uk
Feedback
𝑴𝒚 𝑷𝒂𝒊𝒏🤍

𝑴𝒚 𝑷𝒂𝒊𝒏🤍

Відкрити в Telegram

❤️‍🩹✨ http://t.me/HidenChat_Bot?start=8787370615

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
317
Підписники
-124 години
+417 днів
+5630 день
Архів дописів
یه روزی حالمون خوب میشه، اگه اون روز من نبودم تو جای من بخند.

اگه آدمای اطرافم ذره‌ای خبر داشتن که چقدر به چیزای ریز مختلف دقت می‌کنم، تا مدت ها یادم می‌مونه و چطور همشونو تحلیل می‌کنم و به هم ربط می‌دم، خیلی خیلی خیلی بیشتر مراقب رفتارشون می‌بودن‌.

وقتی مطمئن باشم در حقت اشتباهی نکردم، برام مهم نیست اگه تا ابد با هم صحبت نکنیم.
اینکه با خیلیا قراره از این به بعد حرف نزنم، اصلا برام مهم نیست.

از خودم بابت احترام گذاشتن و دوست داشتن و ارزش دادن به عده‌ای نفرت دارم.

تنها در یه صورت می‌تونید منو تحت تأثیر قرار بدید اونم اینه که آدم خوبی باشید. نه دارایی‌تون برام مهمه، نه چیزهایی که می‌پوشید، نه جایی که زندگی می‌کنید و نه ماشینی که زیر پاتونه. من صرفاً برای آدمایی که قلب صافی دارن و قصد و نیتشون پاکه احترام زیادی قائلم.

متنفرم از وقتایی که میگم مهم نیست، ولی بغض همون مهم نبودنه سفت گلومو میچسبه و خفه م میکنه.
شبتون بخیر🖤✨🪐

کاش بفهمید که: «آدما به اندازه عزیز بودنتون ازتون دلخور می‌شن و باهاتون بحث و دعوا می کنن نه به اندازه اشتباهاتی که می‌کنین.» اگه اینو درک کنین به جای عصبانیت، بیشتر طرف مقابلتون رو دوست خواهید داشت.

از بعضی آدم‌ها رفتارهایی می‌بینی که دیگه نه ناراحت می‌شی، نه چیزی، فقط ساکت می‌شی و با خودت می‌گی "چرا فکر می‌کردم این با بقیه فرق داره؟"

بابام بهم گفت: چته ناراحتی کشتی هات غرق شدن؟ گفتم آره گفت حتما ناخدای خوبی برا کشتی هات انتخاب نکردی! چی گفتی مرد...

ما بد بودیم، سمت ما بدا نیا...! تو خوب تر از خوب، من بدم، من بدم، من بدم:)

من 4،5 سالم بود که عموم سرباز بود. یعنی امکان نداشت بیاد مرخصی واز شهری که توش سرباز بود برا من چیزی نیاره مثلااااا یه خرس صورتی یک و نیم متری دارم که عموم خریده برام و..... 🧸 ✨

نه اتفاقا برعکس خانواده پدری من خیلی پایه ن، خیلیاااا عموم هم اتفاقا فقط 15 سال اینا ازم بزرگتره، و خیلی خیلی صمیمی ایم و به شدت پایه س یعنی در این حد بگم که تا 3 سال پیش قبل اینکه ازدواج کنه، شبایی که خونه ی مامان بزرگم میموندم یا تو بغل عموم میخوابیدم یا عمه م. در این حد صمیمی الانشم که ازدواج کرده، امکان نداره منو ببینه و بغلم نکنه. خلاصه که رابطه ی من با عموم خداروشکر خیلی خوبه(از همون بچگی)

اه اه انقدر بدم میاد از این رفتارا ادا اصول های خانواده پدری که انگار تو صد سال پیش گیر کردن تصورم از عموت یه مرد 50 ساله س و کاملا تو ذوق زن

یهو دیدم عموم که کنارم نشسته بود یجور عجیبی داره نگام میکنه😂 گفتم عمو چیشددد نگات زیر نویس نداره، حرف بزن😂😑 سرشو انداخت پایین گفتم خوبه عمومم موافقه سرشو بلند کرد، دوباره همون نگاه با قاشقی که رو هوا مونده بود... مامانم برگشت گفت بابات اجازه داد ، ولی عموت نه عموتم اجازه بده من مخالفم😂🥴 اول عمو تو راضی کن بعد منو... هیچی دیگه، ملت باباشون مخالفت میکنه، برا من عموم😭😂

بعد بابام اون سر سفره نشسته بود، منم این سرش یهو گفتم بابا نظرت چیه منم تتو بزنم؟ گفت واسه دل خودت زندگی کن🫠 (بابام خودش تتو داره) داشت خوب پیش میرفت که... 🥴😂

دیشب خونه مامان بزرگم سر سفره نشسته بودیم یهو دیدم عمه م یه تتوی گوگولی زده بعد گفتم واییی چقد خوشگله و از این حرفا بعد یهو گفتم خیلی قشنگ میشه اینجوری گوگولی هاش ولی نمیدونم اگه یه روز بخوام تتو بزنم نظر بابام چیه.

وقتی میگم:«چه خبر؟» انتظار دارم بگی:«رفتم فلان جا فلان شد. با فلانی حرف زدم. فلان کارو کردم. فلانو خریدم و بعدش فلان چیزوخوردم. فلان خوشحال یا ناراحتم کرد» و ما بقی. ‏«سلامتی» و کوفت.

هیچوقت از آدما به آدما پناه نبر، بی پناه‌تر میشی :)

🎶🎹
🎶🎹

خدا به دادم برسه.
(: