fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

پلان ۲۷

پلان ۲۷

رفتن به کانال در Telegram

[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیام‌ها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
276
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم.

معشوقه‌ی عزیزم بیا جام رو بگیریم دستمون و مست، سرخوش از ته دل باهاش بخونیم.

حالم شبیه این آهنگه.

هر چی انگیزه داشتم برای مهارت‌‌آموزی و شروع کار جدید، به فنا می‌ره با تحلیل‌هایی که از فضای کار این روزها می‌خونم و می‌شنوم. واقعا با 1% امید دارم ادامه میدم. هِق.

Repost from دوات
وقتی می‌بینم یکی توی لینکدین تازه Open to work میندازه گردنش همون حسی رو دارم که توی اتوبوس آرنج نفر بغلی توی چشم چپمه‌ و ویلچر نفر رو‌به‌رویی توی شکممه‌ و یکی جوری پشت به پشتم وایستاده انگار دو شمشیرزن توی میدون جنگیم و همه مسافرهای اتوبوس دشمنن و از بیرون که به اتوبوس نگاه می‌کنی از شیشه‌هاش دست و پا و کله و زانو بیرون زده، بعد دم ایستگاه، راننده دکمه رو میزنه، در رو باز میکنه و هیچ‌کس بیرون نمیره اما شیش نفر میان تو.

‌ مثل عراق ۲۰۰۳ که باعث شد داعش به وجود بیاد و داعشی که باعث شد گروه‌های تحت حمایت ج‌ا توی عراق جون بگیرن یا مثل جنگ داخلی یمن که باعث شد حوثی‌ها قدرت بگیرن طالبان نیز این‌ها چیزایین که ما تو منطقه به چشم دیدیم ولی کسی که بخاطرشون به مردم هشدار میده احتمالا میشه طرفدار ج‌ا و برچسب های اینطوری بهش میزنن چی بگم 🥲

‌ من هیچ حرفی از تجزیه نزدم تجزیه برداشت شما بود و البته که اون هم در جای خودش قابل بحثه اون چیزی که مردم ایران رو سال ها تو این سرزمین متحد نگه داشته بیش از بحث قومیت و زبان بوده و به همین راحتی ها هم قابل جدا کردن نیست بحث وارد شدن به هرج و مرج و بی ثباتیه شما دارید از رفتن جمهوری اسلامی صحبت میکنید در صورتی که هیچ برنامه مشخصی توسط اون نیروی خارجی برای این کار وجود نداره و تنها کاری که اون نیروی خارجی داره انجام میده تضعیف برای ساختن یک حکومت قابل کنترل چه از طریق تغییر راهبرد چه از طریق تبدیل به یه حکومت ناکارآمده نشونه ها این رو میگن و وقتی هدف دومی باشه، یعنی تبدیل ج‌ا به یه حکومت ناکارآمد که توانایی اعمال قدرت به تمامی سرزمین رو نداره اون وقت با وضعیتی که منطقه داره میریم به سمتی که هر جریانی تو منطقه گروه خاص خودش رو توی ایران ایجاد و حمایت میکنه و کشور بی‌ثبات میشه

چندتا ناشناس پیرامون بحث دیشب مونده بذارید بفرستم، احتمالا براتون جالب باشه:

photo content
+1

میرم یکم بخوابم و بعد به کارهای روزم برسم. امیدوارم هیچ‌چیز و هیچ‌کس مزاحم این مسئله نشه.

فقر یعنی اینکه از ترس تموم شدن بسته‌ت، دیگه هر عکس و فیلمی رو باز نکنی.

به نظرم سادگی خیلی مهمه. خیلی وقتها کوتاهی و اختصار رو قربانی این می‌کنم که ساده باشم و لقمه‌‌ی آماده.

ذخیره آبی که تو اتاق دارم محدوده، امروز اون رو با گیاه زیبای توی اتاقم شریک می‌شم تا هر دو باهم زنده بمونیم.

امروز یه کوت از نیکولا تسلا استوری کردم با این مضمون: "وقتی نتونن کنترلت کنن، ازت متنفر می‌شن؛ این یعنی قدرت." برای همه‌جا صدق می‌کنه به‌نظرم، از ارتباط با خانواده بگیر تا حکومت و کارفرما و دانشگاه.

یه چیزی هم درمورد دیسیپلین بگم. همونطور که می‌دونید اصل ماجرا از این قراره که شما هر روز تو هر شرایطی که بودید، پیوستگی رو حفظ کنید. اگه خسته‌اید، اگه بیمارید، اگه دل‌شکسته‌اید، عصبی هستید یا مضطرب، بازم باید پای کار بایستید و انجامش بدید. منم مدت زیادی همین بودم و الان تبدیل شده به عادتم، ولی یه چیزی رو جدیدا کشف کردم، یه نکته زیرپوستی، اینکه هیچ اشکالی نداره قبل از شروع کار و پیوستگیت یکم زمان بذاری تا با حال بهتری کارت رو شروع کنی. اگه خسته‌ای، یه نیم ساعت چرت بزن، اگه دلت شکسته، اشک بریز، اگه عصبی هستی، قدم بزن، آب بخور، اگه ناراحتی، با یکی حرف بزن یا بنویس. انجام دادن کار تو هر شرایطی خیلی خوبه و خیلی هم قدرت می‌خواد، اما بعد از یه مدت این شکلی کار کردن خیلی فرسوده‌ت می‌کنه؛ ما خیلی وقت‌ها حواسمون به هزینه‌های پنهانِ زندگی نیست.

از یه جا به بعد انقدر می‌نویسی که هیچ‌کس حوصله خوندنتو نداره. من هدفم اینه. که بنویسم برای خودم با فرض اینکه ممکنه خونده هم بشه.

امروز خیلی روی مود نوشتن و فکر کردنم. امیدوارم کاری که می‌کنم نشخوار فکری نباشه و توی لوپ نباشم. ولی خب ذهنم درمورد خیلی چیزها درگیره. فکر کنم من قبلا نقطه اشتباهی رو هدف گرفته بودم، من اصلا نشخوار فکری ندارم، من زیادفکری دارم. من اصلا درمورد یه موضوع خاص فکر نمی‌کنم، من به خیلی چیزهای زیادی فکر می‌کنم. دوست‌دارم درموردشون بگم یا بنویسم تا ذهنم منظم بشه. تا سرم سبک بشه.

یه نکته‌ای درمورد ما آدم‌ها هست، اینکه ممکنه خیلی چیزها رو بدونیم، اما به این معنی نیست که بهشون عمل هم بکنیم یا کار درست رو پیش بگیریم. مثلا من می‌دونم فرار کردن از مشکلات زندگی شخصی همه چیز رو صد برابر بدتر می‌کنه، اما همچنان انجامش میدم. البته اینکه هم خسته هستم و هم از پیگیری کردن و مسئولیت‌پذیری ترسوندنم هم بی‌تاثیر نیست. وقتی در عوضِ خسته نباشید و تشکر برای تلاشی که در راستای حل مشکل کردی، بهت برچسب کنترلگر و اضطرابی و بدبین و... زده بشه، تو هم ترجیح میدی بیخیالش بشی تا همه چی خراب شه. دیگه عواقب چیزی هم با تو نیست. راحت.

کارفرمایی که درمورد حد و مرز باهاش صحبت می‌کنی، اما برچسب رو می‌زنه به شخصیتت و می‌گه شما تاب‌آوریت کمه؛ ردفلگ نیست آیا؟

از دیروز دچار این دوگانگی شدم که مشکل از منه که گوسفند خوبی نیستم یا مشکل از محیط‌های کاری و کارفرماها؟