زنی در دوزخ.
Відкрити в Telegram
˚ ₊ ‧ ︵‿₊୨୧₊‿︵‧ ˚ ₊ . . 🕯🪽. . ︶⊹︶︶୨୧︶︶⊹︶ ناشناس:《 `https://t.me/HarfChatBot?start=07d95735824c ִֶָ ࣪ ˓ ִֶָ 》
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
328
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
328
به لطف خدا کر شدم.
آقا صندلی بغلی اتوبوس سیصد بار گفت "پاور بانک دارید؟"
و من میشنیدم "عابر بانک".
بعد داشتم توضیح میدادم منظورتون اینجاست یا بیرون؟
اونم میگفت نه همینجا برای گوشی
منم گفتم آها! ازین اپلیکیشنهای انتقال پول منظورتونه؟
وای. خدایا ذوبم کن. کر نبودم به لطف تو شدم.
328
بچهها رندومترین اتفاقی که میشد بیوفته:
محمد لقمانیان تو تماشاخونه از روسریم تعریف کرد.
328
Repost from N/a
سشوار کشیدن موهای ماهور باعث شد فکر کنم واقعا یه دختر میخوام هی بشینم موهاشو شونه کنم، دسته کنم، چینش بدم و...
اصلا بغض.
328
Repost from N/a
اینجا هر گرهای قبل از کور شدن به نرمی شکافته میشه؛ از هم گسسته میشه.
"به وضوح رسیده" با صدایِ من رو از کستباکس بشنوید.
•خوشحال میشم نظراتتون رو با من به اشتراک بگذارید ;)
328
شرایط خوبی نیست. اصلا خوب نیست. اینهارو اینجا نوشتم که اگر اومدید باهام صحبت کنید، پیامی دادید، حرفی زدید و بازخورد یا پاسخ من ناامیدتون کرد یا خنثی بود، به دل نگیرید. میدونید چقدر ذوق و اشتیاق دارم، امّا الان تنها دارم سعی میکنم خیلی چیزهارو درونم زنده نگه دارم. تنهایی با خیلیچیزها رو به رو شم، بدون اینکه حتی به دوستان صمیمیم چیزی رو بگم. دارم با چیزهایی دست و پنجه نرم میکنم که احساس میکنم کسی نمیتونه درکشون کنه. سعی دارم اونایی که خراب شدن رو درست کنم، از چیزهایی که دارم محافظت کنم. البته برخی اوقات رهایی بهترین راهه. خیلی چیزها داغون شده، خیلی از اتفاقات باعث شدن تصوراتم فرو بریزن و توی خودم فرو برم، ولی میدونم که چنین نمیشم.
هیچوقت دوست نداشتم و ندارم کسی بخاطرم حس بدی بگیره. سعی میکنم توی رفتارمم اینو نشون ندم اما میدونم، اونایی که میدونن؛ چشمهام همهچیز رو لو میدن.
328
این ۱۰ روز به اندازهی یک سال گذشت.
هر روزش پنیک، گریه، اضطراب، ضعف، غم، سستی، بیحاصلی.
