uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

کومورِبی🌿✨

کومورِبی🌿✨

Відкрити в Telegram

•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n

Показати більше
Іран127 978Категорія не вказана
1 164
Підписники
-524 години
+1527 днів
+33930 днів
Архів дописів
کی می‌دونه چندتا کوه رو شونه کی سواره؟

  اندیشه‌‌‌اَت جایی رَوَد، وان گَهْ تو را آن جا کَشَد                    زَانْدیشه بُگْذر چون قضا پیشانه شو، پیشانه شو

این زخم ها بسته شدنی نیست! می‌شنوی؟ کهنه است ولی مرهم نشدنی ست؛ هر روز خون تازه از آن بیرون می‌آید. •چریکه تارا #بهرام_بیضایی

شاید!
شاید!

I was born and bred, uplifted by pride But deep down inside, are struggles I couldn't hide Consumed by guilt and self pity The only things I could touch Were the ashes of the city

sticker.webp0.48 KB

باید با نجات دهنده ی در گور خفته نوبتی جاهامونو عوض کنیم :)

معمولا به کسایی که دوسشون داری بیشتر از یه بار فرصت میدی، این حس که هنوز انگار نمیخوای از دستشون بدی با اینکه میدونی شاید لیاقتشو نداشته باشند؛ این غمگین ترین ضعف یه آدمه.

Le temps d'un souffle coupé در فاصله‌ی یک نفسِ بریده، Par un soir tardif d'été در شبی دیرهنگام از تابستان، Les anges partirent avant فرشته‌ها پیش از ما رفتند، Et leurs visages tachés de blanc با چهره‌هایی پوشیده از سفیدی. Je crois qu'il est trop tard فکر می‌کنم دیگر دیر شده، Pour t'avouer que j'ai mal برای اینکه اعتراف کنم چقدر درد می‌کشم، À mon cœur mourant برای این قلبِ رو به خاموشی، Et mes souvenirs tachés de blanc و برای خاطراتی که در سفیدی محو شده‌اند. Si l'on me perd اگر روزی مرا از دست بدهند، Sache que je serai la tienne بدان که باز هم از آنِ تو خواهم بود. Et au creux de ses bras و در گودیِ آغوش او، La mort nous bercera مرگ، ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند. Car si l'on me perd زیرا اگر مرا از دست بدهند، C'est seulement pour rester la tienne تنها برای آن است که همچنان از آنِ تو بمانم. Et au creux de ses bras و در گودیِ آغوش او، La mort nous bercera مرگ، ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند. La pluie colle sur mes tempes باران بر شقیقه‌هایم سنگینی می‌کند، La foudre chante ta descente و رعد، فرود آمدنت را آواز می‌خواند. Blotti contre ma vie تو، در آغوش زندگی‌ام پناه گرفته بودی، Ton rire raisonne et puis s'enfuit خنده‌ات در جانم می‌پیچد و بعد دور می‌شود. Je crois qu'il est trop tard فکر می‌کنم دیگر دیر شده، Pour te dire que ça fait mal برای اینکه بگویم چقدر درد دارد. Mon cœur n'est plus comme avant قلبم دیگر آن قلبِ سابق نیست، Car il s'endort tout doucement چون آرام‌آرام به خواب می‌رود. Si l'on me perd اگر روزی مرا از دست بدهند، Sache que je serai la tienne بدان که باز هم از آنِ تو خواهم بود. Et au creux de ses bras و در گودیِ آغوش او، La mort nous bercera مرگ، ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند. Car si l'on me perd زیرا اگر مرا از دست بدهند، C'est seulement pour rester la tienne تنها برای آن است که همچنان از آنِ تو بمانم. Et au creux de ses bras la mort nous bercera و در گودیِ آغوش او، مرگ ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند.

Le temps d'un souffle coupé در فاصله‌ی یک نفسِ بریده، Par un soir tardif d'été در شبی دیرهنگام از تابستان، Les anges partirent avant فرشته‌ها پیش از ما رفتند، Et leurs visages tachés de blanc با چهره‌هایی پوشیده از سفیدی. Je crois qu'il est trop tard فکر می‌کنم دیگر دیر شده، Pour t'avouer que j'ai mal برای اینکه اعتراف کنم چقدر درد می‌کشم، À mon cœur mourant برای این قلبِ رو به خاموشی، Et mes souvenirs tachés de blanc و برای خاطراتی که در سفیدی محو شده‌اند. Si l'on me perd اگر روزی مرا از دست بدهند، Sache que je serai la tienne بدان که باز هم از آنِ تو خواهم بود. Et au creux de ses bras و در گودیِ آغوش او، La mort nous bercera مرگ، ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند. Car si l'on me perd زیرا اگر مرا از دست بدهند، C'est seulement pour rester la tienne تنها برای آن است که همچنان از آنِ تو بمانم. Et au creux de ses bras و در گودیِ آغوش او، La mort nous bercera مرگ، ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند. La pluie colle sur mes tempes باران بر شقیقه‌هایم سنگینی می‌کند، La foudre chante ta descente و رعد، فرود آمدنت را آواز می‌خواند. Blotti contre ma vie تو، در آغوش زندگی‌ام پناه گرفته بودی، Ton rire raisonne et puis s'enfuit خنده‌ات در جانم می‌پیچد و بعد دور می‌شود. Je crois qu'il est trop tard فکر می‌کنم دیگر دیر شده، Pour te dire que ça fait mal برای اینکه بگویم چقدر درد دارد. Mon cœur n'est plus comme avant قلبم دیگر آن قلبِ سابق نیست، Car il s'endort tout doucement چون آرام‌آرام به خواب می‌رود. Si l'on me perd اگر روزی مرا از دست بدهند، Sache que je serai la tienne بدان که باز هم از آنِ تو خواهم بود. Et au creux de ses bras و در گودیِ آغوش او، La mort nous bercera مرگ، ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند. Car si l'on me perd زیرا اگر مرا از دست بدهند، C'est seulement pour rester la tienne تنها برای آن است که همچنان از آنِ تو بمانم. Et au creux de ses bras la mort nous bercera و در گودیِ آغوش او، مرگ ما را آرام‌آرام در آغوش خواهد خواباند.

Coeur De Pirate @RadioP0l – La petite mort.mp38.78 MB

+ چگونه‌ای؟! -فرسوده، مچاله، ادامه‌دهنده.

«می‌بینی؟ مثل ستاره پخش‌مان کرده‌اند توی این صفحه‌ی سیاه؛ هر کدام‌مان جایی برای خودمان سوسو بزنیم، اما نمی‌دانیم در کدام منظومه می‌چرخیم و برای چه.» •فریدون سه پسر داشت #عباس_معروفی

@komurebii✨🌿

6197364125_1.mp35.56 MB

آدم ها به اندازه حرف هایی که باید بهم بگن و نمیگن از هم دور می‌شوند.

Let it be guys ^⁠_⁠^

2_5341692800750620451.m4a2.93 MB

🍁🍁 این دل صبورم به غم زمونه خندید @komurebii

برای ظهر آخرین جمعه تابستون✨