48
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+1130 дней
Загрузка данных...
Привлечение подписчиков
сентябрь '26
сентябрь '26
+3
в 0 каналах
август '26
+19
в 1 каналах
Get PRO
июль '26
+16
в 0 каналах
Get PRO
июнь '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
май '260
в 0 каналах
Get PRO
апрель '260
в 0 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+7
в 0 каналах
Get PRO
январь '260
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '25
+25
в 0 каналах
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 04 сентября | 0 | |||
| 03 сентября | 0 | |||
| 02 сентября | +3 | |||
| 01 сентября | 0 |
Посты канала
وقتِ خواندنش فرا رسیده.
(جهان همچون اراده و تصور) اثر آرتور شوپنهاور.
قراره دو ترجمه از این کتاب رو بخونم و تا پایانِ خوندن این شاهکار، فعالیتی در کانال انجام نخواهد شد.🌲🤍
| 2 | من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
غالباً این قَدَرَم عقل و کِفایت باشد
تا به غایت رهِ میخانه نمیدانستم
ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد
زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
زاهد ار راه به رندی نَبَرَد معذور است
عشق کاریست که موقوف هدایت باشد
من که شبها رهِ تقوا زدهام با دف و چنگ
این زمان سر به ره آرَم؟ چه حکایت باشد!
بندهٔ پیرِ مغانم که ز جهلم بِرَهانْد
پیرِ ما هر چه کُنَد عینِ عنایت باشد
دوش از این غصه نَخُفتَم که رفیقی میگفت
«حافظ ار مست بُوَد جایِ شکایت باشد»
| 1 |
| 3 | این دنیا یک لبخند بزرگ به همهما یتیما بدهکاره... | 15 |
| 4 | من و انکارِ شراب! این چه حکایت باشد؟
غالباً این قَدَرَم عقل و کِفایت باشد
تا به غایت رهِ میخانه نمیدانستم
ور نه مستوری ما تا به چه غایت باشد
زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
زاهد ار راه به رندی نَبَرَد معذور است
عشق کاریست که موقوف هدایت باشد
من که شبها رهِ تقوا زدهام با دف و چنگ
این زمان سر به ره آرَم؟ چه حکایت باشد!
بندهٔ پیرِ مغانم که ز جهلم بِرَهانْد
پیرِ ما هر چه کُنَد عینِ عنایت باشد
دوش از این غصه نَخُفتَم که رفیقی میگفت
«حافظ ار مست بُوَد جایِ شکایت باشد»🖤 | 1 |
| 5 | Нет текста... | 18 |
| 6 | 🚪 | 83 |
| 7 | بخونیمش🍃 | 39 |
| 8 | Нет текста... | 1 |
| 9 | ❤️💛🔥 | 44 |
| 10 | شاید یکی از بزرگترین اشتباههای ما این باشد که قبل از اینکه خودِ آدم را ببینیم، جنسیتش را میبینیم.
آنقدر درگیر این تفاوتها شدهایم که گاهی یادمان میرود پشت همهشان یک انسان است، با ترسها، آرزوها، تنهاییها و رویاهایی شبیه خودمان.
شاید اگر روزی جنسیت از دنیا محو میشد، باز هم آدمها دنبال یک تفاوت تازه میگشتند تا به آن تکیه کنند و بگویند: (ما با هم فرق داریم.)
شاید مشکل خودِ تفاوتها نباشد. شاید ما بیش از حد به تفاوتها اهمیت میدهیم و یادمان میرود که قبل از هر چیزی، انسانیم. | 5 |
| 11 | از جنون، این عالَمِ بیگانه را گم کردهام
آسمانسیرم زمینِ خانه را گم کردهام
نه من از خود، نه کسی از حالِ من دارد خبر
دل، مرا و من، دلِ دیوانه را گم کردهام
چون سلیمانم که از کف دادهام تاج و نگین
تا ز مستی، شیشه و پیمانه را گم کردهام
از منِ بیعاقبت، آغازِ هستی را مپرس
کز گرانخوابی، سرِ افسانه را گم کردهام
در چنین وقتی که بیپرواز شد زلفِ سخن
از پریشانخاطریها، شانه را گم کردهام
بس که در یکجا ز غلطانی نمیگیرد قرار
در نظر، آن گوهرِ یکدانه را گم کردهام
طفل میگرید چو راهِ خانه را گم میکند
چون نگریم من که صاحبخانه را گم کردهام؟
به که در دنبالِ دل باشم به هرجا میرود
من که «صائب»، کعبه و بتخانه را گم کردهام
صائب تبریزی | 6 |
| 12 | Нет текста... | 71 |
| 13 | Нет текста... | 71 |
| 14 | در خرابات مغان نور خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن
فکر دور است همانا که خطا میبینم
- حافظ | 49 |
| 15 | چند روزی طول کشید تا یادداشتم رو دربارهی این کتاب خوب بنویسم. کلی حرف برای گفتن داشتم. اما بعد از تمام کردنش، فقط دوست داشتم سکوت کنم و به نکات و هایلایتهایش فکر کنم. بعد از خواندنش هم اتفاقاتی برایم افتاد که با تمام وجود گفتم: (شوپنهاور، حق داشتی که تنهایی رو انتخاب کنی. فیلیپ اسلیت، حق داشتی که از آدمها ببُری.)
اما برگردیم سر اصل مطلب.
(درمان شوپنهاور) رو که شروع کردم، فکر میکردم تمام کتاب دربارهی فلسفهی شوپنهاور باشه، یعنی ابتدا زندگینامهای از او و سپس بررسی فلسفهش. اما برخلاف تصورم، داستان جولیوس و فیلیپ تقریباً یکفصلدرمیون در کتاب گنجانده شده بود. راستش، این بخش آنچنان باب میلم نبود، اما و اما! این موضوع چیزی از ارزش آموزههای کتاب کم نکرد.
در ادامه تصمیم گرفتم (جهان همچون اراده و تصور) شوپنهاور رو هم بخونم و بهدلیل شباهتهای تقریبی زندگیام با او، بیشتر دربارهی این فیلسوف مطالعه کنم. | 49 |
| 16 | 🍂🍂🍂🍂 | 80 |
| 17 | کمی خیال پردازی کردم و این از ذهنم بیرون پرید... | 80 |
| 18 | ی چیزی بکشیم... | 47 |
| 19 | کمکم دارم نوشتههای شوپنهاور رو درک میکنم؛ حالا میفهمم چرا تنهایی رو برای خودش پناهگاه میدونست. | 51 |
| 20 | چه کتاب خوبیه، نویسنده چقدر واقع بینانه و بدون تعارف به مسئله کامل نبودنِ همه چیز پرداخته :) | 58 |
