Coconut diaries
Відкрити в Telegram
جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
262
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
+930 днів
Архів дописів
اینکه پسر اروین د یالوم خودکشی کرده نشون میده همه آدمها فقط لب و دهنان و فقط میتونن به بقیه خوب مشاوره بدن!
+1
یهو به اینا برخوردم و دارم فکر میکنم داشتم چیکار میکردم شیش هفت سال پیش؟ به کجاها داشتم میرفتم؟
Repost from Coconut diaries
رو تخت دراز کشیدی، یهو اضطراب. تو کافه نشستی، یهو اضطراب. قدم میزنی، یهو اضطراب. غذا میخوری، یهو اضطراب. تو جمعی، یهو اضطراب. وسط کاری، یهو اضطراب. دانشگاهی، یهو اضطراب. تو قبر خوابیدی، بازم اضطراب. خب ولم کن بیپدر.
Repost from Ari's vibe🐾
بهم گفت: «به خودت ظلم نکن؛ چون آخرش فقط خودتو داری. همون کسی که باید دوباره از نو بلندت کنه، بهت امید بده و کنارت بمونه.»
اون یه دونه لاک ژلی که از ماه قبل چشممو گرفته رو هم بزنم و بعدش دیگه فقط ناخن نچرال نچرال نچرال!
اون عصر طلایی و سرد کنار بیستون و این گربه که نمیدونم چی از جونم میخواست… هوای سرد چه نعمتی بود!
+1
«هميشه مىگفتی وقتی انسانى شهرى را وداع مى گويد مقدارى از يادگارها، احساسات و چيزى از هستی خود را آنجا مىگذارد و بخشی از يادبودها و تأثيرهاى آن شهر را با خود مىبرد. يادگارها و احساسات تو از شهرهايى كه در آن زندگى كردهاى، و يا دو سه روزى مهمانشان بودهاى، حالا روى ميز من است. مىدانم تكههايى از هستى تو در اين شهرها جا مانده است. میگفتی وداع با يک شهر سخت است. جدايى است. میگويى در هتلى در مادريد نشستهاي و غم غربت وجودت را گرفته و خوب مىدانى وقتی به زاگاهت بازگردى غم غربتِ اين لحظه را به دل خواهى داشت. فكر نكن فقط تو غم غربت دارى. شهرها هم دچار غربتزدگى مىشوند و دلشان براى آدم هايى تنگ مىشود كه زمانى در آنها زندگی كردند و اكنون ديگر نيستند.»
-خورخه لوییس بورخس
این عادت نشسته آرایش کردن از صبحایی که خوابالود بیدار میشدم برم دانشگاه و لش کرده توی رختخواب آرایش میکردم هنوز روی من مونده:))))
نمیتونم باور کنم کسی دوستت داشته باشه و کاری رو انجام بده که میدونه باعث میشه از دستت بده.
کاش یه جایی برای به اشتراک گذاشتن این سلفیهای تو ماشینی که به اندازه پروفایل و پست و استوری خاص نیستن، وجود داشت.
یه وقتا هم تلاش میکنی مشکلاتتو بزنی زیر فرش ولی یهو تو زندگی بقیه باهاشون مواجه میشی و فراری نیست!
از اون هفت نفری که شبیه من در دنیا وجود داره احتمالا یکیشون داره توی کلاب میرقصه، یکی دیگه لابد تو هاوایی آفتاب میگیره و پیناکولادا میخوره و یکی کارای منافی عفت میکنه و یکیش هم منم که درس دارم!
پولی که برای جزوه و کتاب میدم رو میتونستم خرج چیتان پیتان خودم کنم، لعنت به تحصیلات آکادمیک.
