uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Unspokens

Unspokens

Відкрити в Telegram

A constant loop of detachment. t.me/HidenChat_Bot?start=8769574644

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
370
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+4930 днів
Архів дописів
دیشب داشتیم با نگار میگفتیم که زندگی خوابگاهی از رگ گردن بهمون نزدیک‌تره و باید چه کارهایی قبلش کنیم و براش اماده شیم، و اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که من ناخن کارمو نمیتونم با خودم ببرم یه شهر دیگه!!! و یکی دیگه رو باید جایگزین پیدا کنم!!!

تروماهام تو رحمم جمع شدن، امروزم لابد روز عروسیشونه.

1|10_Blue_Bird_Hope_Sandoval_and_the_Warm_Inventions_320.mp311.92 MB

08 - Hope Sandoval and the Warm Inventions - Trouble.mp312.42 MB

bettinawegner.alles_was_ich_wunsche.mp34.09 MB

و اینکه آره! لذت ببر واقعاً از زنده بودن؛از جاییکه که هستی. خبری نیست هیچ‌ جای دنیا اگه بلد نباشی چطور عاشق باشی، شوق و شور حس کنی برای زندگی.

صرفاً اینو می‌دونم طبیعیه ترسیدن، از موقعیت جدید و ناشناخته، از شروع یه فصل جدید، از کنترل نداشتن، و توصیه م اینه با همه این ترس ها پذیرا باش برای هرچیزی که قراره اتفاق بیوفته. مقاومت نداشته باش، اعتماد کن که الان جایی که هستی درست ترین جاست. و اینکه مغز آدم کلا crave میکنه برای کنترل داشتن، چون برای بقا میجنگه، دوست داره دائماً بتونه همه چیز رو تحت کنترل داشته باشه و پیش بینی کنه، در حالی که زندگی قابل پیش بینی نیست و اگه بخوای برای این موضوع تلاش کنی روانت فرسوده و خسته میشه، و بدون همه ی احساساتی که الان داری تجربه می‌کنی در نهایت فقط احساسن، موندگار نیستن، فقط حسشون کن بدون اینکه خودت رو توش گم کنی.

به عنوان کسی که الان تو موقعیت مشابه ت هستم، واقعا نمی‌دونم. از کساییکه این دوران رو گذروندن میخوام بیان ادوایس بدن لطفاً-

میدونم شاید سوالم خیلی یهویی باشه اما دوست داشتم باهات درمیون بزارم. من چند روز پیش رفتم توی ۲۰ سالگی و الان یه حس ترس و عقب افتادگی از همه و اینکه همه چی خیلی جدی شده و باید دیگه figure out کرده باشی تا یه جای زندگیتو و من الان توی ناشناخته ترین حالت ممکنم که تنها چیزی که میتونم پیش بینی کنم روتین روزانه م هست و اون حس bombard شدن با کار ها و مهارت ها و خودم و همه چی رو دارم اما یه حس دیگه هست که میگه آروم باش ، خبری نیست ... و خب توی این پارادوکس گیر کردم دلم میخواد نظرتو بدونم .

هر چند وقت یبار اینجا کریس دی برگ in case اگر کسی تا الان موهبت شناختنشون رو نداشته بوده

.

.

.

2:25

ورژن مورد علاقمو از این اهنگ پیدا کردم

Track07.mp33.90 MB

Yesterday When I Was Young.m4a3.65 MB

Farhad Yesterday When L Was Young.mp33.61 MB

بعد اون حالا شاید فرانسه بهشتی رو بزنم

انتخاب اول و آخر من دانشگاه فوق بین المللی آزاد علی آباد کتول