406
Подписчики
-1624 часа
-907 дней
-26330 дней
Архив постов
406
Repost from SEPEHR
ZAHHAK🩸❤️🔥
ALLAH🩸❤️🔥
AGHRAB🩸❤️🔥
ALI SHAH🩸❤️🔥
DAZAI🩸❤️🔥
QAVISHON🩸❤️🔥
FIZEN🩸❤️🔥
ALI STAR🩸❤️🔥
AMIR COCO🩸❤️🔥
LOST🩸❤️🔥
ALI NOOMIS🩸❤️🔥
MMD VAHSHI🩸❤️🔥
AMIR NEO🩸❤️🔥
DOKTOR🩸❤️🔥
ZODIAC🩸❤️🔥
TIMSAR🩸❤️🔥
MEHDI MOTAHAM🩸❤️🔥
TAMASHIRO🩸❤️🔥
AMIR MAZANI🩸❤️🔥
AMIR TAJIK🩸❤️🔥
AMIR BUNNY🩸❤️🔥
AMIR POCO🩸❤️🔥
PANDA🩸❤️🔥
SHAHAB INFO🩸❤️🔥
FERI CACTUS🩸❤️🔥
AMIN SPAY🩸❤️🔥
ABOL BROSE🩸❤️🔥
کص ننه بدخاتون🫱🏽🫲🏾❤️
406
Repost from AliShaH family
گفتم دیگه لقبت کودیاکه ولی من دوباره میشم آریامهر مادرتو مثل مسلمونای تایم ۹۸ تا ۴۰۳ طوری میگام مادر جنده کودک سن
فقط مامانتو بگیری دستتو بدویی
406
Repost from AliShaH family
شاید فکر کنید زودیاک و کودیاک فقط اسماشون شبیه همه ولی نه باید بهتون اینو بگم که نه تنها پدران مشترک زیادی دارن بلکه مادر جفتشونم علاقه به کیر کلفت دارن و سر همینه اعراب حوضه خلیج فارس با شعار لبیک لبیک خاویار زودیاک و کودیاک مامانتو بردار و بیار مامان این دو شخص رو گروگان گرفتن و از کون و کس پاره کردن🤣🤣
406
Repost from AliShaH family
در آسمان ها پی ستاره میگشتم ناگهان ماه را دیدم ، دلم لرزید تا دست و پایم را جمع کردم دیدم او برق را از چشمان و دلم را از بدنم دزدید ، آنجا آغاز بخش دگری از زندگی من بود ، آن شب تا صبح به فکر فرو رفتم که چرا من تا این لحظه ماه را ندیده بودم و در همانجا فهمیدم گاهی باید از زاویه دیگری دید و عاشق شد ...
صبح آن روز پی ماه میگشتم اما ماهی نبود حتی ستاره ها هم نهان شده بودند
دلم ریخت به خوابی عمیق فرو رفتم و در شبانگاهان بیدار شدم ماه را دیدم برای او شعری گفتم و تا صبح به او زل زدم ، نگاهش کردم و هربار که نگاهش میکردم انگار هنوز هم اولین باری بود که اورا میدیدم باز دوباره عاشق او میشدم اما افسوس که ماه مرا راه میکرد در صبحگاه ، نور خورشید اورا از من میدزدید ، خورشید ستمگر ! خورشید ظالم دشمنی بود برای من دلم میخواست اورا نابود کنم ، اما من که مجنونی بیش نبودم پس باید چه کنم ...
۱۴ شب تمام به ماه زل زدم ، تا صبح شعر خواندم از جنون من کاسته میشد و رو به بهبودی بودم و اما شب ۱۴ ، در آن شب ماه به قدری زیبا بود که مرا غرق زیبایی اش کرد دگر چشمانم حتی خودم را نمیدید تخم چشمانم به شکل ماه شده بود ، نور ماه صورتم را روشن کرده بود، جنونم نیز فقط برای او بود آنچنان که گویا من مجنون بودم و او لیلی ، اما ماه به من نداشت میلی ، من جانم را برای او میدادم اما او...
شبانگاهی سروده ی : علی شاه
