Luminance
Закрытый канал
754
Подписчики
-124 часа
-87 дней
-5130 дней
Архив постов
754
Repost from N/a
از کوه و دره و دشت میگذرم، به امید اینکه یه جایی، یه گوشهای از این دنیا، دوباره به آدمی برسم که قبلاً بودم. به لبخندی که داشتم، به قلبی که هنوز از زندگی خسته نشده بود و به احساسی که بهم میگفت چقدر خوبه که وجود دارم. دلم میخواد یادم بیاد گرمای خورشید روی پوست، باد لای فر موهام، صدای موزیک توی گوشم و غرق شدن توی لحظهها چه حسی داشتن. دلم میخواد دوباره بدون اینکه دلیلی برای خوشحال بودن داشته باشم، از بودنم خوشحال باشم. نمیدونم چقدر باید راه برم تا دوباره خودم رو پیدا کنم؛ فقط امیدوارم وقتی بالاخره به خودم میرسم، هنوز چیزی از اون آدم باقی مونده باشه که بتونم از نو دوستش داشته باشم.
754
Repost from N/a
بچهها خیلی جدی وقتایی که یهو ناراحت میشم میشینم به یکی از حرفای شینا فکر میکنم یه ربع میخندم همینطوری
