کولیآنا🃏'
Відкрити в Telegram
اضمحلال سابق' https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
233
Підписники
-124 години
-17 днів
+130 днів
Архів дописів
232
دانستی خدایان مردمِ چشمان نیز میمیرند؟
تب عشق قلب را مذاب میکند؟
رد سرشک ذوق سوزنده است؟
دانستی عشق تنها هالهای کدر بر برق حقیقت بود؟
یا که جوانه در زمستان میمیرد؟
دانستی ما نیز مردگانی بودیم قربانیِ القای زندگی؟
یا که منتظرانی بودیم در اتاق سوگ؟
دانستی؟
232
ما بهار و زمستان را به یک دگر پیوند زده بودیم
اما ای گل شب بوی من که به استقبال بهار آمده بودی،
حال دانستی کهروزی از تولد بهار مرگ میروید؟ روزی آسمان هم به زمین میخورَد؟ -Kia
232
با آوازی نیمهکاره در گلو
رها شدم
میان آدمیانی
که معنای نیمهٔ باقیمانده را نمیفهمند
بعد از این
ادامهٔ عمرم را
در تاریکی سکوت خواهم کرد
بهاحترام صدایی که زمانی
نیمهٔ روشنش را خرج عشق کرده بود
232
مرا با تاریخ داوری کن
رد آغشته ای که یک شعله ی لرزان شمع در هوا رها میکند
و یا مه آلودهی کوری نبودهایم ما
مرا با دانش دریاب نور دیده ام
مرا با فلسفه درک کن و با تاریخ داوری کن
احمد کایا
232
Repost from کولیآنا🃏'
این توده های پوشالی تجزیه طلب که خواهان استقلال قلب هستند، با یک شورش عاشقی از هم گسیخته میشوند؛ زیرا دیکتاتوری و عقل فاشیسم هیچگاه فرونپاشیده و این انقلاب به ظاهر احساسی در جان، حماقت محض از آب در میآید.
اما چه فایده که در نهایت تمدن هر تن را روحی فاقد اندیشه مینگارد.
-کیا
232
دریاب که از روح جدا خواهی رفت
در پرده اسرار فنا خواهی رفت
می نوش ندانی ز کجا آمده ای
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
