حوالیغرب'
رفتن به کانال در Telegram
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
نمایش بیشتر512
مشترکین
-224 ساعت
-287 روز
-9630 روز
آرشیو پست ها
512
Repost from 13
قبلا نمیشد توی پابلیک گریه کرد؛
الان میشه. کسی هم سوال نمیپرسه؛
همه میدونن چرا گریه میکنیم.
512
وقتی کیکم از دستم افتاد با صدای خیلی بلند و از ته دلم گریه کردم.
مطمئنا دلیلش کیک نبود.
512
بله دوستان من سعی میکنم خودم رو با مزخرف ترین چیزهای ممکن هم که شده سرگرم کنم.اما همچنان غم زده،ناخوش احوال و ناامید تشریف دارم.
512
بله دوستان من سعی میکنم خودم رو با مزخرف ترین چیزهای ممکن هم که شده سرگرم میکنم.اما همچنان غم زده،ناخوش احوال و ناامید تشریف دارم.
512
راستش متنفرم از اینکه با خودم بگم کاش الان تو بودی.ولی اگه روراست باشم باهات بارها اینو گفتم؛بارها.
512
راستش متنفرم از اینکه با خودم بگم کاش الان تو بودی.ولی اگه رو راست باشم باهات بارها اینو گفتم؛بارها.
512
قلبم شکسته،غمگینم،دلم نمیخواد قوی باشم،نای ادامه دادن ندارم و فقط میخوام برای یه مدت زیادی در آرامش زندگی کنم .
به اندازه تموم سال های عمرم استرس و غم رو تجربه کردم...!
512
من واقعا خسته شدم.
از شرمندگی وسط لبخندهام
از بغض های یهویی وسط کار
از پرش افکارم موقع درس خوندن
ولی اگه ایناهم نباشه از شرمنده گی میمیرم شما بگین چیکار کنیم؟:)
512
داشتم گنده،گنده حرف میزدم که برگشت سمتم و گفت تو خوب نیستی از چشات معلومه.همونجا بود بدون هیچ حرفی سرمو انداختم پایین..!
