[gone with the sin]
Відкрити в Telegram
359
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
خیلی خوشم میاد مردم راجع به یچیز های خاص و جالبی تو دیلیشون میگن کلا یکم هدف دیلی هم همینه و خوندم و خیلی خوش گذشت بیشتر بذار😭😭🦦
کلا چیزی که هست اینه که جان توی این آلبوم خیلی سعی کرد درباره خودش،گذشته و ترساش صحبت کنه
و یک جای آهنگ میرسه که جان میگه
حالا باید خودم رو از نو بسازم.
یه جورایی از همه اون درد و رنج به این میرسه که خب..زندگی جریان داره
حالا که نمیتونم گذشته رو تغییر بدم باید خودم ادامه بدم..
و این قسمت خیلی برای من دردناک تر از خشمشه،
چون دیگه پذیرفته..دیگه منتظر نیست کسی بیاد و کودکی از دست رفتشو بهش برگردونه.
اون زخم هنوز هست اما جان یاد گرفت که کنار بیاد با همش..
یه جورایی بنظر میاد بلاخره با تموم اون خشم و غم کنار اومده و گذاشته این احساسات ازش بیرون بیاد.
و بخش هایی که بیشتر برای من احساساتیه راجب این آهنگ اینه که
جان به شدت اولش کنترل شده و آروم میخونه
و هرچقدر جلو تر میره صداش بیشتر میشکنه و در نهایت تبدیل به فریاد میشه
که باز هم میگه
پدر من به تو احتیاج داشتم اما تو اونجا نبودی.
بابای جان آلفرد لنون توی سن خیلی کم جان رو ترک کرد و سالها باهاش ارتباط نداشت
انگار جان توی آهنگ دوتا از بزرگترین زخم های بچگیش رو کنار هم گذاشته
