ar
Feedback
𝐁𝐲 𝐀𝐋𝐋𝐀𝐇

𝐁𝐲 𝐀𝐋𝐋𝐀𝐇

الذهاب إلى القناة على Telegram

Etemad❌

إظهار المزيد
إيران129 693الفئة غير محددة
406
المشتركون
-1624 ساعات
-907 أيام
-26330 أيام
أرشيف المشاركات
امیر زودیاک کوص مامانیت پاشو بیا
امیر زودیاک کوص مامانیت پاشو بیا

Repost from VASET ROOM
وار امشب زودیاک و طاها الله کنسله فردا خودم میشینم واسطشون

Repost from SEPEHR
ZAHHAK🩸❤️‍🔥 ALLAH🩸❤️‍🔥 AGHRAB🩸❤️‍🔥 ALI SHAH🩸❤️‍🔥 DAZAI🩸❤️‍🔥 QAVISHON🩸❤️‍🔥 FIZEN🩸❤️‍🔥 ALI STAR🩸❤️‍🔥 AMIR COCO🩸❤️‍🔥 LOST🩸❤️‍🔥 ALI NOOMIS🩸❤️‍🔥 MMD VAHSHI🩸❤️‍🔥 AMIR NEO🩸❤️‍🔥 DOKTOR🩸❤️‍🔥 ZODIAC🩸❤️‍🔥 TIMSAR🩸❤️‍🔥 MEHDI MOTAHAM🩸❤️‍🔥 TAMASHIRO🩸❤️‍🔥 AMIR MAZANI🩸❤️‍🔥 AMIR TAJIK🩸❤️‍🔥 AMIR BUNNY🩸❤️‍🔥 AMIR POCO🩸❤️‍🔥 PANDA🩸❤️‍🔥 SHAHAB INFO🩸❤️‍🔥 FERI CACTUS🩸❤️‍🔥 AMIN SPAY🩸❤️‍🔥 ABOL BROSE🩸❤️‍🔥 کص ننه بدخاتون🫱🏽‍🫲🏾❤️

Repost from AliShaH family
گفتم دیگه لقبت کودیاکه ولی من دوباره میشم آریامهر مادرتو مثل مسلمونای تایم ۹۸ تا ۴۰۳ طوری میگام مادر جنده کودک سن فقط مامانتو بگیری دستتو بدویی

Repost from AliShaH family
شاید فکر کنید زودیاک و کودیاک فقط اسماشون شبیه همه ولی نه باید بهتون اینو بگم که نه تنها پدران مشترک زیادی دارن بلکه مادر جفتشونم علاقه به کیر کلفت دارن و سر همینه اعراب حوضه خلیج فارس با شعار لبیک لبیک خاویار زودیاک و کودیاک مامانتو بردار و بیار مامان این دو شخص رو گروگان گرفتن و از کون و کس پاره کردن🤣🤣

هعیی

Story

اوو مای گاد

تو چشمات فرق داشت

Story

Repost from AliShaH family
در آسمان ها پی ستاره می‌گشتم ناگهان ماه را دیدم ، دلم لرزید تا دست و پایم را جمع کردم دیدم او برق را از چشمان و دلم را از بدنم دزدید ، آنجا آغاز بخش دگری از زندگی من بود ، آن شب تا صبح به فکر فرو رفتم که چرا من تا این لحظه ماه را ندیده بودم و در همانجا فهمیدم گاهی باید از زاویه دیگری دید و عاشق شد ... صبح آن روز پی ماه می‌گشتم اما ماهی نبود حتی ستاره ها هم نهان شده بودند دلم ریخت به خوابی عمیق فرو رفتم و در شبانگاهان بیدار شدم ماه را دیدم برای او شعری گفتم و تا صبح به او زل زدم ، نگاهش کردم و هربار که نگاهش میکردم انگار هنوز هم اولین باری بود که اورا می‌دیدم باز دوباره عاشق او میشدم اما افسوس که ماه مرا راه میکرد در صبحگاه ، نور خورشید اورا از من می‌دزدید ، خورشید ستمگر ! خورشید ظالم دشمنی بود برای من دلم میخواست اورا نابود کنم ، اما من که مجنونی بیش نبودم پس باید چه کنم ‌... ۱۴ شب تمام به ماه زل زدم ، تا صبح شعر خواندم از جنون من کاسته میشد و رو به بهبودی بودم و اما شب ۱۴ ، در آن شب ماه به قدری زیبا بود که مرا غرق زیبایی اش کرد دگر چشمانم حتی خودم را نمی‌دید تخم چشمانم به شکل ماه شده بود ، نور ماه صورتم را روشن کرده بود، جنونم نیز فقط برای او بود آنچنان که گویا من مجنون بودم و او لیلی ، اما ماه به من نداشت میلی ، من جانم را برای او میدادم اما او... شبانگاهی سروده ی : علی شاه

Repost from ᏗᎷᎥᏒostam
تویی که بچه دوم خانواده ای حرف از اول بودن نزن دیگه

Repost from N/a
اچ پی یک

Repost from N/a
جامپ ۱۰۰

Repost from N/a
بنده ابول عقرب پاور فول تیمو دعوت به وار میزنم

________________𝐄𝐓𝐄𝐇𝐀𝐃__________________ 𝐃𝐄𝐀𝐃.𝐓𝐄𝐀𝐌🫱🏻‍🫲🏼𝐎𝐥𝐝 𝐓𝐄𝐀𝐌