POSITIF
Открыть в Telegram
"شاید چیزهایی در آنها وجود داشته باشد که چشم سخت گیر ما نتوانست در آن دوران ببیند." این جملهایه که فرخ غفاری سالها پیش دربارهی آثار تاریخ سینمای ایران و اهمیت تماشای دوبارهی آنها میگه.
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
784
Подписчики
+924 часа
+287 дней
+4930 день
Архив постов
784
📌 پستچی؛ فیلمی که داریوش مهرجویی را ساخت!
https://youtu.be/FsH-WrBW3CU
تصور کنید سربازی در سال ۱۸۲۱ زنی را به قتل میرساند، ۱۶ سال بعد نمایشنامهای نیمهتمام از روی آن نوشته میشود و ۱۰۰ سال بعد، دقیقاً همان اتفاقات در واقعیت رخ میدهد! اما عجیبترین پردهی این نمایش جادویی جایی است که فیلمسازِ راویِ این قصه، ۵۰ سال بعد از ساخت فیلم، دقیقاً به همان شیوهای به قتل میرسد که ۲۰۰ سال قبل در آن نمایشنامه توصیف شده بود.
این ویدیو دربارهی «پستچی» است؛ فیلمی که داریوش مهرجویی آن را بهترین اثر کارنامهاش میدانست، اما کمتر کسی آن را دیده است. فیلمی که در سال ۱۳۵۱ ساخته شد.
در ویدیوی جدید پوزیتیف، به بهانه بازخوانی فیلم «پستچی»، به لایههای پنهان سینمای مهرجویی رفتهام؛ جایی که سیاست، غریزه، تحقیر و جنون با هم تلاقی میکنند. اینکه چطور یک فیلم میتواند همزمان سیاسیترین و انسانیترین اثر یک فیلمساز باشد و چرا جامعهی آن زمان نتوانست این آینهی تمامنما را تاب بیاورد.
اگر میخواهید بدانید چرا مهرجویی فراتر از «گاو» و «هامون»، در «پستچی» متولد شد، این ویدیو را از دست ندهید.
📌 کانال تلگرام پوزیتیف: @thePOSITIF
784
📌 پستچی؛ فیلمی که داریوش مهرجویی را ساخت!
https://youtu.be/FsH-WrBW3CU
تصور کنید سربازی در سال ۱۸۲۱ زنی را به قتل میرساند، ۱۶ سال بعد نمایشنامهای نیمهتمام از روی آن نوشته میشود و ۱۰۰ سال بعد، دقیقاً همان اتفاقات در واقعیت رخ میدهد! اما عجیبترین پردهی این نمایش جادویی جایی است که فیلمسازِ راویِ این قصه، ۵۰ سال بعد از ساخت فیلم، دقیقاً به همان شیوهای به قتل میرسد که ۲۰۰ سال قبل در آن نمایشنامه توصیف شده بود.
این ویدیو دربارهی «پستچی» است؛ فیلمی که داریوش مهرجویی آن را بهترین اثر کارنامهاش میدانست، اما کمتر کسی آن را دیده است. فیلمی که در سال ۱۳۵۱ ساخته شد.
در ویدیوی جدید پوزیتیف، به بهانه بازخوانی فیلم «پستچی»، به لایههای پنهان سینمای مهرجویی رفتهام؛ جایی که سیاست، غریزه، تحقیر و جنون با هم تلاقی میکنند. اینکه چطور یک فیلم میتواند همزمان سیاسیترین و انسانیترین اثر یک فیلمساز باشد و چرا جامعهی آن زمان نتوانست این آینهی تمامنما را تاب بیاورد.
اگر میخواهید بدانید چرا مهرجویی فراتر از «گاو» و «هامون»، در «پستچی» متولد شد، این ویدیو را از دست ندهید.
📌 کانال تلگرام پوزیتیف: @thePOSITIF
784
فرشته جنابی؛ زنی که به خاطر زیبایی اش محکوم به اعدام شد!
https://youtu.be/dn2US2t9EII
تصور کنید در ۳۰ سالگی مجبور شوید برای زنده ماندن، اسم، چهره و تمام هویتتان را دفن کنید و تا آخر عمر پنهانی زندگی کنید. این قصه تلخ فرشته جنابی است؛ ستارهای که با حکم غیابی اعدام روبرو شد، در حالی که بازیگر مرد روبروی او در همان فیلم، سالها بعد بدون مشکل به کارش ادامه داد.
این تفاوت برخورد، ریشه در یک تناقض فرهنگی دارد؛ جامعهای مردسالار که سالهاست برای بازگشت بهروز وثوقی و فردین تلاش میکند، اما هرگز نپرسید چرا نام ستارگان زنی مثل پوری بنایی، فروزان و ایرن برای همیشه بایکوت شد. حذف زنان، حذف مظاهر تجددی بود که سنت هرگز آنها را برنمیتابید.
در ویدیوی جدید پوزیتیف، به بهانه بازخوانی زندگی کوتاه فرشته جنابی، دست روی این پرسش بزرگ گذاشتهام؛ اینکه چطور جنسیت، مرزهای بایکوت و فراموشی را در هنر ما جابهجا کرد.
کانال تلگرام پوزیتیف:
@thePOSITIF
784
📌 موج نو واقعاً از کجا شروع شد؟ | راهنمای سینمای جدی ایران
https://youtu.be/hXaKwKgNOcY
روایت رسمی میگوید موج نو در سال ۱۳۴۸ با «گاو» و «قیصر» متولد شد؛ اما ریشههای ساختاری سینمای پیشرو ایران به چند سال قبل از آن برمیگردد. به فیلمهایی مستقل که پایههای تحول فرمی را بنا کردند و خود فیلمسازان موج نو هم زیر سایه آنها کارشان را شروع کردند.
در ویدیوی جدید پوزیتیف، ۵ شاهکارِ حیاتی اما کمتردیدهشده را معرفی کردهام که یک راهنمای میانبر برای ورود به دنیای سینمای جدی و روشنفکری ایران است. آثاری زنده که فهم ما را از سینمای بعد از خودشان تغییر میدهند.
📌 کانال تلگرام پوزیتیف:
@thePOSITIF
784
چرا فیلمفارسی اینقدر محبوب شد؟ | داستان یک رویای ایرانی
https://youtu.be/0iP3sB30sPs?si=ESbAKjHbPSgYgLGh
سالهاست که کلمۀ فیلمفارسی رو به عنوان مترادفِ ابتذال، داستانهای پیشپاافتاده و فیلمهای بیکیفیت به کار میبریم. اما چرا این سینما با وجود تمام حملات منتقدان روشنفکر، تا این حد در قلب تاریخ اجتماعی ایران ریشه دواند؟
📌 کانال تلگرام پوزیتیف:
https://t.me/thePOSITIF
784
چرا فیلمفارسی اینقدر محبوب شد؟ | داستان یک رویای ایرانی
https://youtu.be/FF8TMhxNWH4?si=T9qT8bYfpqVaVz3A
چرا هر قدرتی که وارد افغانستان شد، آخرش گیر کرد و بیرون آمد؟ و چرا دولتهای خود افغانستان هم نتوانستند این کشور را متمرکز و یکپارچه اداره کنند؟
📌کانال تلگرام بیپلاس
@podcastbplus
784
+1
قدرت از ثبت تصویر میترسه، چون کنترل داستان رو از دست میده.
https://youtu.be/lMCtOjiKKbc
سلام دوباره، خصوصا به شمایی که صرفا با فیلترینگ کمتر بعد از نزدیک به سه ماه تونستید به اینترنت وصل بشید.
این ویدیو درباره ثبت و آرشیو در بحران و تاثیراتی که میتونه بذاره است. حدودا ۴۸ ساعت از انتشارش میگذره، اما نمیدونم به چه دلیلی کمترین میزان نمایش به دیگران رو توسط یوتیوب داشته. (تصویر دوم)
برای همین این پست رو میذارم که هم اگر یوتیوب به شما هم نشونش نداده، بتونید ببینیدش و هم اگر دیدید و دوست داشتید ازتون خواهش کنم این ویدیو رو به هرطریقی و در هر پلتفرمی که دوست دارید برای دیگران بفرستید تا اونها هم بتونن تماشا کنن.
نظراتتون هم برای من و مسیر پیشروی پوزیتیف خیلی ارزشمند و کارسازه. زیر همین ویدیو برام بنویسید.
🌻🙏🏻
784
ساعتی وقت گذاشتم تا چیزی بنویسم درباره وضع الان خودم و احتمالا دیگرانی مثل من در ایران. اینکه نشسته ایم، جلوی تلویزیون، یک نگاهمان به پنجره، و به انتظار رسیدن ساعت به ضربالعجل...
از خاطرات خودم شروع کردم تا به امروز. خاطراتی که فوتبال و انتخابات و اسکار فرهادی و چیزهایی از این دست را شامل میشد.
از این گفتم که احتمالا اینها خاطراتی مشترک است و عجیب که همه جز این آخری که الان از سر میگذرانیم نه برای ویرانی احتمالی که برای شادی و فرهنگ و آزادی...
اما هرچی نوشتم، پراکنده و نامنسجم بود. مثل وضع و حال الان خودم...
دنبال چیزی بودم که حالم را نشان بدهد، به این موسیقی رسیدم که اگر بدانید از کجا می آید و دیده باشید قرابتش را متوجه میشوید، اگر هم نمیدانید باز هم احتمالا بخشی از حال این لحظات یک ایرانی نشسته روبروی تلویزیون در تهران را خواهید فهمید.
@thePOSITIF
784
شعر زندگی - هوشنگ ابتهاج (سایه)
چه فکر می کنی؟
که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگی؟
درين خراب ريخته
که رنگ عافيت ازو گريخته
به بن رسيده راه بستهایست زندگی؟
چه سهمناک بود سيل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمين و آسمان زهم گسيخت
ستاره خوشه خوشه ريخت
و آفتاب در کبود درههای آب غرق شد.
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تيرهای گرفته سينهی تو را
که با هزار سال بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمیشود.
تو از هزارههای دور آمدی
در اين درازنای خون فشان
به هر قدم نشان نقش پای توست،
برين درشتناک ديولاخ
زهر طرف طنين گامهای رهگشای توست،
بلند و پست اين گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامهی وفای توست،
به گوش بيستون هنوز
صدای تيشههای توست.
چه تازيانه ها که با تو تاب عشق آزمود
چه دارها که با تو گشت سر بلند
زهی شکوه قامت بلند عشق
که استوار ماند در هجوم هر گزند.
نگاه کن
هنوز آن بلند دور،
آن سپيده آن شکوفه زار انفجار نور
کهربای آرزوست،
سپيدهای که جان آدمی هماره در هوای اوست،
به بوی يک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار
بيفتی از نشيب راه و باز
رو نهی بدان فراز
چه فکر میکنی؟
جهان چو آبگينهی شکستهایست
که سرو راست هم در او شکسته مینمايدت.
چنان نشسته کوه در کمين درههای اين غروب تنگ
که راه بسته مینمايدت.
زمان بیکرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست اين درنگ درد و رنج.
به سان رود
که در نشيب دره سر به سنگ میزند
رونده باش
اميد هيچ معجزی ز مرده نيست،
زنده باش
@thePOSITIF
