وکیلِ بالقوه📚
前往频道在 Telegram
پذیرفته شده مرکز وکلا404⚖️ کار خاصی نمیکنم جز تلاش برای زندگی لابه لای درس خوندنام📚 پیجم: atoosanasiri_law ربات چنل: @atoosanasirilabot
显示更多未指定国家未指定类别
710
订阅者
-10824 小时
-2517 天
-25630 天
帖子存档
واقعا دیگه نمیدونم امشب چی میخاد بشه... در نمیدونم ترین حالت ممکنم..
ترامپ هرکاری میکنی این آثار باستانی و تاریخیِ مارو خراب نکن:)
•از ۱۸فرودین۴۰۵•
بچه هایی که برای مشاوره و پشتیبانی آزمون میخاستن ارتباط بگیرن با من:
آیدی ایتام @ati8100
۲شب هشتم فروردین
امشب خیلی خیلی بدجوری اصفهان رو زدن و برا اولین بار واقعا ترسیدم!
خیلی بدجوری لرزید همه جا و تا شکستن همه چیز خیلی کم فاصله داشتیم...
همه بیداریم و تو اتاق امن خونه اومدیم و با استرس و نگرانی به هم نگاه میکنیم و منتظریم امن بشه همه چیز تا بریم بخوابیم:)
همه چیز داره خیلی عجیب تر و ترسناک تر میشه و نمیدونم قراره چی بشه... فقط دلم خواست بنویسم از امشب...
امیدوارم ته همه این داستانا و اتفاقات و استرسا و غم و غصه ها اتفاق خوبی باشه حداقل:)
امروز چهارم فرودینِ و دلم خواست بیام از امروز یکم بنویسم...
نمیدونم کی وصل بشم و این پیام بیاد اما خب...
هوا بشدت بارونیه... حتی بارون زمان جنگ ام عجیبه... با صدای خیلی شدید و عجیب رعد و برق شروع شد و الان با شدت زیادی داره میباره و حقیقتا تا این سن اینجوریشو تو این شهر ندیده بودم!
ترکیب صدای جنگنده واخبار و بارون شدید، عجیبه...
بوی گلای شب بوی توی حیاط که بارون خورده اما خیلی لذت بخشه... خیلی لطیفه...
ذهنم تو این آشوب و سردرگمی دنبال یه چیز قشنگ میگرده که بشه دلخوشی کوچیکم...
این بو همون چیز قشنگ امروزه برام:))
حالم خوب نیست راستش... زندگیم یجورایی رو هواس.. قطعی نت همه چیزو به هم ریخته و طبق برنامه هام پیش نرفتم...
خیلی وقته خواب عمیق و راحتی ندارم و ذهنم آشوبه...
پوستم بشدت از استرس آسیب دیده
خیلی سخت و بدون تمرکز درس میخونم و این برام آزار دهندس و مدام استرسمو بیشتر میکنه...
یروزایی حتی قفل میشه مغزم و هیچ کاری نمیکنم مطلقا!
ذهنم افراطی اخبارو دنبال میکنه ودر به در دنبال اخبار واقعی ام...
این اواخر دیگه حتی تلاشی برای وصل شدن این کانفینگای لعنتی ام نمیکنم...
این روزا اصلا حس و حال سال جدید و عیدم نیست راستی..
همه چیز به هم ریختس و نمیدونم قراره چی بشه وهمین شده خوره ذهنم که نکنه بدتر بشه همه چیز؟:)
اما خب زنده ام هنوز خوشبختانه یا متاسفانه اشو هنوز نمیدونم.
من از تصورِ بیهودگیِ این همه دست و از تجسمِ بیگانگیِ این همه صورت میترسم...
•فروغ فرخزاد•
