Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈
575
Подписчики
Нет данных24 часа
+187 дней
+3930 день
5 069
Просмотры поста
~ 3 72824 часа
~ 4 10648 часов
876.99%
Коэффициент вовлеченности
~ 8
Постов в день
Загрузка данных...
Привлечение подписчиков
август '26
август '260
в 123 каналах
июль '26
+113
в 165 каналах
Get PRO
июнь '26
+181
в 156 каналах
Get PRO
май '26
+64
в 144 каналах
Get PRO
апрель '26
+10
в 0 каналах
Get PRO
март '26
+6
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+103
в 155 каналах
Get PRO
январь '26
+387
в 143 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 01 августа | 0 |
Посты канала
| 2 | ⚠️داهور⚠️
والا!
والا، پسری که توی باستان شناسی با اولین پروژه بین بزرگهای این کار اسم در میکنه و هاتف مردی که طی یه قرارداد چند ساله تلاش میکنه والا رو کنار خودش نگه داره و از نامزدش، یه دختر کوچولوی مظلوم جداش بکنه!
شبی که والای زخمی و نالان به بغل هاتف پناه میبره عاطی نامزدش میبینتش و...
Link | 13 |
| 3 | #داهور #پارت_واقعی #گی
#رمان_کامل_شده
ناخواسته کمرم جنبید و بهش کوبیده شد.💯♨️
با لحن پر از حرصی گفتم:
- میبینی... میبینی با یه آه کشیدنت چه آتیشی🔥 به جونم انداختی؟
خشدار ولی با شیطنتی خاموش گفت:
- من مقصر بیجنبگی بدن شما نیستم، هاتف خان.😈
پایین تنهم رو بیشتر بهش فشردم و گوشهی لبش رو صدادار مکیدم:✨🫦
- حتی توی خواب هم این لحظه رو نمیدیدم و با من از بیجنبگی حرف میزنی، پومیا⁉️
بیصدا خندید و با انگشتاش روی کمرم نرم خط کشید.
- فکر نمیکنین برای قرار اول یکم زیادیه؟
روی لباش رو لیسیدم و غرّیدم:
- اول، دوم نمیفهمم.
من امشب ازت نمیگذرم والا...👿🔞♨️
داستان عشقی ممنوعه تو دههی هفتاد، بین مافیای عتیقه و یه باستانشناس استریت.
https://t.me/+Uc8XdqKxUU9mMjM0 | 1 |
| 4 | ۳۱ | 39 |
| 5 | _آرکا بـــــســــــه گفتم زیر دلم درد می کنه، بـــســـــه نمی تونم تلمبه هاتو تحمل کنم.🏳🌈
_چرا خوشگلم؟! تازه راند اوله.⛔️‼️
با گریه خواستم کنارش بزنم اما نشد.
_نــــــــهه... درد دارم ن.... نمی خوام❗️
چنگی به #بی*ضه هام زد از درد چشم هام #سیاهی رفت کاندوم رو روی #عضوش کشید یه ضرب وارد #سوراخم کرد از درد بی حال افتادم نفهمیدم چی شد که خون...💢⛔️
https://t.me/+vWklg0Yfo-IyZmQ0
https://t.me/+vWklg0Yfo-IyZmQ0 | 38 |
| 6 | لیتل بوی حسودی که به خاطر ددیش مهماندار رو توی دستشویی حبس می کنه و حالا قراره تنبیه بشه.💦
_توله سگ تو مهماندار رو توی دستشویی موقع پرواز حبس کردی؟ توی همین کابین به قدری به فاکت میدم که به گریه بیفتی❗️🔞
_حاضرم به خاطر ارضا شدن بهت التماس کنم ددی اما اون دختر رو کنارت نبینم❌
ناله ای کردم که بیشتر داخلم #تلمبه می زد #عضوش رو توی شکمم حس می کردم
لب_هاش رو روی #لبام گذاشت و بی توجه به کمبود اکسیژنم #میبوسید🔥
#نیپلم رو بین دو انگشت #فشار می داد که ناله می کردم
_ناله کن می خوام همه مسافرها بفهمن داری زیر خلبان #جر می خوری💦
#عضوم رو داخل دستش بالا پایین می کرد با #ضعف ناله ای کردم
https://t.me/+vWklg0Yfo-IyZmQ0
https://t.me/+vWklg0Yfo-IyZmQ0 | 2 285 |
| 7 | . | 87 |
| 8 | بادیگارد ترسناکی که با دیدن کیوت بودن پسر کوچولویی محافظ اون میشه و میخواد که اونو مال خودش کنه🤭🍓
آروم نوک دماغم رو روی شاهرگش کشیدم و بوسه نرمی روی نبض تندش زدم
_ کوچولوی من!🦋✨
الیوت با هیجان نگاهم کرد که بوسه نرمی روی پلک چشمش زدم و سرم رو به پیشونیش چسبوندم
چشمام رو بستم و نفس عمیقی کشیدم که بوی شیرینش مشامم رو پر کرد
_ بوی بهشت میدی قند عسلم🧸🎀
الیوت با ذوق خندید و دستاش رو دورم حلقه کرد و محکم من رو به خودش فشرد😭🍭🍬
https://t.me/+j6zGpHEF1EExMmE8
https://t.me/+j6zGpHEF1EExMmE8 | 111 |
| 9 | پسر تخس و #گوگولی که #لیتل یه بادیگار سرد و #خشن میشه که برای همه جدیه ولی برای پسر #کوچولومون آروم🥺💗
GayLove😈
#گـــــــی 💏
با شیطنت به نورمن که روی مبل خوابیده خیره شدم و آروم لبامو روی گونش گذاشتم🙈
با بیدار نشدنش خنده تو گلویی کردم و ایندفعه لباشو بوسیدم و از لذت اومــی کشید
میخواستم عقب بکشم که با مکیده شدن لب پایینیم ترسیدم که چشماشو باز کرد😱😈
https://t.me/+j6zGpHEF1EExMmE8
https://t.me/+j6zGpHEF1EExMmE8 | 5 968 |
| 10 | ۲۶۰۰ | 138 |
| 11 | _ اوه، اولین باره درد باعث شهوتم میشه 🥺
_ پس هر روز شهوتت بیشتر از روز قبل میشه 😈🔥
حالا فقط درد وحشتناک و #لذت بود که حس میشد. تا می خواست #ارضا شود سورین مکث می کرد میدانست کجا باید صبر کند و عقب بکشد و کجا باید دوباره نزدیک شود و او را تا اوج ببرد🔥💦
ماهان از ضربه ی عمیقش ناله ای کرد: داری تنبیهم میکنی لعنتی ؟🔞
سورین ضربه ی دیگری زد :
حقت نیست ؟😈
ماهان دست هایش را مشت کرد و ناله کنان گفت :
خودت نگاه کردی 😱
ضربه محکمی زد و گفت :
تو شروعش کردی . هر وقت من بخام تموم میشه.
هر وقت اجازه دادم میای 💦 | 5 352 |
| 12 | ماهان یه پسر لجبازه که با لج و لجبازی واسه اینکه نشون بده میتونه یه کی*ر رو توی سوراخش یهضرب فرو کنه میشینه روی دی*ک سورین😵💫🖕
❌🍆❌🍆❌
بهش نگاه کردم که با پوزخند گفت: آخه بچه! سوراخ تورو انگشت می کنم تا دو روز نمیتونی راه بری. بشینی روش باید ببرم دوا درمونت کنم 😱
با اخم و چشم غره دست روی دکمههای پیرهنم گذاشتم و لخت شدم : 🔞
نتونستم تو خودم جاش بدم تا صبح از دهنم در نیار 🍆
چشاش برقی زد و با نیشخند روغن رو روی دی*کش
خالی کردم. لبهامو گاز گرفتمو با یک دستم سوراخمو مالیدمو و دست دیگمو روی دی*کش🍆 کشیدم. یکم روش خودمو مالیدمو با اه و ناله یهویی نشستم روش🥵
با جیغ دردناکی گفتم :
خیلی کلفتی .... پاره شدم 🫣
با حس لذت از تنگی سوراخم چشماش بسته شد و ناله کرد . کمرمو گرفت و داخلم تلمبه زد:
پاره بشی بهتره یا تا صبح تو حلقت باشه 💦 | 1 |
| 13 | واسه خودشیرینی میخواد دوستپسرش رو ماساژ بده ولی پارتنرش هپیاندینگ دوست داره🤭😂
💦💯💦💯💦💯💦
با نالههای بم و تهحلقیش داشت در رفتن خستگیش رو نشون میداد❤️🔥
چند دقیقه که گذشت، خسته دستم رو از کمرش جدا کردم و تا خواستم از روی پشتش بلند بشم گفت: لازم نیست کامل بلند شی یجوری وایسا که یه چرخ بزنم و بشین رو شکمم 🥵
چیزی که گفت رو انجام دادم و می خواستم گردن و سینهش رو ماساژ بدم که دستاش رو روی کمرم گذاشت و خمار گفت: 🔞🔞🔞
حالا با اون هلوهای خوشمزهت دی*کم رو ماساژ بده که پنج ستاره رو ازم بگیری!✨
پایین تنهش رو کمی تکون داد و منم اروم عقب رفتم که #د_یکش رو کامل لای چاک #با_سنم حس کردم و...👅💦 | 5 356 |
| 14 | بالاخره کراش ده سالهش رو یه جا گیر میاره تا رو کیـ*رش سواری کنه🤤🔞
بی طاقت خودم رو به کیـ*رش فشار دادم و #کلاهکش که داخل رفت آه بلندی کشیدم، دستامو روی شونههاش گذاشتم و محکمتر خودم رو بالا پایین کردم جوری که کیـ*رش تا ته داخل #سوراخم شد و جیغم به هوا رفت🔥🫢
🚫👀🚫👀 | 6 665 |
| 15 | . | 152 |
| 16 | توی کلیسا وقتی که داره به پدر روحانی اعتراف میکنه، با صدای هات پدر اعتراف رو به صحنهی سکس تبدیل میکنه🤤🍆
⛪💦⛪️💦⛪️💦⛪️
Link
پاهام رو دور گردن پدر حلقه کردم و اون رو بیشتر به خودم نزدیک کردم، به طوری که دیگه صورتش کلا از بین پاهام مشخص نبود.
با مک محکمی که به سوراخم زد انگار که جونم رو بیرون کشیدن و کل بدنم روی ویبره رفت.
مک بعدی رو که زد سوراخم صدای حبابی شکلی داد و آب منیم روون شد و پدر با پوزخند از جاش بلند شد و دیــ🍆ـــک کلفتش رو وارد حفرهی نبضدار و خیسم فرو کرد و...
Link | 6 794 |
| 17 | ۴۹۰۰ | 183 |
| 18 | _پس شایعات حقیقت داشت! سوراخ امگاهای حامله تنگ تر و داغ تر درست مثل مال تو کوچولو🍑🍒
از عمد برای اینکه بیشتر درد بکشه بلندش کردم تا روی پاهاش بایسته
و بعد دستاشو گرفتم یک ضرب کیرمو #کوبیدم توی #سوراخش ضربه های محکمی توش میکوبیدم
اسپنک محکمی روی باسنش کوبیدم و دم گوشش پچ زدم
_لعنتی شل کن با اینکه کامل نکردم توت، حفرهداغت داره کیرمو از وسط نصف میکنه خودم باید گشادت کنم هرزهکوچولو😈🔥
چند ضربه عمیق دیگه توی سوراخش کوبیدم که با جاری شدند قطره #خونی ازش پوزخندی زدم و لب زدم
_مثل اینکه بچه حرومزادهت سقط شد کوچولو♨️
جوابی ازشنگرفتم دیدم یهو پاهاش سست شد و......
Link
Link
آلفاش فکر میکنه امگاش از آلفای دشمن باردار شده و بچهاش نامشروعه! میخواد با تجاوز کردن به امگا کوچولوش بچهرو سقط کنه😱🔞 | 6 164 |
| 19 | _اهههه اییییییی آلفاااام تند تررررر🔞💦
پاهامو دور گردنش حلقه کردم و چنگی به موهاش انداختم
ماهرانه انگار که یه #آبنباتکوچولو دهنشه تندتند دیکمو میک میزد
وقتی احساس کردم دارم ارضاء میشم سرشو عقب کشیدم و با شدت روی صورتش ارضا شدم!
_از قیافهی الانم خوشت میاد کوچولو؟! الان بچههات روی صورتمن و یکمش روی لبهام. آبت مثل خودت شیرینه🫦🍒
با شنیدن حرفهاش خجالت زده نگاهمو ازش دزدیدم که یهو سرشو دوباره برد بین #پاهام ولی اینبار.....
Link
Link
آلفای سلطنتیای که امگا کوچولوش قهر کرده و برای بدست آوردن دلش برای د*یک کوچولوش سا*ک میزنه👅🍆 | 5 449 |
| 20 | . | 191 |
Контент доступен для пользователей 18+
Авторизовавшись на сервисе, вы подтверждаете, что вам исполнилось 18 лет.
