مردِ عنکبودی
Открыть в Telegram
780
Подписчики
Нет данных24 часа
-157 дней
-6230 дней
Архив постов
انسان گاهی بیشتر از آنکه آیندەای واسه بچەش بسازه، گذشتە حل نشدەی خودشو به او می سپاره؛
ترسها،عقدەها و زخمایی که خودش درمان نکرده...
فرزندان گاهی تاوان تصمیمایی رو میدن که هرگز نگرفتن،
و وارث دردایی میشن که هرگز خودشون انتخابش نکردن!
#speak_no_evil
دیشب خوابت رو دیدم؛ انگار یه بخشی از این همه نبودن و فاصلهمون قرار بود توی خواب جبران بشه. توی خواب، اینطوری نبود که مثل الان بیتفاوت از کنار هم رد بشیم؛ برعکس، یه جوری کنار هم بودیم و لاو میترکوندیم که وقتی بیدار شدم، با خودم گفتم کاش اصلاً بیدار نمیشدم.
اگه کسیو کنار من دیدید، مُطمئن باشید خیلی تلاش کردم که از خودم دورش کنم؛ ولی اون از من بچه پُرو تر بود.
این آهنگ داشت پخش میشد. یهو مامانم گفت این آهنگ به نظرت سیاسیه؟ گفتم بستگی داره. اگه عاشق باشی برای عشقه، اگه اهل سیاست باشی، سیاسیه. گفت حالا تو عاشقی؟ گفتم آره. گفت کی؟ گفتم ایران 😊
خلاصه میخواستم بگم من اگه گاهی مسخرهبازی درمیارم فک نکنین مسخرم، میخوام حالتون خوب شه، شایدم یه نوع واکنش دفاعی باشه و نیاز دارم اون لحظه یکی حالمو خوب کنه.
چند روز پیش توی تپسی «همسفر» زدم و اتفاقاً با یه خانم دوبلور از صداوسیما هممسیر شدم. توی مسیر حرفهای قشنگی میزد؛ از اون حرفهایی که حتی وقتی یه جورایی بوی ناامیدی میدن، باز هم آخرش حالت رو خوب میکنن.
داشت دربارهی بیلبوردهای تبلیغاتی حرف میزد. مثلاً میگفت دیجیکالا یه جملهای زده بود شبیه این: «به اونی که همه بهش نظر مثبت دارن میرسی.» :)))
راستش قبل از اینکه اینو ازش بشنوم، من اصلاً اینطوری بهش نگاه نکرده بودم. با خودم میگفتم خب چرا باید حتماً به کسی برسم که همه بهش نظر مثبت دارن؟ 😂
ولی توضیحی که میداد باعث شد یه جور دیگه بهش فکر کنم. خلاصه، حرفهاش برام جالب بود و یه تیکه از صحبتهاش رو هم ویس گرفتم که...
