uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

کماکان.

کماکان.

Відкрити в Telegram

اندکی اطمینان خاطر، برای وجود داشتن. t.me/HidenChat_Bot?start=957268736

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
281
Підписники
Немає даних24 години
+47 днів
+430 днів
Архів дописів
Repost from N/a
photo content
+1

هیچ‌ چیز واسه من و من واسه هیچ چیز ساخته نشدم

excuse me, twilight sparkle?!

photo content
+1

وصل شدید؟ دلم واستون تنگ😭

Repost from هاروکی
شماها کاری کردید که امید یه چیز مسخره و دروغین به نظر برسه ، شما حرومزاده ها این کارو با ما کردید.

درختای بی‌ریشه میرن با این طوفان، بده دستاتو، خودم میشم ریشه‌ی تو

اگه هروقتی ساز زدید و ویسش یا ویدیوش رو ضبط کردید و حتی بهتر، باهاش خوندید واسم بفرستید اندازه‌ی یه دنیا خوشحال میشم

I agree Zuko, YOU are very attractive, even to a lesbian

photo content
+1

4_6041637264428112788.m4a3.91 MB

Repost from Voshadąra
باز تصویری غبار آلود زان شب کوچک، شب میعاد زان اطاق ساکت سرشار از سعادت های بی‌بنیاد در سیاهی دستهای من می‌شکفت از حس دستانش شکل سرگردانی من بود بوی غم می‌داد چشمانش ریشه‌هامان در سیاهی ها قلب‌هامان، میوه های نور یکدگر را سیر می‌کردیم با بهار باغهای دور می‌نشستم خسته در بستر خیره در چشمان رویاها زورق اندیشه‌ام، آرام می‌گذشت از مرز دنیاها روزها رفتند و من دیگر خود نمی دانم کدامینم آن من سرسخت مغرورم یا من مغلوب دیرینم بگذرم گر از سر پیمان می‌کشد این غم دگربارم می‌نشینم، شاید او آید عاقبت روزی به دیدارم
فروغ فرخزاد

sticker.webp0.22 KB

اصلا دوست نداشتم اینو بشنوم بچه‌ها

فکرکنم چهار پنج ماهی هست درست حسابی دوربین نگرفتم دستم

photo content

منو علاقم به گرفتن سلفی‌‌های رندوم با زاویه‌ی عجیب

photo content

و خیابان های این شهر باز هم غرق در شراب است سرخ‌تر از چشمانِ تو پس از گریستن و مرگ‌بار تر از یک سیبِ سمی. گرگ و میش است اما صدای پرنده‌ها را نمی‌شونم هنوز صدای گلوله می‌آید و تنها وقتی که از جا می‌پرم و چشم‌هایم می‌لرزند می‌فهمم که این صدا، همان صداییست که از سوزِ دی، هر شب در گوش هایم می‌پیچد... درد های ما از جنس خون‌اند، عزیزم درد های تو چطور؟ آن‌ها چه برای گفتن دارند؟ هاله‌ی ماه

Repost from نوارکاست
که ما هم‌چنان می‌نویسیم  ‏که ما هم‌چنان در این‌جا مانده‌ایم  ‏مثل درخت  ‏که مانده است  ‏مثل گرسنگی  ‏که این‌جا مانده است  ‏مثل سنگ‌ها که مانده‌اند  ‏مثل درد که مانده است  ‏مثل زخم ‏مثل شعر  ‏مثل دوست‌داشتن  ‏مثل پرنده  ‏مثل فکر  ‏مثل آرزوی آزادی و  ‏مثل هر چیز که از ما نشانه‌ای دارد - محمد مختاری