزی که چشم‌های تو را دیدم. زیرا من از چشم‌های تو، روح تو را لمس کردم. اولین بار همان‌جا بود؛ خیره به چشم‌هایت ایستادم. سخت بود. تمام بدنم در مقابل انعکاس چشم‌هایت بود. لرزیدم. با خودم فکر کردم: نه، هرگز سقوط نخواهم کرد. اما خیلی دیر شده بود. خیلی وقت بود سقوط کرده بودم. خیلی وقت بود از دست رفته بودم. درون چشم‌هایت غرق شده بودم. باید می‌پذیرفتم این شکست را. اما حالا فکر می‌کنم؛ چه شکستِ زیبایی. از آن دست شکست‌هایی که از پیروزی لذت‌بخش‌ترند. چشم‌های تو چه چیزی داشت؟ نمی‌دانم. اما هیچ‌گاه نتوانستم فراموشش کنم. چشم‌هایت... — هَسْتی‌ـشِناسی

نمیدونم خودم حس میکنم خیلی خوب نشد ...

اینم خیلی خوبه

@Heastii بانو یه ایده دارم برا نوشتن گفته بودی تو‌ چنلت بنظرم درباره چشم ها بنویس خودم دوست دارم بنویسم ولی خب چیزی تو مغزم نمیاد

@Heastii بانو یه ایده دارم برا نوشتن گفته بودی تو‌ چنلت بنظرم درباره چشم ها بنویس خودم دوست دارم بنویسم ولی خب چیزی تو مغزم نمیاد

دیروز در حال قدم زدن در خیابان بودم که ناگهان چشمم به شاخه‌ای در گوشه‌ی خیابان افتاد. طوفان دیشب باعث شده برگ‌های آن روی زمین بریزند و شاخه‌ها عریان شوند. ناگهان به خودم فکر کردم؛ گویی شاخه‌ها هم وقتی فصل سخت از راه می‌رسد، برگ‌های کهنه‌ی خود را رها می‌کنند. نه اینکه آن‌ها را دوست ندارند یا بی‌ارزش‌اند، بلکه چون زمانش فرارسیده است. اینک من هم دوست دارم مانند شاخه‌ها باشم؛ آنچه دیگر متعلق به من نیست را رها کنم، دل به دریا زنم و قلبم را برای آنچه می‌آید باز گذارم. — هَسْتی‌ـشِناسی