کماکان.
الذهاب إلى القناة على Telegram
اندکی اطمینان خاطر، برای وجود داشتن. t.me/HidenChat_Bot?start=957268736
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
281
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
281
اگه هروقتی ساز زدید و ویسش یا ویدیوش رو ضبط کردید و حتی بهتر، باهاش خوندید واسم بفرستید
اندازهی یه دنیا خوشحال میشم
281
Repost from Voshadąra
باز تصویری غبار آلود
زان شب کوچک، شب میعاد
زان اطاق ساکت سرشار
از سعادت های بیبنیاد
در سیاهی دستهای من
میشکفت از حس دستانش
شکل سرگردانی من بود
بوی غم میداد چشمانش
ریشههامان در سیاهی ها
قلبهامان، میوه های نور
یکدگر را سیر میکردیم
با بهار باغهای دور
مینشستم خسته در بستر
خیره در چشمان رویاها
زورق اندیشهام، آرام
میگذشت از مرز دنیاها
روزها رفتند و من دیگر
خود نمی دانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان
میکشد این غم دگربارم
مینشینم، شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم
فروغ فرخزاد
281
و خیابان های این شهر باز هم
غرق در شراب است
سرختر از چشمانِ تو پس از گریستن
و مرگبار تر از یک سیبِ سمی.
گرگ و میش است
اما صدای پرندهها را نمیشونم
هنوز صدای گلوله میآید
و تنها وقتی که از جا میپرم
و چشمهایم میلرزند
میفهمم که این صدا، همان صداییست
که از سوزِ دی، هر شب
در گوش هایم میپیچد...
درد های ما از جنس خوناند، عزیزم
درد های تو چطور؟
آنها چه برای گفتن دارند؟
هالهی ماه
281
Repost from نوارکاست
که ما همچنان مینویسیم
که ما همچنان در اینجا ماندهایم
مثل درخت
که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوستداشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی و
مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد
- محمد مختاری
