uk
Feedback
اݪ꯭ـھـ꯭دایـ꯭ة

اݪ꯭ـھـ꯭دایـ꯭ة

Відкрити в Telegram

‌ "سـلام بر ڪسانی ڪە زیبایی‌شان در حیاء‌‌ و غیرتشان نھفتە اسـت."

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
221
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів
بعضی از مدخلی ها بخاطر راحتی جسمشون مدخلی شدن 😅

Repost from خزانه
«آرزویی ناشدنی دارم؛ جایی را آرزو دارم که کسی از مردم آن‌جا نباشد!» — امام احمد بن حنبل (روایت ابن جوزی در مناقب الامام احمد)

قالت عائشة رضي الله عنها:أفضلُ النساء التي لا تعرفُ عيبَ المقالِ، ولا تهتدي لمكرِ الرجالِ، فارغةُ القلبِ إلا من الزينة لبعلها
قالت عائشة رضي الله عنها:أفضلُ النساء التي لا تعرفُ عيبَ المقالِ، ولا تهتدي لمكرِ الرجالِ، فارغةُ القلبِ إلا من الزينة لبعلها، والإبقاء في الصيانةِ على أهلِها. عایشه رضی‌الله‌عنها میفرماید:«بهترین زنان ڪسی است ڪه عیبِ سخن [بدگویی و بدزبانی] را نمی‌شناسد، و به نیرنگ و حیله‌ی مردان راه نمی‌یابد [آن را درک نمی‌کند]، دلش خالی است مگر از آرایش‌ ڪردن برای همسرش، و نگهداشتن پاڪدامنی و حفظ آبرو برای خانواده‌اش.»
محاضرات الأدباء (٢/ ٢٢٢)

«گاه کودک سوالی می‌پرسد که بزرگسال برای پاسخ دادن به آن، دقایقی درنگ می‌کند؛ نه از آن رو که پاسخ را نمی‌داند، بلکه برای جست‌وجوی واژگانی که با ذهن کوچک و قلبِ پاک او سازگار باشد.از همین روست که پرسش‌های کودکان، از زیباترین چالش‌هایی است که هر معلم با آن روبرو می‌شود.»

به کسی که کل این مجموعه کتاب را دارد ، باید غبطه خورد.
به کسی که کل این مجموعه کتاب را دارد ، باید غبطه خورد.

پ.ن: کلیپ توسط هوش مصنوعی ساخته شده

غضّ بصر: تجلی فرمان الله جلّ جلاله، دریچه‌ای به سوی آرامش و مودت در کانون خانواده، سرچشمه‌ی برکت در زندگی و نردبانی برای صعود به قله‌های عزت‌نفس و کرامت انسانی.

2_5350532105438798103.mp33.37 MB

تأخذنا الأيّام إلى ما نُحب. ڕۆژەکان بمانگەیەننە ئەو شتەی کە خۆشمان دەوێت...

حسان بن عطیه میفرماید: «جبرئیل بر پیامبر خدا ﷺ نازل می‌شد، همان‌گونه که با قرآن نازل می‌شد، و سنت را به او تعلیم می‌داد، همان
+1
حسان بن عطیه میفرماید: «جبرئیل بر پیامبر خدا ﷺ نازل می‌شد، همان‌گونه که با قرآن نازل می‌شد، و سنت را به او تعلیم می‌داد، همان‌گونه که قرآن را به او تعلیم می‌داد.» شیخ عبدالعزیز الراجحی حفظه الله ورعاه گفت: این سخن درست است. معنی آن این است که سنت، وحی دوم است و از خود پیامبر ﷺ نیست. بلکه قرآن کریم نیز بر این مطلب دلالت دارد. خدای متعال در کتاب بزرگ خود فرموده است: وَمَا يَنطِقُ عَنِ ٱلۡهَوَىٰٓ و او [محمد ﷺ] از روی هوس سخن نمی‌گوید.النجم ، ۳ إِنۡ هُوَ إِلَّا وَحۡيٞ يُوحَىٰ این [قرآن] جز وحیی که نازل شده نیست.النجم ، ۴ عَلَّمَهُۥ شَدِيدُ ٱلۡقُوَىٰ او را [این قرآن را] آن فرشته‌ی نیرومند [جبرئیل] آموخته است.النجم ، ۵ ذُو مِرَّةٖ فَٱسۡتَوَىٰ صاحب قدرت و استواری؛ پس [در آسمان] راست ایستاد. النجم ، ۶ و خود آن حضرت ﷺ فرمود: «به‌درستی که به من کتاب و همانند آن [سنت] همراه با آن عطا شده است.»
پس سنت، وحیی از الله متعال است.
-[الإعانة على تقریب الشرح والإبانة للإمام ابن بطة، جلد ۱، ص ۲۰۴].

آرامش🫠

کسی که با احکام و احادیث آشنایی ندارد و فاقد پیش‌زمینه در این علوم است، به فردی که بر اساس این متون و اقوال مستند فتوا می‌دهد، برچسب تندروی می‌زند. نمونه بارز این وضعیت، صوفی شافعی‌ مذهبی است که بدون مطالعه نظریات امام شافعی، خود را پیرو او می‌داند و گمان می‌کند از او تقلید می‌کند؛ اما به‌ محض آنکه اقوال امام شافعی را برای او بیان میکنی ، آشکار می‌گردد که اگر امام شافعی امروز زنده بود، همان افراد با همین رویکرد "تندروی" او را از آن سرزمین اخراج کرده و چه‌بسا به جرم تندروی او را اعدام میکردند.

طالب علمی که خود را به کام نبردهای شبکه های اجتماعی بسپارد ، هرچند که در لباس علم پیچیده باشد، جز اندکی از وقت و همّت و فکر خود را به دست نخواهد آورد، و علم بزرگتر از آن است که در دل طالب علم شریکی چون این گونه نبردها بیابد، نبردهایی که سودشان فراتر از فریادِ خودِ فریادکنندگان نیست. خوشا به حال کسی که خود را در خاکِ متنی که از بر میکند، و کتابی که میخواند، و همصحبتی که با او به مباحثه مینشیند، دفن کرده باشد.
منقول

‌ "هرگز با کسی که با زنان شوخی می‌کند، ازدواج نکنید! مرد باید با وقار و هیبت باشد، اما وقتی با زنانی که به او مربوط نیستند شو
‌ "هرگز با کسی که با زنان شوخی می‌کند، ازدواج نکنید! مرد باید با وقار و هیبت باشد، اما وقتی با زنانی که به او مربوط نیستند شوخی می‌کند و با آنها نرمخو می‌شود، هیبت او سقوط می‌کند. اگر هیبت او سقوط کند، چه چیزی از او باقی می‌ماند؟ -مردی که بدون خجالت، اختصار و ضرورت با زنان صحبت می‌کند، هیچ خیری در او نیست. بدترین مرد آن است که نتواند بر خود تسلط داشته باشد و سنگین باشد؛ تنها زمانی صحبت کند که لازم است و کلامش را کوتاه و مختصر بگوید." ‌‌

قال الحسن البصري : لا يزال الرجل كريما على الناس حتى يطمع في دنياهم ، فيستخفون به ويكرهون حديثه. ‏وقيل لبعض أهل البصرة: من سيدكم؟ ‏قال : الحسن . ‏قال : بم سادكم؟ ‏قال: احتجنا لعلمه ، واستغنى عن دنيانا . حسن بصری رحمە اللە میفرماید: انسان همواره در نزد مردم بزرگوار است تا زمانی ڪه به دنیای آنان طمع ڪند، آنگاه او را سبڪ می‌شمارند و از سخنش بدشان می‌آید. به یڪی از مردم بصره گفته شد:آقایتان ڪیست؟ گفت: حسن. پرسیدند: چگونه بر شما آقایی یافت؟ گفت: ما به دانشش نیازمند شدیم و او از دنیای ما بی‌نیاز بود.

photo content
+5

papa

البته این یک نظریه‌ی شخصی است.😅

[قبل از هر چیزی من در جایگاهی نیستم که به همچین مسائلی بپردازم و درباره‌اش سخنوری کنم.] ‌‌ اما چند روزی است که این حدیث، ذهن مرا مشغول کرده است. و میخواهم بخشی از نظر خود را درباره‌اش بگویم. در جامعه امروز، حذف کامل اختلاط ممکن نیست؛ اما پرسش بنیادین اینجاست که ریشه اصلی این فتنه دقیقا از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ گمان می‌کنم که زایش فتنه، نه از تماس فیزیکی که از همان لحن اولین نرم و غیررسمی در گفتار آغاز می‌شود. از همان "تو" گفتن بی‌تکلیف، و از همان "خوب هستی؟" و... البته 'نون' آخرش هم بگویی باز همان است. [بله با آن "نون" آخر هم سخت مشکل دارم! ]😅 قصد بزرگ‌نمایی ندارم، اما مسئله به‌ اندازه‌ی کافی خود بزرگ است. بیایید صادقانه بپرسیم: چرا یک زن، برای پرسیدن سوالی از یک عالم، مفتی یا ماموستا، باید تا این اندازه سر تواضع فروآورد؟ آیا این فروتنی افراطی، زاییده همان تصور نادرستی نیست که به این افراد، "قداستی واهی" و ادویه‌ای از معصوم بودن " افزوده است؟ شاید نقطه بحران، از همین جا شکل گرفت: که مردان ، با نرم‌خویی زنان، به دام فریب ظاهری افتادند، و زنان نیز مبهوت هیبت دانش مردان شدند. از همان جا بود که پرسش‌های بی‌جهت آغاز شد، گفت‌وگوها از مدار علمی - شرعی خارج گردید، و «سر مزاح» راهی به حریم‌ها گشود. امروز، من از رفتار برخی از زنان طالب‌علم در برابر استادان‌شان در شگفتم! این همه نرم‌خویی و اطاعت محض، از یک زن در برابر مردی که برای او کاملا نامحرم است، واقعاً برایم حیرت‌آور است 😅. البته، شکی نیست که شاگرد باید در برابر استاد، خاضع باشد؛ اما این خضوع، تنها در برابر دانش اوست، نه شخصیت او و این تمایز، در مورد زنان، حساستر و سرنوشت‌سازتر است. به نظر من، زنان باید در برابر مردان بیگانه، موقر و حتی مغرور باشند. بله، می‌دانم که واژه "غرور" ممکن است ناخوشایند به نظر برسد؛ اما منظورم هرگز غرور تکبرآمیز یا خودبرتربینانه نیست. نه، این غرور، زاییده اخلاقیات فمینیستی هم نیست. من از غروری از جنس زن بودن سخن می‌گویم؛ غروری که به زن اجازه می‌دهد در برابر مردان نامحرم، سر خم نکند و "چشمی" نگوید. غروری که به او می‌آموزد که اطاعت و نرم‌خویی‌اش، فقط برای "قوّامین" او [در چارچوب شرع و زندگی] معنا دارد، نه برای هر مرد بیگانه‌ای. این غرور، هم از فتنه‌انگیزی جلوگیری می‌کند، و هم خود زن را از افتادن در دام فتنه، مصون می‌دارد.

پیامبر ﷺ فرمودند:«بعد از من فتنـه‌ای بر مردان ضررآورتـر از زنان نخواهید یافت.»
صحیح بخاری، حدیث ۵۰۹۶