uk
Feedback
بی‌جواب!

بی‌جواب!

Відкрити в Telegram

https://t.me/MinaBiJavabbot خیالِ هم‌صحبتی اگر بود:

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
354
Підписники
-1424 години
+377 днів
+15230 днів
Архів дописів
من بلدم آنقدر دیر بخوابم که اندوهم را خواب کنم، اما یکی به من بگوید کی بیدار شوم از خواب، که اندوه زودتر از من؛ بیدار نشده باشد..؟!

بعد از مرگم اگر نسیمی گونه‌ات را بوسید، بدان منم.

Repost from N/a
photo content

sticker.webp0.17 KB

گوشه‌ی دفترش خطاب به خودش نوشت: «اما عزیزِ من، لبخندهایت کجا رفته؟ چرا این‌قدر اندوهگینی؟ چرا چشم‌هایت این‌قدر خسته و غمگین است؟ چرا قلبت تا این حد شکسته است؟»

کجا رها کنم این بار غَم که بر دوش است؟

به خالق آفرینش بگو ما را برگرداند به حالت اولمان. ما که از او خواهش نکرده بودیم تا ما را بیافریند و قدرت نمائی بکند. حالا که کرده، چشمش کور بشود. باید جورمان را بکشد.
افسانه آفرینش - صادق هدایت

چشم های بسته، بازترند؛ و پلک، پرده‌ای‌ست که منظره را عمیق تر می‌کند.

تو خانه‌ام بودی عزیزِ من و من از دست دادمت؛ و کسی که وطن ندارد، در تمام جنگ‌ها گلوله می‌خورد.
حمید سلیمی

هرگاه بین ماندن یا نماندن شک کردی، برو!

sticker.webp0.21 KB

بیراهه رفته بودم؛ آن شب دستم را گرفته بود و می‌کشید؛ زین بعد همه عمرم را بیراهه خواهم رفت.

«مارال و حاتم - سریالِ رهایم کن.»

این‌جا مردم تلاش می‌کنند زندگی را ادامه بدهند؛ امّا کار ساده‌ای نیست.
آریل دورفمن

sticker.webp0.72 KB

و تو دوام می‌آوری، بی‌آنکه کسی بفهمد که در بارانِ دردها، هنوز ایستاده‌ای..
علی آواری

چه لذتی دارد... از فردای نیامده نترسیدن، گوش به باران دادن، چای درست کردن، پادشاهِ وقتِ خود بودن.

آدم‌ها خیال می‌کنند برای زنده ماندن به چیزهای بزرگی احتیاج داریم؛ در حالی که گاهی یک فنجان چای گرم و دستی روی شانه‌ کافی‌ست تا ادامه بدهیم.
آنا گاوالدا

Repost from N/a
photo content

آغوش.
آغوش.