Doug Rattmann
Відкрити в Telegram
321
Підписники
+224 години
-157 днів
-930 днів
Архів дописів
داشتم با خودم فکر میکردم چرا به عنوان یک داستان کلاسیک انقدر خالیه، که بعد متوجه نکتهای شدم روی جلد که بهش دقت نکرده بودم: «بازنوشته تانیا زامورسکی». یعنی اینا بازنوشتهست. یعنی به همین دلیل «شبح اوپرا» هم برام جالب نبوده، چون هیچکدام اثر اصلی نیستند. فکر کنم تنها کاربردشون اینه خیلی ساده و مختصر با داستان آشنا بشی، ولی اگه واقعا بخوای بخونی خب باید بری سراغ اثر اصلی و این پیشنهاد نمیشه.
یه نکته جالب هم متوجه شدم، اینکه دارن شان تحت تاثیر این کتاب هم بوده. توصیف دهکدهای که توش قلعه درویش هست (نبرد با شیاطین جلد یک) دقیقا همخونی داره با دهکده و قلعه دراکولا. حتی اتمسفر و فضاسازی کشتی روی آب همخونی داره با جلد دو و سه حماسه لارتن کرپسلی (از غمگین ترین داستانهای نوشته شده به دست بشر).
خلاصه ما که نزدیک یک ساعتی لذت بردیم، و حوصلمون هم سر رفت. پیشنهاد نمیشه مگر حوصله اثر اصلی را نداشته باشی. احتمالا این بازنویسیها بابت نثر سنگین آثار کلاسیک باشه برای مخاطب عامه.
مامون کاری کرد هربار کسی میره سفر زیارتی به زیارت باباش هم بره.
ولی مجتبی کاری کرد، سر باباش یه عده مذهبی هم قید سفر زیارتی رو بزنند.
مامون کاری کرد هربار کسی میره سفر زیارتی به زیارت باباش هم بره.
ولی مجتبی کاری کرد یه عده مذهبی هم قید سفر زیارتی رو بزنند.
میم زده بودند رضا بعد فهمیدن اینکه کی کنارش چال شده: «آقا ما رفتیم».
از این دست مطالب هم کمی بوی مذهبی مخفیهای ضد نظام میده. میم درستتر، فرار کردن هارون از اون ناحیهست.
مجموعا افراد و خلیفههای خلافت عباسی، پدرسوخته و باهوش بودند. کاری کردند رضا دقیقا پیش هارونالرشید دفن بشه، تا بیحرمتی به مزار هارون رخ نده؛ از بس پدر همه رو درآورده بود. این ابتکار مامون عباسی بود. درواقع با یک تیر چند نشان زد؛ هم از بیحرمتی به مزار یک ظالم جلوگیری کرد (با سپر کردن یک شخصیت مورد احترام جامعه)، و هم افکار عمومی رو بهتر کرد، چون جو طوری بود که عباسیان رو دلیل مرگ رضا میدونستند. (بدین دلیل جو بهتر شد چون دفن شدن رضا در مجموعه سلطنتی نوعی احترام بود، البته اگه منصف باشیم چون دردسرهای دیگه رو نداشت و همه چی آسون بود برای دفن، گزینه مناسبی از همه لحاظ برای مامون بودش).
امروزه اینا هم طبق قاعده «الْمُؤْمِنُ كَیّس» گفتند بزارید مامون بازی در بیاریم. ما که خلیفهمون قراره فحش و لعنت بشنوه، حداقل رو قبرش دیگه نشاشن. بعد بردن موش رو کنار رضا چال کردند؛ تا به خیالشون هارونشون رو نجات داده باشند.
توجه ندارند اون زمانی که مامون این کارو کرد، جامعه احترام خاصی برای شخصیت های مذهبی قائل بود. الان چنین کاری کنی خیلی فرقی به حالت نمیکنه، خواهند شاشید.
حتی میرفتی کنار کوروش چال میکردی، اینا از آلمان مهندس لولهکشی میاوردند جوری شاش رو هدایت کنه که یه جور به موش برسه و بقیه نواحی نه.
و نکته بعدی اینکه حتی اگر رضا همچنان محبوب باشه، این تکنیک برای هارون جواب نداد چه برسه شما. شما دیدی کسی بگه میرم مشهد زیارت هارونالرشید؟ امروزه خندهداره، برای آیندگان هم خندهدار خواهد بود.
از این بی آبرویی راه فراری نیست.
میم زده بودند رضا بعد فهمیدن اینکه کی کنارش چال شده: «آقا ما رفتیم».
از این دست مطالب هم کمی بوی مذهبی مخفیهای ضد نظام میده. میم درستتر، فرار کردن هارون از اون ناحیهست.
هارونالرشید پدرسوخته و باهوش بود. کاری کرد دقیقا پیش رضا دفن بشه، تا بیحرمتی به مزارش نکنند؛ از بس پدر همه رو درآورده بود.
اینا هم طبق قاعده «الْمُؤْمِنُ كَیّس» گفتند بزارید هارون بازی در بیاریم. ما که قراره فحش و لعنت بشنویم، حداقل رو قبرمون نشاشن. بعد بردن موش رو کنار رضا چال کردند.
توجه ندارند اون زمانی که هارون این کارو کرد جامعه احترام خاصی برای شخصیت های مذهبی قائل بود، الان چنین کاری کنی خیلی فرقی به حالت نمیکنه، خواهند شاشید.
حتی میرفتی کنار کوروش چال میکردی، اینا از آلمان مهندس لولهکشی میاوردند جوری شاش رو هدایت کنه که یه جور به موش برسه و بقیه نواحی نه.
راه فراری نیست.
