ru
Feedback
حوالی‌غرب'

حوالی‌غرب'

Открыть в Telegram

«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر‌ که دوست داشتید فور بزنید.

Больше
512
Подписчики
-224 часа
-287 дней
-9630 дней
Архив постов
Repost from 13
قبلا نمی‌شد توی پابلیک گریه کرد؛ الان می‌شه. کسی هم سوال نمی‌پرسه؛ همه می‌دونن چرا گریه می‌کنیم.

وقتی کیکم از دستم افتاد با صدای خیلی بلند و از ته دلم گریه کردم. مطمئنا دلیلش کیک نبود.

بله دوستان من سعی میکنم خودم رو با مزخرف ترین چیزهای ممکن هم که شده سرگرم ‌کنم.اما همچنان غم زده،ناخوش احوال و ناامید تشریف دارم.

همه چی.
همه چی.

بله دوستان من سعی میکنم خودم رو با مزخرف ترین چیزهای ممکن هم که شده سرگرم میکنم.اما همچنان غم زده،ناخوش احوال و ناامید تشریف دارم.

غم پروریم، حوصله شرح قصه نیست...
- فاضل نظری

منم همینطور.منم همینطور.

Repost from هشت صُبح
اصن یادم رفته چی میخواستم...!

Repost from lightersound
استِکانی چای دارم و هزار و یک اندوه.

-خشم و غم.

خشم و غم.

هر لحظه ممکنه از شدت خشم فرو بریزم.

راستش متنفرم از اینکه با خودم بگم کاش الان تو بودی.ولی اگه روراست باشم باهات بارها اینو گفتم؛بارها.

راستش متنفرم از اینکه با خودم بگم کاش الان تو بودی.ولی اگه رو راست باشم باهات بارها اینو گفتم؛بارها.

من واقعا قلبم شکسته.به شکل جدی صدای شکستن قلبم رو شنیدم.

قلبم شکسته،غمگینم،دلم نمیخواد قوی باشم،نای ادامه دادن ندارم و فقط میخوام برای یه مدت زیادی در آرامش زندگی کنم . به اندازه تموم سال های عمرم استرس و غم رو تجربه کردم...!

و چه آرزوهای که برآورده نشدن.

من واقعا خسته شدم. از شرمندگی وسط لبخندهام از بغض های یهویی وسط کار از پرش افکارم موقع درس خوندن ولی اگه ایناهم نباشه از شرمنده گی میمیرم شما بگین چیکار کنیم؟:)

کا بارون میومد و میتونستم تا صبح باهاش گریه کنم.همین‌.

داشتم‌ گنده،گنده حرف میزدم که برگشت سمتم و گفت تو خوب نیستی از چشات معلومه.همونجا بود بدون هیچ حرفی سرمو انداختم پایین..!