ru
Feedback
سُها

سُها

Открыть в Telegram

مینویسم، بی نقطه… ناشناس من: https://t.me/whatsChat_bot?start=sec-bbgcfjhcfd

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
277
Подписчики
Нет данных24 часа
+17 дней
-130 день
Архив постов
با اینکه خسته‌م از عزیزترینم رو به خودش سپردن، ولی عزیزم، بخاطر ماهم که شده، لطفا مراقب خودت باش.

photo content
+1

08 - Arianfar.mp311.73 MB

این زندگی دیگه به درد نمیخوره، دارم وسایلامو جمع میکنم برم وسط کویر وایسم انقدر آفتاب به مغزم بخوره که بخارشم برم هوا تبدیل به یه تیکه ابر بشم.

آدما زمانی بهتون نیاز پیدا می‌کنن که ببینن کسیو نمیتونن مثل شما دلسوز پیدا کنن، ولی متاسفانه زمانی به این نتیجه میرسن که شما اهمیتتون نسبت به اونارو از دست دادید.

انتظارم ازت اومد پایین، و این خیلی دل‌گیرم می‌کنه.

گفت میخندی. اما به نظر خودت داری لبخند میزنی، از این ور که ما داریم نگاهت می‌کنیم انگار یه آدامس کِش اومده‌ای، چرا میخوای غمت و پنهان کنی؟ دوباره خندیدم، و حالا نگاه اون بود که مثل رودی سرازیر می‌شد.

photo content

دنبالت گشتم، زمانی که تو از قصد خودت را گم کردی.

photo content
+1

جمعه‌ها دلگیر نیستن، ما آدمشو نداریم.

من از احساساتم مطمئن نیستم. لطفا با من مدارا کنید. زود خسته و فسرده میشم.

edPrJsYVxpmuSnkl.mp31.18 MB

برای دیگران چسب زخم، برای خودمون نمک‌پاش.

زمان زیادیست نگاهم قفل می‌شود. روی کتاب‌هایم، عروسک‌هایم، لباس‌هایم، سقف، سقف، سقف… اشک چکه می‌کند. چیزی نیست نور اتاق چشم‌هایم را می‌زند.

کاش خوشبختی و باد میاورد. میاورد میزاشت کف دستمون، میگفت ببین، این برای توعه، سفت نگهش دار.

ته نگاهم خنده که نه، غمی با اشتیاق میرقصد.

غمت را پهن کن، تاریکی‌هایم را وسط میزارم. اینجا شادی معنایی ندارد عزیز من.

photo content
+1

برایم کتاب بخر، و صفحه اولش از احساساتت بگو. اگر برگ گلی خشک شده میان برگه‌هایش بزاری که دیگر فی‌بها.