uk
Feedback
یادداشت های یک دیوانه

یادداشت های یک دیوانه

Відкрити в Telegram

بغل کن مرا ، چنان تنگ که هیچکس نفهمد زخم روی تن من بود یا تو.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
221
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+1030 днів
Архів дописів
Repost from ARTA
نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من خدا ناکرده در دل رنجشی داری مگر از من؟ بگو تا گریه را دامان کوشش بر کمر بندم اگر بر دل غباری داری ای روشن گهر از من.

Repost from N/a
گفتم دوست دارم گفتی چندتا؟

کاش از شاخه سر سبز حیات گل اندوه مرا می چیدی . . کاش در شعر من ای مایه عمر، شعله راز مرا می‌دیدی.

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد. خشت خشتِ ، آجر آجر پیکرم را باد برد. من بلوطی پیر بودم پای کوه بلند؛ نیمَم آتش سوخت ، نیمِ دیگرم را باد برد. از غزل‌هایم فقط خاکستری مانده به جا؛ بیت های روشن و شعله ورم را باد برد. با همین نیمه ، همین معمولی ساده بساز؛ دیر کردی نیمه ی عاشق ترم را باد برد.

Repost from ARTA
گاهی اوقات آدم‌هایی که دوستشون داریم، حس متقابلی به ما ندارن و تو هیچ کاری نمی‌تونی در موردش انجام بدی. نه جای شکایتی هست، نه نیازی به توضیح. زندگی گاهی فقط همینه

بچها میشه لطفا اهنگایی مثل خونه ی باهار علی عظیمی برام بفرستید ؟؟😭😭

⭐️
+1
⭐️

Repost from تراپیست
Голосове повідомлення00:30

توت فرنگیو ور دارم ؟؟

Repost from Sajad Shahi
جون مادرت زنگ نزن مسیج بده

Repost from Rap King
عشق وجود نداره بچه ها بچسبید به پول

به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم...

از بی‌كفنی زنده مانده‌ایم.

Repost from N/a
کم کم داریم به قدم زدنای دوتایی زیر بارون نزدیک میشیم😩

Repost from N/a
ای در خود فرو رفتن آرام مگذار چیزی متوقفت کند - رمبو

Repost from Die with u
Відеоповідомлення00:19

Repost from اَمیرُم
اینقدر مهریه میزنم برات نوه و نتیجم قسطشو بدن