نمیدانم،
Відкрити в Telegram
اینجا قطعهایست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیریست؛ بیتسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
217
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-530 днів
Архів дописів
217
در منطق دیکتاتور ها مردم دو دستهاند: آنهایی که باید گول بخورند و آنهایی که باید گلوله بخورند.
217
شب را در ساحت مستی به پایان رساندم و اکنون در انتظار نماز صبحم؛ سپس به ژرفای خواب فروخواهم غلتید. خدا، نفس و شیطان؛ هر سه در این شب، رضایت مندند.
217
این موقع شب، آدم باید بقلی شراب را از روی کمد بردارد و مست کند؛ نه اینکه با خود درگیر شود. واقعاً درکتون نمیکنم.
217
در ملال این شهر پرسه میزد. شبها کنار گربههای کوچه مینشست، مست میکرد و سیگار میکشید. سیگار را دوست داشت، اما نه به اندازهٔ آن دختر که زلفهای ژولیدهاش توانِ ایستادن را از آدمی میگرفت. گذشته، زیر آوار اعتیاد، آرامآرام از حافظهاش محو میشد و جهان، برخلاف انتظار، اندکی رنگ به خود میگرفت.
217
فقط تو یک ماه، دو بار پول ال سی دی دادم؛ جمعش شد چهل میلیون.
زنتو گایییدم جمهوری اسلامی.
