uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Yune, lately.

Yune, lately.

Відкрити в Telegram

@talkwhiteyunebot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
204
Підписники
-324 години
-57 днів
-230 днів
Архів дописів
با اینکه نیستی پهلو من ولی بدون هرجا بری باز بهت حواسم هست.
@🧡

چقدر از مباحث غیبتامون خوشم میاد >>>>>>>>

چاکرم🤙

جوری که غیبت باهات حال میده>>>

با شناختی که من از ممبرات دارم مثل ما لذت بردن و تو کار مسخره کردن نیستن

یکیشم سیو مسیج منه

یکیش که منم

پرایوت شیر ها عاقبتم کردید. پرایوت شیر ها کجا شیر کردید دارید می‌خندید بهم؟ این کارا عاقبت نداره پرایوت شیر هااا

Awww

اینو تینا وقتی داشتیم تو مدرسه تمرین میکردیم زد و من از همون موقع خواستم یاد بگیرم---

تو کصخلی من که دارم گوش میدم و لذت میبرم

قشنگ شدهه

کثافت من خودم جرئت گوش دادن بهش رو ندارم تو چطوری میخوای با این بخوابی=)))

میرم گوشش کنم و بخوابم شب شما بخیر عزیزان.

خودتون گفتید گیتار بزنم عههه🗣 ( دارم می‌میرم-)

Голосове повідомлення01:28

فداتشم الهی:)😭

- اینا رو بگم بهش؟ - اگه بهش بگی به روح مامان پری دیگه باهات حرف نمیزنم. - باشه))

Repost from N/a
سی سال گذشت از روزی که پر کشیدی، و هنوز نامت، مثل دعایی کهنه، با لرز و اشک بر لب مادرم می‌نشیند. من، نوه‌ای که هیچ‌وقت در آغوشت آرام نگرفت، با قصه‌ی مهربانی‌ات، با چهره‌ای که از میان خاطرات دیگران ساخته‌ام و تنها با یاد تو آرام میگیرم می‌گویند آن روز، آسمان هم گریست، که حتی باد از میان کوچه‌های شهر صدای شیون می‌آورد. می‌گویند پیر و جوان، کوچک و بزرگ، همه آمدند بدرقه‌ات نه از روی رسم، بلکه چون نبودنت، به وسعت تمام دل‌هایشان زخم زد. پریدختِ نادیده‌ام، من هیچ‌وقت دستت را نگرفتم، اما هر بار که بوی حلوا پیچید در خانه، احساس کردم نگاهم می‌کنی، با همان مهربانی جاودانه‌ات. می‌گویند بعد از سی سال، قبرها را از صاحبانشان می‌گیرند، و من از تصورش لرزیدم که شاید دیگر سنگی نباشد که نامت را رویش بنویسند. اما مگر روح‌ها در خاک می‌مانند؟ نه، تو در باد ماندی، در صداها، در لبخند مادرم، در گوشه‌ی دل من که هنوز نمی‌داند چرا برای کسی که هرگز ندیده، این‌همه دلتنگ است. پریدخت، اگر آن‌سوی آسمان هنوز شبی هست، اگر هنوز نسیمی میان ستاره‌ها می‌پیچد، بدان که من از همین زمین، از میان دود و حلوا و دعا، برای آرامشت نفس می‌کشم. سی سال گذشته… اما هنوز خانه وقتی ساکت می‌شود، یک گوشه‌اش صدای توست که با آرامی می‌گویی: «من همیشه باهاتم.» روانت آرام و مهرت بر دل‌ها جاودان❤️‍🩹!
1404.8.14🪽

هرچی محدود تر = ارزشت بیشتر✅