uk
Feedback
مکتوباتِ زن آقا...☫

مکتوباتِ زن آقا...☫

Відкрити в Telegram

زن‌آقا تعریف نیست؛ شهرتِ منه. و این‌جا، حرف‌ها مکتوب می‌شوند با چاشنیِ روزمره. ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=1f81bf5d1688

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
233
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-230 днів
Кількість дописів

Триває завантаження даних...

Реакції
Коментарі
Telegram Stars
ТОП дописів по

Триває завантаження даних...

Аналітика дописів
Дописи
Динаміка переглядів
شبِ پاییزی‌تون بخیر🍂
23000Loading...
تابستون رسماً تموم شد و وارد پاییز شدیم.
25000Loading...
پر از درس و امتحان....
30000Loading...
تابستونِ عجیبی بود؛ نه سفری، نه جایِ سبزی...
34200Loading...
امروز که اومدم خانه‌ی بابا و مامان، زینب با همون ذوقِ کودکانه‌اش، با کیف و جامدادی و وسایل تازه‌ای که خریده بود، دوید به استقبالم. همه را دور خودش چیده بود؛ یکی‌یکی نشانم می‌داد و با شوق می‌گفت: «این رو از فلان‌جا خریدم… چندتا رنگ داشت، من چرا این رنگ رو انتخاب کردم…» و من نگاهش می‌کردم؛ به ذوقش، به چشم‌های پر از شوقش، به دست‌های کوچکی که یکی‌یکی وسایلش را نشانم می‌داد. اما تمام آن لحظه، یک چیزی در دلم مدام می‌گفت: «زینب… اینا رو ببر. نذار ببینمشون…» نه اینکه از ذوق تو خوشحال نباشم خواهرِ کوچکِ من، نه اینکه دلم نخواهد کودکی‌ات را با تمام وجود زندگی کنی… فقط این روزها، دیدن کیف و جامدادی و وسایل مدرسه برای من دیگر فقط دیدنِ وسایل مدرسه نیست. می‌دانی چرا؟ چون هنوز هم وقتی به ۱۶۸ گلِ پرپرِ میناب فکر می‌کنم، ذهنم باور نمی‌کند چه اتفاقی افتاده است… هنوز نمی‌توانم بفهمم چطور کودکانی که شاید صبح، با همین ذوقِ زینب کیفشان را برداشته بودند و راهی مدرسه شده بودند، دیگر به خانه برنگشتند. چطور ممکن است یک کیفِ مدرسه، یک جامدادی، یک دفترِ نو منتظرِ صاحبش بماند و صاحبش دیگر هیچ‌وقت نیاید… و تلخ‌تر از همه اینکه پیکر بعضی از آن بچه‌ها آن‌قدر تکه‌تکه شده بود. که یک بار تشییع و خاکسپاری‌شان کافی نبود؛ بارها و بارها تکه‌ای از یک کودک را از زیر خرابه‌های مدرسه پیدا کردند و دوباره به خاک سپردند… من هنوز نمی‌توانم این را بفهمم. برای همین امروز، وقتی زینب با آن همه ذوق وسایل مدرسه‌اش را دور خودش پهن کرده بود، من به جای اینکه فقط یک دخترِ خوشحال را ببینم، تمام آن بچه‌هایی را دیدم. که دیگر نبودن تا برایِ کیف جدیدشون ذوق کنند. و دلم شکست؛ برای زینب، برای ۱۶۸ کودک، و برای تمام مادرهایی که شاید هنوز هم با دیدن یک کیفِ مدرسه دلشان می‌خواهد چشم‌هایشان را ببندند تا باور نکنند جایِ فرزندشان خالی‌ست… [مینابِ تا همیشه غمگینم] #یادداشت‌های‌یک‌زن‌آقا
42000Loading...
به مناسبتِ این روز؛ برید بهش بگید " من تورو هستم زیاد".💍
27000Loading...
آره، آدمی‌زاد همین است؛ آخرِ شب که می‌رسد، می‌فهمد چقدر از «امروز» را صرفِ فکر کردن به «دیروز» و «فردا» کرده است...
52000Loading...
آدمی‌زاد؛ چقدر فکر می‌کنی.
53000Loading...
به این خوشم که اگر در بساط، آه ندارم به‌جز حریمِ تو در زندگی"پناه" ندارم
به این خوشم که اگر در بساط، آه ندارم به‌جز حریمِ تو در زندگی"پناه" ندارم
56100Loading...
ولی ما قمیا اگر حضرت معصومه رو نداشتیم باید کجا میرفتیم و زانوهامون رو بغل میکردیم...؟
52000Loading...
دختر موسی بن جعفر بهمون یاد داد که نباید «فقط» منتظر محبوب موند، باید به سمت محبوب حرکت کرد، حتی اگر پای نرسیدن در میان باشد... #أین_صاحبنا
50000Loading...
@RegaPlus
@RegaPlus
9100Loading...
عاشقانی که مدام از فرجت می گفتند؛ عکسشان قاب شد و از تو نیامد خبری.
59000Loading...
زن؛ فراتر از نمایش در این روزها دو تصویر در کنار هم قابل تأمل است: از یک‌سو تصاویری از حضور برخی بانوان در ماراتن تهران با پوششی متفاوت از الزامات رسمی حجاب منتشر شد و از سوی دیگر، در برنامه «جان‌فدا» تصاویری از بانوان چادری در قالب رژه و نمایش آمادگی دفاعی منتشر شده است. این دو صحنه، البته از نظر هدف و زمینه برگزاری یکسان نیستند؛ اما می‌توانند یک سؤال مشترک را پیش روی ما بگذارند: آیا زن باید ابزار نمایش یک پیام باشد؟ اگر در یک سو، زن با ظاهر و بدنش به نماد «بی‌حجابی و سبک زندگی» تبدیل شود، قابل نقد است؛ اما در سوی دیگر نیز صرفِ چادر، چفیه یا نمادهای دفاعی نباید زن را به ابزار نمایش «انقلابی‌گری» تبدیل کند. مسئله فقط حجاب نیست؛مسئله هویت زن است. اسلام زن را نه برای پنهان‌شدن از اجتماع می‌خواهد فقط خانه نشین باشد و نه برای آنکه ویترین یک جریان اجتماعی باشد.اگر ویترینی هم هست بدون تبرج و با حفظ حیا زن می‌تواند دانشمند، مادر، معلم، ورزشکار، پژوهشگر، امدادگر و در شرایط لازم مدافع جامعه باشد؛ اما در همه این عرصه‌ها باید کرامت و شخصیت انسانی او بر نمایش غلبه داشته باشد. از همین‌جاست که باید میان «جهاد» و «نمایش جهاد»فرق گذاشت. جهاد یعنی مسئولیت، فداکاری و عمل واقعی؛ اما نمایش سلاح و لباس و ژست،با یه من آرایش و چادر بنظرم جهاد نیست. بنابراین نقد حقیر متوجه حضور اجتماعی زن یا نقش دفاعی او نیست؛ سخن این است: زن مسلمان نباید از یک ابزار تبلیغاتی به ابزار تبلیغاتی دیگری تبدیل شود. اگر واقعاً برای زن در جامعه اسلامی نقش و هویت قائل هستیم، باید او را به‌عنوان انسانی صاحب کرامت و مسئولیت ببینیم، نه صرفاً تصویری برای اثبات یک شعار. زن، نه ابزار نمایش بی‌حجابی است و نه ابزار نمایش انقلابی‌گری؛ زن، صاحب هویت است. هر چند البته تعداد کمی از بانوان در رژه جانفدا با این سبک پوشش بودند اما نقد کلی بود بر ماجرا بنظرم در زمان حال هم هیچ اسلحه ای بهتر از چادر و حیا برای زن نداریم بانوان ما همین با پوشش مناسب بدون تبرج در جامعه حاضر بشن جهادشون تکمیله این مملکت جانفدا زیاد داره برای ناموس و وطنش🇮🇷 🖋محمد صمدزاده
59000Loading...
به این دو تصویر نگاه کنید.+1
به این دو تصویر نگاه کنید.
51000Loading...
یکشنبه‌ها جوری که درِ دانشکده رو قفل می‌کنم و میرم خونه💆🏻‍♀🚬
یکشنبه‌ها جوری که درِ دانشکده رو قفل می‌کنم و میرم خونه💆🏻‍♀🚬
53000Loading...
یکی بهش بگه برنج حرمت داره احمق، به برکتِ خدا آشغال (سوسیس) اضافه کنیم💆🏻‍♀
64000Loading...
مقصر خودمم که از این هوش مصنوعی احمق مشورت می‌گیرم که شام چی درست کنم💆🏻‍♀
مقصر خودمم که از این هوش مصنوعی احمق مشورت می‌گیرم که شام چی درست کنم💆🏻‍♀
64000Loading...
نمیدونم باز خودم اشتباه اونور پیام فرستادم یا آبجیم🤦🏻‍♀
81000Loading...
Немає тексту...
81000Loading...