uk
Feedback
labyrinth

labyrinth

Відкрити в Telegram

♡゙ : good riddance, i guess. ⋆ @laberinthbot@HoldingOnToHeartache

Показати більше
Іран144 697Категорія не вказана
282
Підписники
+124 години
+47 днів
+4630 день
Архів дописів
- Ba Man Beraghs - Koorosh, Saaren.mp38.16 MB

sticker.webp0.00 KB

photo content

@hiiphopfree Range Mesi - Isam, Tamara.mp37.26 MB

فعلا با امید به روزای بهتر زنده ام تا ببینیم چی میشه.

Repost from marble arch
٩ اسفند ١۴٠۴ you'll always be remembered

and i just wanna tell you it takes everything in me not to call you and i wish i could run to you and i hope you know that every time i don't, i almost do.

Repost from marble arch
photo content

01. Koorosh - Mastaane.mp38.86 MB

’tis locked inside my memory and only you possess the key.

Tamara - Yad.mp37.85 MB

btw i'll text you back while playing guitar, but are you nerdy enough to understand that?

Taylor-Swift-CANCELLED-192.mp34.94 MB

can't you see my infamy loves company? now they've broken you like they've broken me but a shattered glass is a lot more sharp and now you know exactly who your friends are we're the ones with matching scars.

Repost from دو در یک
photo content

back in my red hair era🙂‍↕️ (my prime era in fact)

«چقدر به خودت سخت می‌گیری» نه. من فقط زیادی فکر می‌کنم، زیادی می‌فهمم، زیادی احساس می‌کنم. بیشتر از حد معمول حواسم به اتفاقات و جزئیات اطرافم هست و همینا باعث میشه متوجه چیزایی بشم که واسم آزار دهندست. یا حتی ممکنه ادمایی که ازشون انتظار دارم کارایی بکنن که فرای صبر و تحمل من باشه و بخوره تو ذوقم و برگردم به خودم بگم «اصلا ارزششو داشت؟ ارزش این همه بها و اهمیتی که بهش دادی رو داشت؟ ارزش صبرتو داشت؟» و شاید هم حق داشته باشم ولی درنهایت، من میمونم و فکر "تقصیر خودته"

Repost from N/a
من از صحبت‌های سطحی و کوتاه بدم میاد. دلم ‌می‌خواد درباره زندگی، مرگ، فضا، سکس، جادو، قهوه و میوه، طعم بستنی موردعلاقه‌ات، معنای زندگی، کهکشان‌های دوردست، دروغ‌هایی که گفتی، نقص‌هات، عطرهای مورد علاقه‌ات، کودکی‌ات، چیزهایی که شب‌ها بیدارت نگه می‌دارن، اینسکیورتی‌ها و ترس‌هات حرف بزنم. من آدم‌های عمیق رو دوست دارم، اون‌هایی که با احساس حرف می‌زنن، با فکر و ذهن پیچیده و متفاوت. نمی‌خوام فقط بدونم "چطوری؟"

«غزل، تو این آهنگ رو واقعا یک جور دیگه می‌زنی، اصلا آدم ناخودآگاه به فکر فرو می‌ره، انگار تمام احساساتت توشه، انگار از ته قلبت می‌خونیش. همیشه همینطوری با احساس بمون، باشه؟»