گالری سیزدهم AKA| زن زندگی ازادی
Відкрити в Telegram
AKA daily Trixie 🏳️🌈 Anti ai The only AI I use is Adobe illustrator @Treakjdkbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
282
Підписники
-124 години
-217 днів
-1830 днів
Архів дописів
موضوع این هفته
اوسی شما اگه یه آهنگ/البوم/خواننده بود چیمیشد
اوسیتون رو با استایل خوانندهای که نزدیکترین وایب رو نسبت به اوسیتون داره بکشید میتونه استایل اون خواننده توی موزیک ویدئو آهنگی که وایب کرکترتون رو بده باشه یا اصلا اون استایل باشه که باهاش حال کردینشرایط مثل دفعه قبله ولی اینبار من خونهام و قرار نیست برم ماه بعد بیام😭
Repost from N/a
اما با این حال، بازم بهتره وقتی داریم از اسیبهای gen aiها حرف میزنیم فقط و فقط محیط زیست رو منشن نکنیم چون ممکنه باعثِ همچین میساندرستودهایی بشه و همچنین از پوینتهایِ مخربِ دیگهاش که به همین اندازه مهمن، جا بمونیم. یعنی بهتره همه رو باهم بگیم نه فقط اسیبش به محیط زیست.۵- ارتباط مشاغل با کانسپت ai
جدیدا هرکی رو میبینی میگه هوش مصنوعی قراره بیکارمون کنه، شغلهامون رو بگیره و دیگه به نیروی انسانی نیازی نباشه. خب، این غلط نیست ولی در این حدش یه مقدار افراطیه و مسئله رو دراماتایز میکنه و باید بین واقعیتِ حال حاضر و چیزی که ازش ترسیده میشه فرق قائل شد. بله، با وجود ai خیلی چیزا تسهیل شدن و میشن و بعضی کارا بار انسانیشون کمتر میشه. ولی آیا این یعنی وای رباتا قراره دنیا رو بگیرن؟ نه:) حداقل فعلا و به این زودیا نه. در حال حاضر، حتی قویترین الگوریتمهای یادگیری ماشین هم به اون سطح از آگاهی نرسیدن که بتونن مستقل بشن. اینا میتونن تحلیل کنن، یاد بگیرن و خودشون رو تغییر بدن، اما آیا آگاهی دارن؟ خیر. افسارشون هنوز دست آدماس، خودمختار نیستن و در چارچوب زیرساختها و دسترسیها و اهدافِ انسانی فعالن. پس این ابزارها فعلا در حد کمک و تسریعکننده هستن و حتی خفنترین کارایی هم که بکنن، باید از فیلتر انسانی رد بشن و بدون ورودی انسانی اصلا نمیتونن کار کنن. همچنین با این حساب الان هم آدما باید بیکار میشدن، چون صد سال پیش هم هیچکس فکر نمیکرد تکنولوژیهای امروز وجود داشته باشن. ولی آیا الان آدما بیکارن؟ نه. همون کارایی هم که رباتا میکنن رو هم باز آدما بهشون نظارت دارن. (پشت برخی سیستمهای ai کارگران انسانی برای لیبلگذاریِ داده، مدریشن و ارزیابی خروجیها کار میکنن؛ بنابراین خودکار بودنشون لزوما به معنی حذف کامل نیروی انسانی از فرایند نیست.] البته این به این معنی نیست که هیچ شغلی از بین نمیره. بعضی مشاغل واقعا حذف میشن و برای بعضی افراد این تغییر ممکنه تاثیر قابلتوجهی بذاره. یا حتی اگر شغل کاملا حذف نشه، ایآی میتونه قدرت چونهزنی بعضی کارکنان رو کم کنه؛ مثلا شرکت به جای استخدام چند نفر، خروجی کمتری از تعداد کمتری نیروی انسانی به واسطهی ai بخواد، یا اینکه برای بعضی کارها که با ai هم میتونن انجام بشن، شرکت کیفیت و خلاقیت رو فدا کنه و نیروی کمتری استخدام کنه تا پول کمتری هم خرج کنه. اما خب در بلندمدت، انسان تطبیقپذیره. وقتی یه سری راهها سادهتر میشن یا از بین میرن یا جایگزین میشن، کلی راه دیگه هست که بهشون نیازه و انسان مسیر و روش انجام کارش رو تغییر میده. درواقع اینکه ai برخی مشاغل رو حذف یا کوچیک کنه محتمل و ملموسه؛ اما طبق چیزی که الان میبینیم با پیشرفتِ تکنولوژی بیشتر مشاغل به اون صورت از بین نمیرن، صرفا تغییر شکل و متود میدن. اصلا خودِ تکنولوژیِ ai الان تبدیل به یک رشتهی علمی شده که کلی آدم از مطالعه دربارهاش و توسعهاش میتونن پول دربیارن. و یه نکته هم اینکه ai هرچقدر هم بتونه یاد بگیره، هنوز قادر به فهمِ کاملِ سیستمهای پیچیده نیست؛ بنابراین برای نگرانی درباره سناریوهای بسیار شدیدِ خودمختاری و از دست رفتن کنترل انسانی، هنوز باید بین تواناییهای واقعی مدلهای امروزی و سناریوهای فرضی آینده تفاوت قائل شیم. مدلهای فعلی هنوز محدودیتهای جدی دارن، اما اینکه دقیقا چه زمانی و آیا اساسا به سطحی از خودمختاری خطرناک خواهند رسید، قابل پیشبینیِ قطعی نیست ولی حداقل میدونیم که به این راحتی و سرعت هم اتفاق نخواهد افتاد چون اگاهی دادن به یک سیستم بیجان کارِ راحتی نیست.یک نتیجهگیریای اگر بخوایم از کل بحث داشته باشیم، بهتره بگیم که با توجه به مواردی که ذکر شد، ما همگی در قبالِ استفاده از gen aiها مسئولیتِ اخلاقی داریم. در قبالِ خودمون، جامعه و محیط زیست. استفادهی بیرویه و افراطی، بیمورد و بیفکر، بدون چون و چرا و پرسشگری و حصول اطمینان، غیراخلاقی و در راستایِ نقضِ حریم و حقوقِ اشخاصِ دیگه یا پخش اطلاعات غلط و فیک، با بیتوجهی و عدمِ اگاهی نسبت به تبعاتِ مختلفش و... همگی بیمسئولیتیِ اخلاقی در این مورد هستن. پس باید سعی کنیم حدالامکان مثل تایمِ قبل از دولوپ شدنِ gen ai های امروزی (که همچین هم قدیمی نیست) ازشون استفاده نکنیم، یا اگر هم در مواردی استفاده کردیم، با اجتناب از مواردِ بالا، صحیح و به اندازه باشه.
Repost from N/a
۳- پخش اطلاعات غلط
از بس که دیگه نمیشه تشخیص داد چی واقعیه و چه ai، میزانِ میساینفو و چیزایِ فیک تو فضای مجازی خیلییی زیاد شده. و این بسیار راه سادهایه که ادما میتونن ازش سوءاستفاده کنن و اخبار و اتفاقاتِ موردعلاقهشون رو اینطوری پخش کنن یا یه سری چیزای درواقع فیک رو با اینا رواج بدن و افکارِ عمومی رو دستکاری کنن و به مردم سوگیری بدن (هیچکس هم که فکتچک و اینا نمیکنه چیزی رو، برای همین کارِ این آدمها و شرکتها و سیاستمدارها خیلی سادهتر میشه و به راحتی و بدون هیچ زحمتی افکارِ عمومی رو دستکاری میکنن، سوگیریهای غلط میدن و اون چیزی که خودشون میخوان رو تو مغز مخاطب جا میندازن). یا حتی ممکنه اینکه انقدر ویدیوی فیک زیاد شده باعث بشه مردم چیزهای واقعی رو هم فکر کنن ai هستش و اینم یه جور مخربه و به طور کای تشخیص حقیقت سخت شده. همچنین این ویدیوهای ai generated که از قصد هم خیلی pleasing ساخته میشن، در واقع باعث میشن روز به روز محتوای مصرفیِ ادما مسخرهتر و خنگولانهتر بشه و اسکرین تایمِ ملت برای همچین چیزایِ چرتی الکی بره بالا و درنهایت هم خودشون خنگ و سطحی بشن هم وقتشون به چوخ بره. همچنین این باعث میشه کار و خلاقیتِ ارتیستها و content creatorهای واقعی دیده نشه و ضرر ببینن. درمجموع این ai ها با تولید انبوه محتوای کمکیفیت اینترنت رو پر میکنن و پیدا کردن اطلاعات واقعی، نوشته انسانی و منابع قابل اعتماد رو سختتر میکنن. حالا در نتیجهی اینا یه بحث مهمی هم مطرح میشه، مسئولیت. وقتی یه سیستم ai در استخدام، پزشکی، آموزش، اعتباردهی یا تصمیم سازمانی اشتباه کنه، مسئولیتش با کیه؟ سازندهی مدل؟ شرکت؟ مصرفکننده؟ افرادی که پشت سیستمها نشستن و خروجیها رو تایید میکنن؟ درواقع هیچکس پاسخگو نیست و این روند هر روز به صورت تصاعدی شدت میگیره. همهی این اشتباهات و میساینفوها مسئولیتشون با کیه؟ نپرسیدنِ این سوال و نبودِ پاسخی براش، درواقع یه جورایی پاسخگو نبودنِ سیستم در برابرِ فساد رو در این اشل توجیه و مقبول میکنه. همینکه ما حتی چندتا ویدیو در فضای مجازی رو فکتچک نمیکنیم، بی چون و چرا هرچی دیدیم باور میکنیم و پخشکنندههای اطلاعات غلط یا خروجیهای اشتباه و مخربِ ai رو زیرسوال نمیبریم، یعنی داریم تمرین میکنیم که سیستم رو هم پاسخگو نکنیم و زیرسوال نبریم.۴- آسیب به محیط زیست
اینجا چیزی که بدیهیه اینه که هر سیستمی که گرمای زیادی تولید میکنه و در نتیجه نیازه از سیستمهای خنککننده استفاده کنه، طبیعتا به آبِ زیاد نیاز داره و مصرفِ بیرویهی آب هم یعنی ریدن تو محیط زیست. و اینجا فقط آب نیست که کم میشه، بلکه تبعاتِ دیگهای هم داره و به ابعادِ دیگهی محیط و جانداران هم اسیب میزنه و در نتیجه کلِ اکوسیستم رو تحت تاثیر قرار میده. اما؛ آیا تنها سیستمی که این داستان رو درست میکنه gen ai ها هستن؟ یا اولیت سیستمی که اینطوریه؟ طبیعتا خیر. تمامیِ دیتاسنترها از جمله گوگل، متا، مایکروسافت، امازون و... + سیستمهای استخراج ارز دیجیتال مثل بیتکوین و... + نیروگاههای برق که شامل نیروگاههای حرارتیه مثل گاز و ذغالسنگ + صنایع سنگین مثل فولاد و پالایشگاه و... + سیستمهای تولید تراشه و پردازنده و... + سیستم حمل و نقل از ماشینها گرفته تا هواپیماها و جتها و...+ سیستمهای تهویهی هوا + شرکتهای بزرگ مثل شرکتهای فناوری که بالا گفتم، شرکتهای نوشیدنی و غذایی مثل nestle, coca cola,...، شرکتهای صنایع سنگین و معدنی مثل arcelormittal، شرکتهای تولید پوشاک مثل h&m, zara و...، samsung, intel و... حالا چرا اینارو منشن کردم؟ نه چون که بگم هوش مصنوعی در برابرِ اینا چیزی نیست و ابی مصرف نمیکنه. نه اتفاقا gen aiها الان از مصرفکنندههای قابلتوجه آبن که روز به روز هم بیشتر میشه. (همچنین آموزش و اجرای مدلهای بزرگ به دیتاسنتر، برق، تراشه هم نیاز داره و بنابراین هزینهی زیستمحیطیِ ai فقط به هنگامِ چت با مدلها ختم نمیشه.) اما دقت کردم هردفعه میخوایم gen ai ها رو بکوبیم، اول و حتی تنها میریم سراغِ بحثِ اسیب به محیط زیست. در حالی که ۱- این تنها چیزِ مخربی نیست که باعثش میشن ۲- به دلیل سیستمهایی که بالا گفتم که مصرف اب و درصد تخریبشون چندین برابر اینا هست، اکثرِ افراد ممکنه با منشن کردنشون بحث رو منحرف کنن و بگن که اگه اسیب به محیط زیسته که کلا نباید زندگی کنیم؛ پس حالا که اینارو نمیشه گذاشت کنار، یه چتجپت هم روش. درحالی که این نتیجهگیری غلطه چون ما ادما بدون فولاد و صنایع شیمیایی و تکنولوژی نمیتونیم زندگی کنیم، اما بدونِ gen aiها چرا. و درواقع اونا اکثرا لازمن، اما ai یه جورایی مصرفِ بیرویه و اضافی و بیمورده.
Repost from N/a
حالا اگر از این قسمتِ ماجرا بیایم بیرون، چندتا تا مشکلِ دیگه هم هستن.
۱- نقض حریم خصوصی، زنستیزی و کودکآزاریِ دیجیتال
این aiها میتونن برای تحلیل حجم عظیمی از دادههای شخصی، تشخیص چهره، ردیابی رفتار و تصمیمگیری خودکار درباره افراد استفاده بشن. درواقع اینجا خطر فقط خود مدل نیست، بلکه ترکیبش با زیرساختهای نظارتی هست که مهمه و نگرانی ایجاد میکنه. (که عموما دست دولت توشون هست و ممکنه باعث خطرات سیاسی هم بشه برای برخی افراد) یا همین دیپفیک (ویدیوهای porn که از روی عکس یا ویدیو میسازن) ها شاید مهمترینش باشن. البته این مسئله چیزِ جدیدی نیست و قبل از ai هم اینجور چیزا تولید میشد اما خب با ai خیلی سادهتره و به صورت انبوه تولید میشه عملا، که این درواقع تجاوزه. کلی از زنها ممکنه به این خاطر پرایوسی و امنیت و حتی جونشون به خطر بیوفته، دست به خودکشی بزنن، سلامت روانشون به خطر بیوفته و... . همچنین این به مردهای سیس اجازه میده که زنها و کوییرها رو هرچه بیشتر سکشوالایز، فیتیشایز و اسلاتشیم بکنن که همون فرهنگِ کنترلِ مردسالاری بر بدنِ زن رو بازتولید میکنه. یه موردِ دیگهاش کودکآزاریه. کلی از این ویدیوهای ai generated دیدین که یه نینیِ بامزهست که حرف میزنه یا... درواقع بخشی این نینیا درواقع انسانهای واقعین که هوش مصنوعی از عکساشون بیاجازه و رضایت استفاده میکنه و این ویدیوها رو تولید میکنه! یه موردِ دیگهاش هم یه سری ویدیوهایِ مثلا طنز و مسخرهان و سریع هم وایرال میشن که اکثرا موضوعاتشون زنستیزانهست. مثل این اقای پیاز و خانم هلو و چه بدونم اینجور چیزا.۲- نقض حق کپیرایت
یکی از جدیترین نقدها به gen aiها اینه که بسیاری از مدلها با حجم بزرگی از آثار موجود در اینترنت آموزش داده شدن؛ آثاری که بخش قابلتوجهی از اونا متعلق به هنرمندان، نویسندگان، عکاسان و سایر خالقان بوده و الزاما برای استفاده در آموزش تجاریِ مدلهای ai اجازهای از صاحب اثر گرفته نشده یا پولی بهش پرداخت نشده. به همین دلیل، هنرمندان زیادی معترضن که شرکتهای هوش مصنوعی عملا از سالها کار و خلاقیت اونا برای ساخت ابزارهای تجاری استفاده میکنن، درحالیکه خودشون نه رضایت دادن و نه لزوما سهمی از درآمد این فرایند دریافت کردن. اینجا بحثِ اصلی اینه که آیا یه شرکت باید بتونه میلیونها اثر انسانی رو بدون اجازه یا جبران مالی جمع کنه، مدل تجاری میلیارد دلاری بسازه و بعد همون فناوری رو توی بازاری عرضه کنه که مستقیما با بخشی از سازندگان اون آثار رقابت میکنه؟ حتی این مسئله انقدر جدی شده که توی کشورهای مختلف و علیه شرکتهای مختلف، پروندههای حقوقی متعددی درباره استفاده از آثار دارای کپیرایت برای آموزش مدلهای ai شکل گرفته. اما با این حال هنوز پاسخ حقوقی واحدی برای این سوال وجود نداره و حتی نهادهای حقوقی، دادگاهها و شرکتهای ai درباره محدودهی استفاده مجاز اختلاف دارن.
Repost from N/a
۳- استفادهی از gen aiها به عنوانِ دوست، همدم یا تراپیست
انسانها جای اینکه برن با کسایی که عین خودشون درک و فکر دارن حرف بزنن، میرن با لیترلی یه ماشین درد و دل میکنن. چون خب در دسترسه، قضاوت نمیکنه، دقیقا همونی که میخوای رو بهت میگه با تاییدگریِ افراطی و ایجاد توهم، ازت انتقاد نمیکنه و ایراد نمیگیره و چاپلوسیتم میکنه تازه، همش تاییدت میکنه و... شاید اینا خیلی خوشحالکننده باشن برای اون فرد، ولی ایا سالم و مفیدن؟ خیر. Ai باهات مثل یه موجودِ مقدس رفتار میکنه که هرچی بگی و بخوای درسته و چون تفکر مستقل نداره و هیچوقت نمیتونه جای تجربه و قضاوت و رابطهی انسانی رو بگیره و مسئولیتِ حرفهای نداره، هیچجوره نمیتونه یه کمک یا همدمِ واقعی باشه. چیزی که حتی اشتباهاتت رو هم تایید میکنه و هی هندونه میذاره زیرِ بغلت نه میتونه دوست باشه نه تراپیست. حالا نتیجهی این چی میشه؟ ادما جایِ گرفتنِ کمکِ واقعی و بهبود، وضعیتشون رو بدتر میکنن و حتی ممکنه دست به کارای خطرناکی بزنن چه برای خودشون چه بقیه. و همچنین ممکنه باعث بشه روز به روز به انزوا کشیده بشن و تنهاتر بشن؛ چون درواقع دارن خودشونو گول میزنن. نتیجهی اینم میشه یه مشت آدم که دیگه حتی توانِ همصحبتی و تبادل نظر با آدمایِ واقعی رو ندارن و عملا از جامعه حذف میشن.حالا نتیجهی این ۳ بخش چی میشه؟ دقیقا همونچیزی که سیستم میخواد.
۱- به راحتی به طرز تفکر، سوالها، علایق و سلایق، اهداف و... های درصد قابل توجهی از جامعه دسترسی پیدا میکنن و با استفاده ازشون میتونن چیزهایی مثل فضای مجازی رو طوری طراحی کنن که چیزی که خودشون میخوان رو تو براشون انجام بدی و ذهنت رو با گاف و آتویی که خودت بهشون دادی دستکاری کنن. وقتی طرز تفکر و ساختارِ ذهنیِ تو بیوفته دستِ دولت و سیستم خب معلومه که ازش سوء استفاده میکنه تا از تو اون بردهی رایگانِ مورد علاقهاش رو بسازه و اجازه نده که بر علیهش حرکت کنی؛ و وقتی این در اشلِ بزرگی اتفاق بیوفته، یعنی میلیونها بردهی رایگان و بیخطر در خدمتِ یک سیستم ستمگر ۲- وقتی دادههای آموزشیِ مدلها یا معیارهای تصمیمگیری دارای سوگیری هستن (چون این مدلها از دادههای انسانی استفاده میکنن که پر از سوگیری هستن و همچنین مسائلِ ضد حقوق بشری یا سیاسی که توسطِ همین سیستمِ مردسالار و کپیتالیست در جامعه به وجود اومده هم جزو دادههایی هستن که مدل باهاشون train میشه)، سیستم میتونه همون الگوها رو شدیدتر بازتولید در مقیاس بزرگتر اعمال بکنه. مثلا ترویجِ مرامهای سیاسیِ اقتدارگرا، فاشیسم، کپیتالیسم، زایونیسم، زنستیزی، آنتیفمینیسم، کوییرفوبیا، نژادپرستی و... ۴- نابرابریِ اقتصادی و دیجیتال به وجود میاد که این دقیقا نمودِ سیستم کپیتالیستیه. بحثِ تمرکز قدرت و ثروت و نابرابریِ اقتصادیای که ایجاد میکنه رو گفته بودم توی بخش ۱، ولی یک نابرابریِ دیجیتال هم ایجاد میشه به این صورت که کسانی که به مدلهای بهتر و اشتراکهاب گرونتر دسترسی دارن به واسطهی پول بیشتر، مزیت بیشتری برای برخی فرصتهای اموزشی و شغلی پیدا میکنن. ۴- کلی انسان به وجود میان که همشون شدن شبیهِ هم چه از لحاظ اخلاقی چه شخصیتی چه تفکر. و وقتی تفاوت و عاملیتی نباشه، قدرتی هم نخواهد بود ۲- کلی از ادما عملا قدرت ارتباطشون با دنیای واقعی رو از دست میدن و در نتیجه از جامعهی پویا حذف میشن ۵- یه مشت ادم به وجود میان که هیچجوره تفکر نقادانه از خودشون ندارن و طوطیوار هرچی سیستم به خوردشون داده رو تکرار میکنن، سو هیچوقت نمیتونن ستمِ سیستم رو زیرِ سوال ببرن و اعتراض و اعتصاب کنن. و همهی اینا درنهایت همون جامعهی آرمانیِ خنگِ سر به زیرِ احمقِ گوسالهای رو میسازه که حتی قدرت و توانِ بالا گرفتنِ سرشون رو ندارن که ببینن کی داره میزنه تو سرشون، چه برسه به مبارزه باهاش. و gen aiها یکی از اون چیزهایی هستن که به خوبی این مسیر رو هموار میکنن. چون دقیقا همون چیزی رو به مغزِ ادما میدن که میخواد. راهحلهای لحظهای، تسریع و تسهیل کارای سخت و زمانبر، خیالراحتیِ لحظهای و... و همینان که اون لحظه شاید خوب باشن ولی در طولانیمدت عملا مغزتو دستکاری میکنن و عاملیتت رو ازت میگیرن، در حدی که تنهایی حتی نتونی فکر کنی و یه متنِ ساده بنویسی یا یه نظرِ ساده راجع به یه موضوعی بدی یا حتی درساتو یاد بگیری.
Repost from N/a
۱- فکر میکنید چرا ai در دسترس عمومه، اونم عموما رایگان؟
چونکه اکثرِ چتی که تو با اون aiها میکنی مستقیما توی دیتاسنترهاش ذخیره میشن. و حالا فکر کن میلیاردها آدم روزانه میلیاردها مکالمه تولید کنن و میلیاردها دیتا توی دیتاسنترها ذخیره شن. خب این برای شرکتهای بزرگ عملا بهشته. چون بدونِ هزینهی زیاد، دیتای بسیار زیادی در اختیارشون قرار میگیره که ازش میتونن استفادههای متعددی داشته باشن. مثل train کردنِ aiهای بعدی و ساخت مدلهای مشین لرنینگِ جدید، انجامِ ازمایشاتِ انسانیِ مختلف، پیدا کردنِ یه سری الگوها که میتونن ازشون استفاده کنن برای کلی کار مثل تقویت برندینگ محصولاتشون، تنظیمِ الگوریتم شبکههای اجتماعی و دستکاریِ ذهنیِ ملت با اطلاعاتی که خودشون به سیستم دادن، یا حتی استفادههای سیاسی (یه سری اطلاعات از کاربرا در اختیار دولتها قرار میگیره که ممکنه دردسرساز باشه) و... . پس اینکه اینا انقدر راحت در دسترس همه هستن الکی نیست، دلیل داره و دلیلشم انچنان چیزِ خوبی نیست و مستقیما برای سیستم کار میکنه. همچنین خب توسعه مدلهای پیشرفته به سرمایه، تراشه، دیتاسنتر و داده عظیم نیاز داره و میتونه قدرت محاسباتی و اقتصادی رو توی دست تعداد محدودی شرکت متمرکز کنه و این خودش منجر به تمرکز قدرت و ثروت میشه. اگر مالکیت اطلاعات و دادهای که من و شما تولید میکنیم دست چندتا شرکت بیوفته و ارزش اقتصادی عظیمی براشون تولید کنه، تهش ضررِ این نابرابری به خودمون برمیگرده و میخوره.۲- تلهی سیستم
میدونیم که سیستم همیشه دوست داره انسانها کمتر بفهمن، کمتر نقد کنن، کمتر شک کنن، کمتر سوال بپرسن، کمتر بازخواست کنن و... کلا سیستم برای اینکه سرِ پا بمونه همیشه باید سعی کنه ادما رو خنگ و احمق نگه داره، تا دست به تغییرِ سیستم نزنن و ریسکی براشون ایجاد نشه. حالا بهترین راهش چیه؟ گرفتنِ تواناییهای شناختی و عاملیتِ مردم. مثلا گرفتنِ قدرت تفکرِ مستقل، تجزیه و تحلیل، استدلال، شک کردن و پرسشگری. حالا اینارو چطوری میشه گرفت؟ با گرفتنِ تفاوتها و خلاقیتِ مردم. Ai کاری میکنه که مردم دیگه به مغزشون زحمت ندن که ۴ تا فسفر بسوزونه. بلکه خودشونو راحت میکنن و انرژیای که باید خودشون مصرف میکردن رو میندازن روی ai. اون به جاشون فکر میکنه، طراحی و تولید میکنه، تصمیم میگیره و... . نه خلاقیت مونده، نه جست و جو مونده، نه تفکر نقادانه مونده، نه توان تجزیه و تحلیل مونده و... . چون ai سوگیریهای قابلِ توجهی به آدما میده و بهتره بگم دقیقا همونچیزی که میخوان رو بهشون میده با تاییدگریِ افراطی، ایجاد توهم، چاپلوسی و... و اجازه نمیده که مستقل فکر کنن + یکی از خطرناکترین ویژگیهاشم اینه که میتونه یه جواب کاملا اشتباه رو با لحن بسیار مطمئن ارائه کنه و با ظاهرِ مسلط و روانِ چیز استباه رو به خوردت بده. خلاصه طوری شده که ادما دیگه حتی برای یک بحثِ سادهی روزمره هم وابستهاش شدن و بدونِ ai حتی نمیتونن نظر بدن. این یعنی دیگه نمیرن مطالعه کنن و بعد حرف بزنن، دیگه نمیرن چندتا منبع و دیدگاهِ مختلف رو چک کنن و تحلیل کنن و بعد بینشون یه انتخابی بکنن، این یعنی حتی خودشون از خودشون حرف نمیزنن و نمینویسن و... رسما ai همهی این کارارو با کلی سوگیری و اطلاعات غلط و رندوم براشون انجام میده. دیگه طوری شده ملت برای درس، کار، هنر، علم و... لیترلی هرچیزی میدوعن سمت ai چون سادهترین و سریعترین راهه. ولی درواقع عینِ دوپامینِ فیک میمونه که شاید لحظهای و سریع اثر کنه اما ماندگاری و عمق نداره. همچنین شرکتها و نهادها و صدالبته ادمایی که به این لقمههای اماده وابسته شدن، تغییر یا قطع شدنِ اون زیرساخت میتونه باعثِ مشکلاتِ زیادی بشه. حالا در کل نتیجه چی میشه؟ یه مشت بیسواد تنبل که انقدر لقمهی آماده جلوشون گذاشته شده که اگر لقمه رو از جلوشون بکشی، دیگه هیچ چیزی از خودشون برای ارائه ندارن. نه نظر، نه استدلال، نه تحلیل، نه اخلاق و نه هیچچیزی و میشن عین یه ربات.
Repost from N/a
به یک چیزی دربارهی ai باید دقت کنیم؛ اینکه توی فضای اکتیویستی هروقت بحث راجع به ai میشه، درواقع داریم از generative aiها حرف میزنیم، نه کلا کانسپتِ ai و هر نوع هوش مصنوعیای.
اولا کانسپتِ ai چیز جدیدی نیست و حدودا از دههی ۵۰ میلادی هستش. دوما هوش مصنوعیای که برای کارهای تحقیقاتی توی حوزههای مختلف خصوصا درمان استفاده میشه، یا کلا هر نوع هوش مصنوعیای که برایِ بهبودِ مشکلات بشری یا ارتقایِ کیفیت زندگی استفاده میشن ۱- اصلا در دسترس عموم نیستن ۲- مفیدن چون کارارو تسهیل و تسریع میکنن. مثلا صرفا تو حوزهی درمان بخوام بگم، تحلیل تصاویر پزشکی، کشف دارو، پیشبینی ریسکِ بیماریها (مثلا هوش مصنوعیای که تومورِ احتمالی رو ۲۰ سال قبل از وقوعش تشخیص داده بود و...)، تحلیل دادههای عظیم علمی و... .
پس مشکلِ ما با این aiها نیست.
مشکلِ ما در اصل با generative ai ها هست. یعنی چتجپت، کلاد، دیپسیک و امثالهم. اینا نه اینکه اصلا مفید نباشن، اما استفادهی افراطی و بیرویه و بیفکر (خیلی خلاصه بخوام بگم نحوهی استفادهی عمومی و گسترده ازشون) بسیار مخرب هستش.
حالا چندتا دلیلش رو بخوام بگم:
