مکتوباتِ زن آقا...☫
Відкрити в Telegram
زنآقا تعریف نیست؛ شهرتِ منه. و اینجا، حرفها مکتوب میشوند با چاشنیِ روزمره. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=1f81bf5d1688
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
232
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+330 днів
Архів дописів
پدرشوهرم بهم زنگ زده میگه چکار میکنی دخترم؟
میگم: دارم ظرف میشورم.
میگه : اون شوهرت کجاست که تو داری ظرف میشوری😂.
بابام به زن داداشم میگه؛
همهی زن و شوهرها تو فامیل ما؛ باهم فامیل هستن و نسبت دارن.
مثلا همه ی عمه هام زنِ شوهر عمه هام هستن.
یا زن عموهام زن عموهام هستن.
مامانِ رفیقم؛
تو اینستا یه چیزایی میفرسته برام که احتمال میدم میخواد امتحانم کنه، ببینه چجور آدمی هستم.
زینب صدای رسوایی ظلم بود بانویی که با کلامش شمشیرها را شکست و تاریخ را به لرزه انداخت دلش دریای صبر، نگاهش چراغ امید این یعنی تکیهگاه انسانیت، اگر کربلا مکتب خون بود، زینب مکتب آگاهی شد او پرچمدار حقیقتی شد که هیچ طوفانی خاموشش نکرد و در آخر میتونم بگم زینب یعنی شجاعتی که تاریخ را بیدار کرد...
#منبریجاتآقایزنآقا
همیشه ولادتِ خانوم اینجوریم که:
روزِ ما را فلکا شب کردی؛
چه ستم ها که به زینب کردی..
گاهی خونه یه آغوشه، نه یه آدرس.
یه صدا که وقتی میگه «رسیدی؟» دلت آروم میگیره.
خونه اونجاست که بیقید و شرط پذیرفته میشی،
که سکوتش هم معنا داره و بودنش گرمه.
دیوارا فقط سایه میدن، اما آدمها امنیت میدن.
آدمهایی که با لبخندشون سقف دلتو نگه میدارن،
با مهربونیشون پنجرههات رو رو به زندگی باز میکنن.
خونه گاهی یه نفره…
و اگه خوششانس باشی، اون یه نفر، «آدمت» میشه.
خدایا؛ من خیلی آدمِ بسپار به خدا و بگیر بخوابی هستم.
پس لطفا امیدمو نا امید نکن...
