Doug Rattmann
Відкрити в Telegram
321
Підписники
+224 години
-157 днів
-930 днів
Архів дописів
یه جوری طرف خودشو به چخ داده که میگه تو مجازی حتی بهش اشاره هم نکنیم پروندش سنگینتر نشه، و یه امت منتظر ببینند درنهایت چی واسش رخ میده.
فارغ از اینکه کارش درست بوده یا نه، اون هزینه داد. اون رو جدی میگیرم. اون از هرچیزی که داشت گذشت.
کسی که کوچکترین و بیخطرترین هزینههارو هم نمیده حتی صحبت کردن دربارش، مسخره کردن مخاطب و حیف و میل کردن اینترنته چه برسه به جدی گرفتن.
اختلاف عقیده طبیعیه. انسان متمدن کسیه که بتونه این رو نه تنها تحمل بلکه بپذیره. چه در روابطش چه در دوستانش. مورد داشتیم کوییر و هموفوب دوستان خوبی برای هم بودند.
منتها یادتون نره این دغدغه انسان مدرنه. اختلاف منظور یکی نبودن تایپ، آرتیست مورد علاقه، درونگرایی یا برونگرایی، کتابایی که میخونید و یا از این دست موضوعاته. آخوند، اختلاف عقیده نیست. آخوند، طرفدار آخوند، صرفا با شما اختلاف عقیده نداره. اختلاف عقیده مربوط به به تفاهم نرسیدن گروگانهاست، اون حامی گروگانگیر شماست.
پس اکس/نکست یا دوست چندساله یا فامیل یا هرکی که ازش خوشت میاد اگر خونشور جوونهای مردم بود و همچنان باهاش ادامه دادی به بهونه اینکه متمدنی، کسخلی.
ممکنه این حرف خیلیارو ناراحت کنه، به تخمم. من برای ناراحت کردن کسی اینو نمیگم. رفیق دهسالم رو سر دیماه نزدیک بود برای همیشه بزارم کنار، اگه سوتفاهم نشده بود.
ادامه دادن روابط با اشرار و یا حامی شر نشون نمیده متمدن هستید. روابط اجباری و فامیلی و محیط کار به کنار، چیزی که اختیارش رو داری. این فقط نشون میده ضعیفی. یعنی تمام این مدت که بچه ها اون بیرون داشتن میمردن و میگفتی «کاش من جاشون بودم» داشتی زر مفت میزنی. تو حاضر نیستی در حد از دست دادن دوستت هزینه بدی، میخوای ازجونت بگذری؟ میخوای اسلحه بگیری و آخوند سلاخی کنی برای من؟ یه کات کردن تازه اونم با احترام سختته، از اکت موثر سیاسی حرف میزنی؟
بعد انتظار دارن آدم اینارو جدی بگیره، باهاشون ائتلاف کنه و دورهم رویا فروشی کنیم.
خطاب به یک نفر نیست، این سومین برخوردم با این موضوع در این هفته بود. رودروایستی هم ندارم دوستدار همتان هم هستم.
در این ایام واقعا خستهام، یه چندروزی معرفی کتاب جدید میوفته عقب. هرچند عجله هم نداریم دنبالمون نکردن، ولی خب برای اینکه آتش شعلهور بمونه، سوالی چیزی در این تاپیک باشه میتونیم دربارش صحبت کنیم و حرف بزنیم، یا فایل معرفی کتاب رو بخونید نظری داشتید بگید.
#موقت
آتش شاکرمی تا حدی پیش رفته که اگه آخر هفتهها روضه و دعای کمیل تو خونهش برگزار کنه هم دیگه تعجب نداره.
ژیمناستیک فقه فقط اونجا که وقتی یه مو سر از کسی نمیتونن کم کنن میگن نه این کارا تو اسلام حرامه. بعد یکی قلبش میگیره سریع میگن «مراقب خودتان باشید».
ادامه همونکه «رهبرمان گفته هستهای حرام است» بعد موافق غنیسازی تا ناموس هستند. برای اهداف خیلی هم صلح آمیز. از اون صلح هایی که شبا روز میشه.
سلام وقتتون بخیر
امکانش هست لینک شاپ کوچولوی منو بذارید اگه کسی دوست داشت بیاد؟🙃
https://t.me/+XCTfi0ZWHqA3ODZk
https://t.me/Doug_Ratman/9643
+هرکسی که مثلِ اون دوستمون توی هر پیامش یه شعری از خیام و جامی و پروین مثال میزد و بحث رو به بیراهه میکشید.
تو کشوری که بابت کاریکاتور کشیدن اعدامت میکنن، یه سطح خاصی از عقبماندگی نیازه که دغدغت بنگاه مالی نشدن گالریها باشه.
«نشر ثالث با میزبانی نصرالله رادش دارد به جریان هنر در کشور آسیب میزند».
خب میگفتی عزیزم، این «جریان هنر» در کشور که میگی الان تو این اتاق بین ماست؟
صداش رو هم میشنوی؟
ظاهرا داخل هر موضوعی یک تاریخ انقضایی وجود داره، که بعد اون مهم نیست چه کاری انجام بدی، چقدر تلاش کنی یا چقدر وقت بزاری. اهمیتی نداره. یکیش میشه اقتضای سن. مثلا کودکی که بچگی نکرده باشه و تایمش بگذره، مهم نیست در بزرگسالی چقدر بره شهربازی، جای خالی رو پر نمیکنه.
به این فکر میکنم که درباره موضوعات دیگه این قضیه چه شکلیه. چون حس میکنم دیگه مهم نیست چی بگم، چه کاری کنم، یا چطور رفتار کنم. همیشه یه سری وقایع تکراری رخ میده. و باز هم روز از نو روزی از نو.
شاید باید باهاش کنار اومد و گذر کرد، شایدم بنده ضعیفتر از اونی هستم که بپذیرم تنهاییمو نمیشه کاریش کرد.
از اتاق فرمان اشاره کردند «شریعتی» رو هم اضافه کنم. میشه واژه «دکتر» رو هم اضافه کرد مخصوصا اگه پشت اسم مصدق بیاد.
مطهری، بهشتی، و طالقانی.
کسی که زیاد از این اسامی استفاده میکنه در بحث رو، باید با یک «اوه یکی کارم داره الان میام» ترک کنید و سپس هیچوقت به اونجا برنگردید.
