کومورِبی🌿✨
Відкрити в Telegram
•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n
Показати більшеІран122 242Категорія не вказана
1 162
Підписники
+9924 години
+2507 днів
+44230 днів
Архів дописів
1 164
با دور شدن مردم و بزرگان از جمشید، سپاه و پشتیبانان او پراکنده شدند و ضحاک بر ایران چیره گشت. جمشید گریخت و سالها آواره بود تا سرانجام به دست ضحاک کشته شد.
ضحاک پس از رسیدن به پادشاهی، زیر نفوذ اهریمن قرار گرفت. از شانههای او دو مار رویید و برای زنده ماندن آن مارها هر روز مغز دو جوان را میخواستند. از آن پس دوران او در شاهنامه نماد ستم، ترس و تاریکی شد.
سالها مردم در بیم و رنج زندگی کردند تا سرانجام آهنگری به نام کاوه که فرزندانش قربانی ستم ضحاک شده بودند، بر او شورید. کاوه پیشبند چرمی خود را بر سر نیزه کرد و مردم را به قیام فراخواند؛ همان درفشی که بعدها درفش کاویانی نام گرفت.
کاوه جوانی از نژاد شاهان به نام فریدون را پشتیبانی کرد. فریدون با یاری مردم و بزرگان به جنگ ضحاک رفت، او را شکست داد و به بند کشید. ضحاک کشته نشد، بلکه در کوه دماوند زندانی شد تا دیگر به جهان آسیب نرساند.
بدینگونه در شاهنامه، پس از سقوط جمشید، دورهٔ تاریک ضحاک آغاز میشود و با قیام کاوه و پادشاهی فریدون، بار دیگر داد و روشنایی به ایران بازمیگردد.
1 164
ضحاک:
در شاهنامه، جمشید در آغاز پادشاهیاش پادشاهی دادگر و آبادگر بود؛ پیشهها را سامان داد، جشنها را برپا کرد و زندگی مردم را رونق بخشید. اما پس از سالها قدرت، دچار غرور شد و همهٔ شکوه و نعمتها را از خود دانست.
فردوسی میگوید جمشید آنچنان خود را برتر دید که گویی جز او کسی در جهان ارزشی ندارد. همین غرور سبب شد فرّه ایزدی ــ شکوه و مشروعیت پادشاهی ــ از او دور شود.
وقتی فرّه از جمشید برگشت، دل مردم و بزرگان نیز از او برگشت. نارضایتی، ترس و بیاعتمادی در کشور گسترش یافت و پایههای پادشاهیاش سست شد.
در همین زمان ضحاک از این ضعف بهره برد. او خود را فرمانروایی نیرومند نشان داد و بسیاری از مردم و بزرگان، نه از سر دوست داشتن ضحاک، بلکه از سر ناامیدی از جمشید، به سوی او رفتند.
#شاهنامه
1 164
ضحاک:
در شاهنامه، جمشید در آغاز پادشاهیاش پادشاهی دادگر و آبادگر بود؛ پیشهها را سامان داد، جشنها را برپا کرد و زندگی مردم را رونق بخشید. اما پس از سالها قدرت، دچار غرور شد و همهٔ شکوه و نعمتها را از خود دانست.
فردوسی میگوید جمشید آنچنان خود را برتر دید که گویی جز او کسی در جهان ارزشی ندارد. همین غرور سبب شد فرّه ایزدی ــ شکوه و مشروعیت پادشاهی ــ از او دور شود.
وقتی فرّه از جمشید برگشت، دل مردم و بزرگان نیز از او برگشت. نارضایتی، ترس و بیاعتمادی در کشور گسترش یافت و پایههای پادشاهیاش سست شد.
در همین زمان ضحاک از این ضعف بهره برد. او خود را فرمانروایی نیرومند نشان داد و بسیاری از مردم و بزرگان، نه از سر دوست داشتن ضحاک، بلکه از سر ناامیدی از جمشید، به سوی او رفتند.
1 164
غبار غم برود حال خوش شود حافظ
تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار
شبتون بخیر آدمای قوی ✨
1 164
این روزها آدم هایی رو میبینید که مثل یک بنای محکم و استوار ایستادهاند، کمتر کسی میداند این بنای محکم و استوار با تلنگری فرو میریزد. مواظب کلام مون باشیم.
1 164
اونجایی که حسین منزوی عزیز میگه:«سفر، گریختنی در مه است، سوی امید؟
و یا گریختن از خویش، ناامیدانه؟
ز خود چگونه گریزم که بار خویشتنم
امانتی است هم از سرنوشت بر شانه».
1 164
خیلی یهویی یادم اومد تو دل زاگرس ی درخت شش ساله دارم به اسم «ژینا». ژینا یعنی زندگی؛ یعنی ریشه های من تو دلِ زاگرس و خاستگاه آبا و اجدادیم.
1 164
گر کسب کمال میکنی میگذرد
ور فکر مجال میکنی میگذرد
دنیا همه سر به سر خیال است، خیال
هر نوع خیال میکنی میگذرد…
#وحشی_بافقی
@komurebii🌿✨
1 164
آدم بودن پیچیده و سخته، زندگی در ایران و این جبر جغرافیایی به مراتب سخت تر؛ خلاصه که اگه تو مسیر راهی که انتخاب کردید کژ دار و مریز پیش میرید، از راه دور بهتون افتخار میکنم.
