ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

حوالی‌غرب'

حوالی‌غرب'

Открыть в Telegram

«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر‌ که دوست داشتید فور بزنید.

Больше
486
Подписчики
Нет данных24 часа
-97 дней
-2330 дней
Архив постов
واقعا بدم میاد از این آدمای که همش حرفن. مگه شما چقدر میتونین بی اهمیت باشید نسبت به شخصیت خودتون که حرفی رو بزنید و بهش عمل نکنید؟ این توهین مستقیم به آدماست به خودتون احترام نمیزارین لااقل حرمت بقیه و نگه دارید. هرچند آدمی که به خودش اهمیت نده دیگه بقیه به چپشه و اینم بدونید ملت مجبور نیستن مزخرف بازیایی شمارو تحمل کنن یهو یجا دیدین که اصلا توقعشو ندارید ترکتون میکنن خلاصه جمع کنید خودتونو...!

منم همینطور رویا منم همینطور.

Repost from رویا🌿
هر وقت که میخوام یه بلایی سر خودم بیارم با خودم میگم احمق نباش این تویی که جوانی سالها زندگی داری میتونی تغییر بدی بمیری که چی بشه؟ که اونا راحت زندگی کنن تهش هم میگن اره دختر خوبی نبود که خودش رو‌کشت توی تمام شب بیداری هام هزار بار به کشتن خودم فکر میکنم و هزار بار خودم رو منصرف میکنم حالم از خانواده ای که باعث میشه شب بیداری های بچه اش فکر کردن به مراحل خودکشی باشه بهم میخوره

ولی کتاب ها همه چیزن همه چیز. بهت ثابتت میکنن تو هنوز پناهی داری برای ادامه دادن:))🫧

ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟ _فروغ فرخزاد
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست؟ _فروغ فرخزاد

ولی بیاین قبول کنیم ترس از دست دادن از خود از دست دادن بدتره نه؟!

«هر جا که باشی کسی غیر از خودت همراه نیست.» _بیدل دهلوی

بماند.
بماند.

بزرگسالی اونجاست که می‌خوای گریه کنی ولی گریه نمی‌کنی چون سردرد می‌گیری و نمی‌تونی به کارهات برسی.

پذیرفتن یسری چیزا به معنی کم کردن دردشون نیست، من خیلی چیزا رو پذیرفتم اما هر روز بابتشون درد میکشم. هر روز،هر روز.

تورو واسه نفس میخوام:)!

موسیقی هنری عجیب از شاعرانه ترین و دقیق ترین هنرهایی‌ست که مبهم ، مثل یک رویا اما دقیق ، مثل جبر است.

در تاریک ترین نقطه زندگی اش هنوز امیدوار بود روزی به نور خواهد رسید:)! _حوالی غرب
در تاریک ترین نقطه زندگی اش هنوز امیدوار بود روزی به نور خواهد رسید:)! _حوالی غرب

نگفت دوستت دارم، اما طوری نگاهش کرد که انگار تمامِ موفقیت‌های زندگی‌اش روبه‌رویش نشسته بود.

درخت دل دگر نایی ندارد...!

تموم تلاشم اینه خودمو از اینجا نجات بدم. از این شهر، از این آدما، از این خونواده و از هرچیزی که مربوط به زندگیم در اینجا میشه. تموم تلاشم رفتن و آزاد شدن از بند هر مسئله ی که ربطی به اینجا داره...!

و من چقدر خسته ام.
و من چقدر خسته ام.

آدم حال بدیشو وقتی به یکی میگه یعنی میخوام کنارم باشی و کمکم کنی اما وقتی اون آدم کنارت نیست دیگه نمیگی و دیگه نمیخوای کنارت باشه آدمارو پشیمون نکنید از اینکه بهتون همه چیشونو گفتن....

کاش معده درد اصلا وجود نداشت:) خدایا همون که ذهنم درگیر بشه کافی نبود برات؟:)

او هرگز از درد هایش حرف نمیزد ، آنها را نقاشی می‌کرد ، می‌نواخت ، می‌سرود . _شب بخیر آدما.