کومورِبی🌿✨
Відкрити в Telegram
•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n
Показати більшеІран127 978Категорія не вказана
1 164
Підписники
-524 години
+1527 днів
+33930 днів
Архів дописів
1 164
کاش یکی با چوب بالا سرم کشیک میکشید، تا دستم میرفت سمت ثبت سفارش کتاب، میزد پشت دستم و به انبوه کتاب های نخونده شدم اشاره میکرد ( با اخم).
1 164
هرمان هسه در کتاب دِمیان اینطور مینویسد:
«درخت نمیمیرد؛ منتظر میماند.»
•منم همینطور درخت، منم همینطور.
1 164
دلم میخواد برگردم عقب... به اون تابستونا.
به همون روزایی که روی قالی قرمز شیخبورنگی دراز میکشیدم و آفتابِ بیجون، از لابهلای نردههای بالکن، روی صورتم نقش میبست. چشمامو تنگ میکردم، سایهی مژههامو میدیدم و نورای رنگیرنگی که شبحوار از جلوی چشمام رد میشدن. بهش میگفتم حسرت نخوریا بچه، آرزوی بزرگ شدن نکنی بچه، بمون و بچگی کن؛ تو بزرگسالی خبری نیست.
1 164
گفتند: چگونهای؟
گفت: زخمی عظیم خوردهام.
گفتند: بر کجا؟
گفت: بر جان!
• تذکرة الاولیاء
1 164
Repost from امروز چندمه | تاریخ امروز
سه شنبه ۲۷ مرداد ؛ بعضی وقتا هیچ حکمتی توش نیست فقط ما زورمون نمیرسه :»
1 164
قشنگ ترین و قوی ترین نفرین و فردوسی توی شاهنامه آورده؛ در نبردِ بین رستم و سهراب، بعد اینکه رستم خنجر رو در پهلوی سهراب فرو میبرد، سهراب در حالِ جان دادن رستم رو خطاب قرار میده: «زمانه به خون تو تشنه شود / بر اندام تو موی دشنه شود». درد و رنج و هراسی رو تجربه کنی که تار به تار موی تنت همچون دشنه ای بر جانت بشینه.
1 164
کلی صداست توی سرم؛
کلمهها مارش برداشتهاند، قطارقطار میآیند،
اما انگشتهای بخیلم هنوز دریغ میکنند از نوشتن.
1 164
من یک روز گرم تابستان، دقیقا یک سیزده مرداد، حدود ساعت سه و ربع کم بعد از ظهر، عاشق شدم.
