uk
Feedback
suedehead

suedehead

Відкрити в Telegram

I tend to have opinions that make people mad. Marxist. I am an adult

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
297
Підписники
+124 години
Немає даних7 днів
-130 днів
Архів дописів
Repost from geunyang.
I think a lot of you guys are very angry rightfully and you’re taking it out violently on people who have nothing to do with your pain and it’s turning you into extremely unpleasant and desperate people who have lost all sense of logic and reasoning. Please take a break if you feel your fingers running too fast for your brain to catch up. Calling women whores and sluts for having opinions isn’t fighting the dictatorship.

یکو نیم تازه از تخت میزنم بیرون یادم میفته زندگی کسشعرم هنوز در جریانه

Repost from geunyang.
absolute diva
+1
absolute diva

خدا مرده، مارکس مرده، نیچه مرده، گدار مرده، لینچ مرده، منم تنها موندم با یه مشت روانی.

this alongside israel selling guns to iran during the Iran-Iraq war is just somehow the least surprising thing I’ve heard in my life like lmfao of course they did

Repost from Cinémathèque
This message couldn't be displayed on your device due to copyright infringement.

Repost from Cinémathèque
This message couldn't be displayed on your device due to copyright infringement.

خاک تو سر تمام دست اندر کاران ایران اینترنشنال کثافت مزدور و اون بی‌بی‌سی بی خاصیت خیانت کار که یه کار به این مهمیو هم نتونستن درست انجام بدن و با پوشش خبری ناقصشون دستشون به خون این همه آدم بیگناه آلودست

Repost from Humint.
جاویدنام سما اسماعیلی ۲۰ ساله که نوزدهم دی‌ماه کشته شد. دوست سما در اکانت اینستاگرامش نوشته: «سما همیشه به من می‌گفت که آرزو
+5
جاویدنام سما اسماعیلی ۲۰ ساله که نوزدهم دی‌ماه کشته شد. دوست سما در اکانت اینستاگرامش نوشته: «سما همیشه به من می‌گفت که آرزو می‌کنه افراد بیشتری هنرش رو ببینند.»

Repost from pathétique
کاک فواد، قسم به خون یاران، ایستاده‌ایم تا پایان.

Repost from pathétique
همسر فواد محمدی، از کشته‌شدگان انقلاب در کامیاران، می‌گوید: فواد مخالف سیستم طبقاتی بود. مخالف استثمار کارگر بود. می‌گفت ما خانه‌ها را می‌سازیم اما خودمان خانه نداریم...

وحشتی نیست از انبوه مسلسل داران تا در این دشت غرور کینه داران سرخ است

Repost from Dern.
دو تا پسر ترنس کشته شدن. نیما عباسی و سامان عبدی و قراره روی سنگ قبرشون اسم‌هایی نوشته بشه که هیچ‌وقت خودشون نبودن. ما باید ا
+1
دو تا پسر ترنس کشته شدن. نیما عباسی و سامان عبدی و قراره روی سنگ قبرشون اسم‌هایی نوشته بشه که هیچ‌وقت خودشون نبودن. ما باید اسم همه‌ی کشته‌شده‌ها رو صدا بزنیم اما نیما و سامان (و شاید خیلی‌های دیگه که هنوز حتی خبرشون رو نداریم) از حق ساده‌ی «داشتن اسم خودشون» هم محروم شدن. اگه سنگ قبرشون حقیقت رو نمی‌گه، پس این وظیفه‌ی ماست که حقیقت رو بلندتر بگیم: نیما. سامان.

تسلیت به همه‌ی داغ‌دیدگان و احترام به خانواده‌هایی که چشم‌انتظار خبرند. این کانال را برای همان‌هایی ساختیم که حالا در بازداشت‌اند و صدایشان نمی‌رسد. هدف‌مان فقط ثبت نیست؛ پیگیری حقوقشان است، تا کسی در سکوت و فراموشی گم نشود. لطفافقط اسامی بازداشتی‌های تاییدشده را ارسال کنید،اگر اطلاعات تکمیلی دارید یا اشتباهی در اسامی دیدید، حتما به ما بگویید. ما اینجا هستیم تا کنار هم بایستیم، تا پیگیری کنیم، تا یادمان نرود. https://t.me/NameshunraSedaBezan

Repost from geunyang.
It doesn’t even matter if a small minority is against war, it doesn’t matter if a small group of americans go out and protest the war (if they do later on), the vietnam protests and iraq protests are mostly failures. If united states of america has a serious plan to launch missiles to a specific geographic location, they will do it because they’ve decided this is good for them in some way. No average citizens’ opinion is “halting” the war, all of this arguing and kicking and threatening is just a waste of energy that could be perhaps used elsewhere. or maybe not. maybe we are forced to live through historical events that we have no choice in. maybe this is all normal and I’m just too tired to participate in the rituals.

everything i once enjoyed is like poison in my throat now and everytime i try to slightly distract myself from the weight of it all it crushes me over and i don’t know how long we have to keep living like this.

این قلب درد از لحظه ای که بیدار میشم با منه تا موقعی که چشمامو ببندم

حرفی برای گفتن ندارم چون شرم دارم. شرم دارم از تک تک جوون هایی که الان یه گوشه ی زمین افتادن و پر از آرزو و امید و زندگی بودن و من اینجا وصل شدم ولی اونا نه. شرم دارم از اینکه با امید وارد خیابون ها شدن و خودشون رو جلوی ظالم ترین افراد جهان گذاشتن چون باور قلبی داشتن همه چیز درست میشه. شرم دارم از اینکه بجز غم و نفرت چیز دیگه ای برام نمونده. شرم دارم از اینکه این خاک تنها کارش شده کشوندن مردم بیگناه توی توش و میترسم که چندبار دیگه باید این اتفاق بیفته تا بلاخره یک پایان مشخصی بوجود بیاد