پلان ۲۷
Відкрити в Telegram
[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیامها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
276
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
276
هر چی انگیزه داشتم برای مهارتآموزی و شروع کار جدید، به فنا میره با تحلیلهایی که از فضای کار این روزها میخونم و میشنوم. واقعا با 1% امید دارم ادامه میدم. هِق.
276
Repost from دوات
وقتی میبینم یکی توی لینکدین تازه Open to work میندازه گردنش همون حسی رو دارم که توی اتوبوس آرنج نفر بغلی توی چشم چپمه و ویلچر نفر روبهرویی توی شکممه و یکی جوری پشت به پشتم وایستاده انگار دو شمشیرزن توی میدون جنگیم و همه مسافرهای اتوبوس دشمنن و از بیرون که به اتوبوس نگاه میکنی از شیشههاش دست و پا و کله و زانو بیرون زده، بعد دم ایستگاه، راننده دکمه رو میزنه، در رو باز میکنه و هیچکس بیرون نمیره اما شیش نفر میان تو.
276
مثل عراق ۲۰۰۳ که باعث شد داعش به وجود بیاد
و داعشی که باعث شد گروههای تحت حمایت جا توی عراق جون بگیرن
یا مثل جنگ داخلی یمن که باعث شد حوثیها قدرت بگیرن
طالبان نیز
اینها چیزایین که ما تو منطقه به چشم دیدیم ولی کسی که بخاطرشون به مردم هشدار میده احتمالا میشه طرفدار جا و برچسب های اینطوری بهش میزنن
چی بگم 🥲
276
من هیچ حرفی از تجزیه نزدم
تجزیه برداشت شما بود و البته که اون هم در جای خودش قابل بحثه
اون چیزی که مردم ایران رو سال ها تو این سرزمین متحد نگه داشته بیش از بحث قومیت و زبان بوده و به همین راحتی ها هم قابل جدا کردن نیست
بحث وارد شدن به هرج و مرج و بی ثباتیه
شما دارید از رفتن جمهوری اسلامی صحبت میکنید در صورتی که هیچ برنامه مشخصی توسط اون نیروی خارجی برای این کار وجود نداره
و تنها کاری که اون نیروی خارجی داره انجام میده تضعیف برای ساختن یک حکومت قابل کنترل چه از طریق تغییر راهبرد چه از طریق تبدیل به یه حکومت ناکارآمده
نشونه ها این رو میگن
و وقتی هدف دومی باشه، یعنی تبدیل جا به یه حکومت ناکارآمد که توانایی اعمال قدرت به تمامی سرزمین رو نداره اون وقت با وضعیتی که منطقه داره میریم به سمتی که هر جریانی تو منطقه گروه خاص خودش رو توی ایران ایجاد و حمایت میکنه و کشور بیثبات میشه
276
به نظرم سادگی خیلی مهمه. خیلی وقتها کوتاهی و اختصار رو قربانی این میکنم که ساده باشم و لقمهی آماده.
276
ذخیره آبی که تو اتاق دارم محدوده، امروز اون رو با گیاه زیبای توی اتاقم شریک میشم تا هر دو باهم زنده بمونیم.
276
امروز یه کوت از نیکولا تسلا استوری کردم با این مضمون:
"وقتی نتونن کنترلت کنن، ازت متنفر میشن؛ این یعنی قدرت."
برای همهجا صدق میکنه بهنظرم، از ارتباط با خانواده بگیر تا حکومت و کارفرما و دانشگاه.
276
یه چیزی هم درمورد دیسیپلین بگم. همونطور که میدونید اصل ماجرا از این قراره که شما هر روز تو هر شرایطی که بودید، پیوستگی رو حفظ کنید. اگه خستهاید، اگه بیمارید، اگه دلشکستهاید، عصبی هستید یا مضطرب، بازم باید پای کار بایستید و انجامش بدید. منم مدت زیادی همین بودم و الان تبدیل شده به عادتم، ولی یه چیزی رو جدیدا کشف کردم، یه نکته زیرپوستی، اینکه هیچ اشکالی نداره قبل از شروع کار و پیوستگیت یکم زمان بذاری تا با حال بهتری کارت رو شروع کنی. اگه خستهای، یه نیم ساعت چرت بزن، اگه دلت شکسته، اشک بریز، اگه عصبی هستی، قدم بزن، آب بخور، اگه ناراحتی، با یکی حرف بزن یا بنویس. انجام دادن کار تو هر شرایطی خیلی خوبه و خیلی هم قدرت میخواد، اما بعد از یه مدت این شکلی کار کردن خیلی فرسودهت میکنه؛ ما خیلی وقتها حواسمون به هزینههای پنهانِ زندگی نیست.
276
از یه جا به بعد انقدر مینویسی که هیچکس حوصله خوندنتو نداره. من هدفم اینه. که بنویسم برای خودم با فرض اینکه ممکنه خونده هم بشه.
276
امروز خیلی روی مود نوشتن و فکر کردنم. امیدوارم کاری که میکنم نشخوار فکری نباشه و توی لوپ نباشم. ولی خب ذهنم درمورد خیلی چیزها درگیره. فکر کنم من قبلا نقطه اشتباهی رو هدف گرفته بودم، من اصلا نشخوار فکری ندارم، من زیادفکری دارم. من اصلا درمورد یه موضوع خاص فکر نمیکنم، من به خیلی چیزهای زیادی فکر میکنم. دوستدارم درموردشون بگم یا بنویسم تا ذهنم منظم بشه. تا سرم سبک بشه.
276
یه نکتهای درمورد ما آدمها هست، اینکه ممکنه خیلی چیزها رو بدونیم، اما به این معنی نیست که بهشون عمل هم بکنیم یا کار درست رو پیش بگیریم. مثلا من میدونم فرار کردن از مشکلات زندگی شخصی همه چیز رو صد برابر بدتر میکنه، اما همچنان انجامش میدم. البته اینکه هم خسته هستم و هم از پیگیری کردن و مسئولیتپذیری ترسوندنم هم بیتاثیر نیست. وقتی در عوضِ خسته نباشید و تشکر برای تلاشی که در راستای حل مشکل کردی، بهت برچسب کنترلگر و اضطرابی و بدبین و... زده بشه، تو هم ترجیح میدی بیخیالش بشی تا همه چی خراب شه. دیگه عواقب چیزی هم با تو نیست. راحت.
276
کارفرمایی که درمورد حد و مرز باهاش صحبت میکنی، اما برچسب رو میزنه به شخصیتت و میگه شما تابآوریت کمه؛ ردفلگ نیست آیا؟
276
از دیروز دچار این دوگانگی شدم که مشکل از منه که گوسفند خوبی نیستم یا مشکل از محیطهای کاری و کارفرماها؟
