uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

وکیلِ بالقوه📚

وکیلِ بالقوه📚

Відкрити в Telegram

پذیرفته شده مرکز وکلا404⚖️ کار خاصی نمیکنم جز تلاش برای زندگی لابه لای درس خوندنام📚 پیجم: atoosanasiri_law ربات چنل: @atoosanasirilabot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
710
Підписники
-10824 години
-2517 днів
-25630 днів
Архів дописів
‏یه کافه میری میای، یه دهک جا‌به‌جا میشی.

🦦😂
🦦😂

اصفهان قشنگم🌾🌦
اصفهان قشنگم🌾🌦

بعد مدت ها کیک درست کردم و باید بگممم که بوی کیک دارچینی زنجبیلی دیوونه کنندس🧁🍯

Repost from Afkar | افکار
اتاقای تیمارستانتون رو سریع رزرو کنید تا مثل این کانفیگا قیمتش نجومی نشده.

انگار ویو ها داره بیشتر میشه وصل شدین؟ 🥹

دلم برا اینجا و زندگی عادی تنگ شده:)

دلم برای جوونیم که توی این مملکت تباه شد میسوزه:)

خاورمیانه از یه بچه 8ساله تحلیل گر سیاسی بار میاره و این ناراحت کنندس💔

واقعا دیگه نمیدونم امشب چی میخاد بشه... در نمیدونم ترین حالت ممکنم.. ترامپ هرکاری میکنی این آثار باستانی و تاریخیِ مارو خراب نکن:) •از ۱۸فرودین۴۰۵•

بچه هایی که برای مشاوره و پشتیبانی آزمون میخاستن ارتباط بگیرن با من: آیدی ایتام @ati8100

و ما روزی خواهیم رقصید، روی همان زمینی که به ما درد را یاد داد...

عجیبه ولی وصلم با سرعت خودمم نمیدونم چرا و چجوری🦦

تحمل صحبت کردن با آدمای نفهمی که تو عید دیدنی میبینمو ندارم حقیقتا...

یک وقت‌هایی همه‌ چیز از هم می‌پاشه تا سر جای درستش قرار بگیره...

۲شب هشتم فروردین امشب خیلی خیلی بدجوری اصفهان رو زدن و برا اولین بار واقعا ترسیدم! خیلی بدجوری لرزید همه جا و تا شکستن همه چیز خیلی کم فاصله داشتیم... همه بیداریم و تو اتاق امن خونه اومدیم و با استرس و نگرانی به هم نگاه میکنیم و منتظریم امن بشه همه چیز تا بریم بخوابیم:) همه چیز داره خیلی عجیب تر و ترسناک تر میشه و نمیدونم قراره چی بشه... فقط دلم خواست بنویسم از امشب... امیدوارم ته همه این داستانا و اتفاقات و استرسا و غم و غصه ها اتفاق خوبی باشه حداقل:)

امروز چهارم فرودینِ و دلم خواست بیام از امروز یکم بنویسم... نمیدونم کی وصل بشم و این پیام بیاد اما خب... هوا بشدت بارونیه... حتی بارون زمان جنگ ام عجیبه... با صدای خیلی شدید و عجیب رعد و برق شروع شد و الان با شدت زیادی داره میباره و حقیقتا تا این سن اینجوریشو تو این شهر ندیده بودم! ترکیب صدای جنگنده واخبار و بارون شدید، عجیبه... بوی گلای شب بوی توی حیاط که بارون خورده اما خیلی لذت بخشه... خیلی لطیفه... ذهنم تو این آشوب و سردرگمی دنبال یه چیز قشنگ میگرده که بشه دلخوشی کوچیکم... این بو همون چیز قشنگ امروزه برام:)) حالم خوب نیست راستش... زندگیم یجورایی رو هواس.. قطعی نت همه چیزو به هم ریخته و طبق برنامه هام پیش نرفتم... خیلی وقته خواب عمیق و راحتی ندارم و ذهنم آشوبه... پوستم بشدت از استرس آسیب دیده خیلی سخت و بدون تمرکز درس میخونم و این برام آزار دهندس و مدام استرسمو بیشتر میکنه... یروزایی حتی قفل میشه مغزم و هیچ کاری نمیکنم مطلقا! ذهنم افراطی اخبارو دنبال میکنه ودر به در دنبال اخبار واقعی ام... این اواخر دیگه حتی تلاشی برای وصل شدن این کانفینگای لعنتی ام نمیکنم... این روزا اصلا حس و حال سال جدید و عیدم نیست راستی.. همه چیز به هم ریختس و نمیدونم قراره چی بشه وهمین شده خوره ذهنم که نکنه بدتر بشه همه چیز؟:) اما خب زنده ام هنوز خوشبختانه یا متاسفانه اشو هنوز نمیدونم.

بعدددد چند روز وصل شدد:) نوروزتون مبارک:)))

من از تصورِ بیهودگیِ این همه دست و از تجسمِ بیگانگیِ این همه صورت می‌ترسم... •فروغ فرخزاد•